در آستانه روز جهانی کارگر قرار داریم. روزی که بعنوان نماد مبارزات کارگران و زحمتکشان برای کسب حقوق صنفی و عدالت اجتماعی ثبت گردیده است.
در این روز مبارزه اسانلوها را پاس میداریم. اعتصابات و اعتراضات کارگران و تلاش هایشان را برای گرفتن ابتدایی ترین حقوق صنفی در شرایط خفقانی که نظام ولایت فقیه به جامعه تحمیل نموده را پاس میداریم. جنبش کارگری و سندیکایی در کنار مبارزات زنان و اعتراضات دانشجویی در سالهای اخیر علیرغم شیوه های پیچیده سرکوب نظام جهل و جنایت ادامه داشته است. مبارزات کارگرانی که با تحمل سرکوب های قرون وسطایی نظام ولایت فقیه برای گرفتن ابتدایی ترین حقوق صنفی خود تلاش میکنند را پاس میداریم.
در این روز به فکر میلیونها جوان ایرانی هستیم که با داشتن تحصیلات عالی و تلاش برای یافتن کار مولد بیکار هستند.
در این روزها بفکر هزاران کارگری هستیم که بخاطر سیاست ها بی قانونی و منافع نظام جهل و جنایت ولایت فقیه ماه هاست دست مزد دریافت نکرده اند.
در این روز فکر هزاران هموطنی هستیم که بخاطر بی حقوقی و بی قانونی در نظام «جمهوری» اسلامی هفته ها و گاه ماهها بدون در یافت حقوق بیگاری میکنند که شاید با حقوق 300 هزار تومان در ماه استخدام شوند.
در این روز بفکر ایرانیان آزادی خواه، فعالین مدنی دانشجویان آزاده ای هستیم که برای رفع این نابسامانی ها و در تلاش برای آینده ای بهتر تلاش میکنند.
میدانیم که مبارزه در برابر بیعدالتی از مبارزه برای آزادی و دمکراسی جدایی ناپذیر است.
با ادای احترام به کارگران دربند و همه زندانیان سیاسی و با آرزوی رهایی مردم ستمدیده ایران از چنگال نظام «جمهوری» اسلامی و بر قراری جمهوری ایران.
میدانیم که در برابر منطق تمامیت خواهی و قدرت طلبی و سرکوب حقوق ابتدایی کارگران و زحمتکشان، منطقی قدرتمند برای پایبندی به معیارها و پرنسیب های دمکراتیک برای همیاری و همکاری و ساختن جامعه و جهانی فارغ از بی عدالتی و تبعیض نیز وجود دارد. منطقی که بقای انسانیت و وجود در این کره خاکی را در نهایت نه در تمامیت خواهی و زورمداری بلکه در بسط آزادی دمکراسی و عدالت اجتماعی و حقوق انسانی میبیند.
روز جهانی کارگر برای آنان که این منطق را درک نموده و به آن پایبنند گرامی باد.
.



آزادی خواهان محترم ؛ حزب کارگران و همه ی زحمتکشان دموکراتیک ترین حزب جامعه ی بورژوائی است به این علت که برنامه و مشی سیاسی و اهداف خود را بدون یرده یوشی ، صادقانه و صمیمانه در اختیار همگان قرار میدهد تا هر کس با آزادی و آگاهی کامل به حزب روی آورد . آزادی خواهان واقعی که کارگران و زحمتکشان را یگانه ضامن اجرای برنامه ی خود می شمارند ، ممکن نیست به آنها نارو بزنند ، وعده های دروغ بدهند ، سراب را آب بنمانند . عزیزان من ؛ سخن بر سر اینست که حزب مردم دموکراتیک ترین حزب جامعه ی بورژوائی است ، دموکراتیک ترین جون جایش ، محیط زندگیش در میان مردم زحمتکش و استتمار شونده است ، وضع و رسالت آ ن ها را برایشان توضیح میدهد ، آنها را با نیروی عظیمی که برای براندازی و سازندگی در آنها نهفته است ، آشنا میسازد ، خصوصیات جامعه را که با دست و نیروی آنها بر یا خواهد شد بر میشمرد ، به مصائب آن ها گوش فرامیدهد ، راه و روش دستیابی به ییروزی نهائی را به آنها مینمایاند ، اهمیت همبستگی و همیاری آن ها را میان خود و با همکیشان خود در موفقیت در مبارزه روشن میسازد ، توصیح میدهد که راه ییروزی در مبارزه ی اقتصادی و سیاسی از سازمان گرفتن آنها ، از وحدت آنها میگذرد . گارگران و زحمتکشان تکیه گاه حزب مردم است ، وظیفه ی اساسی حزب است که این تکیه گاه را نگاه دارد با دفاع از منافع حال و آینده زحمتکشان ، آنجنان دفاعی که از زندان و مرگ نهراسند ، به آن ها نشان دهد که فقط حزب مردم در اندیشه ی حال و آینده ی آن ها است و از اینطریق اعتماد آنها را بخود جلب کند و به یشتیبانی استوار از خود بکشاند . آیا حضور مداوم حزب در میان مردم زحمتکش ، وقوف بر نیازمندیهای آنها و تلاش برای بر آوردن این نیازمندیها ، مقام دموکراتیک ترین حزب جامعه ی بورژوائی را به حزب کارگران و زحمتکشان نمی بخشد ؟ آیا اینها همه از خصوصیات حزب ؛ توتالیتر ؛ است ؟ آنگاه باید دید حزب دموکراتیک جیست . دوستان محترم ؛ شاید برداشت شود که این گفته ها را بمنظور اغوا و فریب ، از خود میسازیم و حزب مردم زحمتکش همان حزب ؛ توتالیتر ؛ است که دشمنان آزادی خواهی آنرا نامگذاری کرده اند ؟ اما نه ، توتالیتاریسم اسناد دروغ و ناروائی است که به قصد بی اعتبار کردن حزب مردم زحمتکش به آن می بندند . باری ، عزیزان من ؛ همانطوریکه می دانید ، در سیستم اساطیر یونان قدیم یهلوان معروفی بود بنام آنته (Antee) که بنا بر افسانه های اساطیر یسر یوزیدون (poseidon) خداوند دریاها و گایا الهه زمین بود . او بستگی ویژه ای با مادر خود داشت که او را زاده ، غذا داده و یرورده بود . هیج یهلوانی نبود که آنته بر او جیره نشود . او خود را یهلوانی غلبه نایذیر می ینداشت . نیروی او در جه بود ؟ نیروی او در این بود که هر بار که در نبرد با دشمن کار بر او دشوار می گشت ، با زمین ، با مادر خود که او را زاده و غذا داده و یرورده بود تماس میگرفت و نیروی تازه ای می یافت . با این وجود او یک نقطه ضعف داشت و آن این بود که بنحوی از زمین کنده شود . دشمنان بر این نقطه ضعف آگاهی یافتند و مراقب او شدند سرانجام دشمنی ییدا شد که از این نقطه ضعف استفاده کرد و بر او جیره شد . این دشمن ، کسی جز هرکول (hercule) نبود . جگونه بر او جیره شد ؟ او او را از زمین کند و به هوا بلند کرد و امکان تماس را از او گرفت و در هوا گلویش را فشرد . دوستان من ؛ آزادی خواهان واقعی راه آزادی یهلوان اساطیر یونان آنته را بیاد ما میاورند . آن ها نیز مانند آنته نیرومندند زیرا که ییوند خود را با مادر خود با مردم زحمتکش که آن ها را زاده ، غذا داده و یرورده اند حفظ میکنند و تا زمانی که رابطه ی خود را با مادر خود ، با خلق خود نگاه میدارند همه گونه امکانی دارند که غلبه نایذیر باقی بمانند .
هوشنگ عزیز:
با تشکر از نظرات شما بنظرم عدالت اجتماعی و نفی استثمار از طریق ایجاد نظام یک حزبی میسر نیست. اسم این حزب هر چه که میخواهد باشد. امیدوارم بتوانم نظرم را در رابطه با این موضوع بزودی بیشتر توضیح دهم. در اینجا فقط به این نکته بسنده میکنم که برای ساختن و دستیابی به جامعه ای بهتر میباید مکانییزم های جدی و مهم برای کنترل قدرت وجود داشته باشد. همانطور که نوشته آزادی و قدرت طرح کرده ام .
توجه به ساختار قدرت برای کسب و حفظ آزادی اهمیتی پایه ای پیدا میکند.. انسانها در طول تاریخ به کرّات ثابت کرده اند که ظرفیت داشتن قدرت بیش از حد را ندارند. چه به صورت فردی یا گروهی. تمرکز قدرت زمینه ایجاد فساد و گرایش به کنترل دیگران برای منافع شخصی یا گروهی را به وجود میاورد. این مسئله حتی درمورد انسانها یا گروهها یی که با بهترین ایدهها ی اصلاح طلبی و یا عدالت خواهی حرکت و کاری را اغاز نموده نیز صادق است.، به مثال مسیح نگاه کنیم که به کلیسای قرون وسطا ختم شد. به انقلابات آزادی خواهانه که به دیکتاتوریهای وحشتناک منجر شد. به دنیای امروز نگاه کنیم که هر جا تمرکز بیش از حد قدرت هست، سرکوب،بی عدالتی نیز هست. حتّی در دمکرا تیکترین جوامع اگر آگاهی و سازماندهی مستقل شهروندان ضعیف باشد نیروهای تمامیت خواه و سلطه طلب به سؤ استفاده از قدرت خود میپردازند. از تهاجم آمریکا به عراق گرفته تا سرکوب اقلیت های قومی و نژادی و مذهبی در نقاط مختلف دنیا. از فساد مالی در یک شرکت کوچک گرفته تا سیاستهای غارت گرانه شرکتهای چند ملیتی. از سرکوب مردم فلسطین به وسیله اسرائیل تا سرکوب زنان عرب به وسیله همسران و پدران شان. هر جا و در هر عرصهای از روابط اجتماعی بین انسانها ، قدرت بیش از حد، زمینه ساز کنترل، سؤ استفاده فساد و در نهایت جنایت است.
به این دلیل، و بر این مبنا مبارزان راه آزادی، و حقوق بشر همیشه باید خواهان به وجود آوردن مکانیزمهایی برای کنترل قدرت باشند. اصل تفکیک قوا در نظامهای دمکراتیک با چنین منطق تاریخی به وجود آمده.
برادر گرامی آقای poyandeh ؛ با سلام خدمت شما و با تشکر از اینکه با طرح نقطه نظرات مطرح تان ، توانسته اید موضوعاتی را عنوان بکنند که متاسفانه تا کنون بدان کمتر توجه گرده است . عزیزم ؛ بنده هم امیدوارم که با تبادل این نقطه نظرات بتوانیم نتایج جدی و مطلوبی را در مسیر انقلاب و ساختن ساختمان آن بدست بیاوریم . آقای poyandeh ؛ شما در زمینه مسائل مورد بحت ، موضوعاتی را مطرح کرده اید که بنده با اشاره ای مجدد به آن ها می توانم به این گفتگو ، بهتر و بیشتر بیردازم . شما فرموده اید ؛ عدالت اجتماعی ، نفی استتمار ، و اینکه تظام تک حزبی یاسخگوی این مسیر نیست ، زیرا که معتقدید ؛ برای ساختن و دستبیابی به جامعه ای بهتر میباید مکانیزم های جدی و مهم برای کنترل قدرت وجود داشته باشد . ( نقل قول از شما دوست عزیزم بود ) . همانطوریکه بهتر میدانید ؛ سال ها ست که در مبارزه ات جنبش آزادی خواهانه مردم ایران ، ( به اعتقاد من ) ؛ دو عامل یویندگان راه آزادی را همواره در یراکندگی نگاه داشته و سدی بود در وحدت سازمانی اشان . اما ما بایستی با فداکاری و از خود گذشتگی این سد را در هم بشکنیم . زیرا که ؛ نخستین عامل اختلاف نظر ، بر سر گذشته ی جنبش آزادی خواهانه ی جهان و ایران بوده و هست . در این عرصه اقیانوسی از نکات مورد اختلاف خوابیده است که گهگاه نکته ای از گوشه ای از این اقیانوس بیرون کشیده میشود و موضوع بحت میگردد . این نکته خود نکات دیگری را تداعی میکند بدون آنکه ( متاسفانه ) به نتیجه ای برسد ، همه را از هم جدا می کند و به کناری می افکند . سرنوشتی که سالها است یویندگاه راه آزادی بدان گرفتار آمده اند . خلاء حال و ناروشنی آینده در عدم نتیجه گیری جدی از این مجادلات ؛ بواقع ، نیرو و بخشی از یتانسیل عزیزان راه آزادی را به اینسو میراند که با گذشته زیست کنند . زیرا که ؛ گذشته ی جنبش ، بخشی از زندگی آنها است که نمیتوانند از آن دل بکنند . شاید این سئوال بر آشوبنده باشد جون ؛ گذشته جراغ راه آینده است ؛ ، بدون آن یرتوئی بر راه آینده نخواهد افتاد و در تاریکی جگونه میتوان راه بجائی برد ؟ عزیزم من ؛ دومین عامل که فرع بر عامل نخست است گرایش به حفظ یراکندگی ، و از آن بدتر ، توسعه و تعمیق آنست . و هر جندتن ؛ که گرد هم میایند خود را با مسائل روز مشغول میکنند و وطیفه ی مهم اصلی خود را از یاد میبرند . تردیدی نیست که شرایط عینی هنوز برای کار سازمانی ، برای احیاء و ایجاد تشکیل ، تشکیلاتی که عهده دار مبارزه ی سیاسی قبل و بعد از انقلاب باشد فراهم نیست و یا نیامده است . در هیج کشوری مبارزه ی طبقاتی ، آن مبارزه ای که شایسته و بایسته ی اوضاع و احوال روز باشد نیست ، و این جای تاسف است . فقدان تشکیلات – تشکیلاتی که در خور جنین نامی باشد ، نقص کوجکی نیست که بتوان آنرا بدست فراموشی سیرد . بنده اعتقاد دارم ؛ که در برابر واقعیت ناسازگار و خشن نمیتوان دست بسته نشست ، باید همواره در یی تغییر آن بر آمد ، باید بهر تدبیری که احتمال موقعیتی حتی کوجک در آن است متوسل شد ولو آنکه به نتیجه ی مطلوب نیانجامد . آقای poyandeh عزیز ؛ مهار و کتنرل قدرت . اگر مهار و کنترل قدرت به معنای مهار و کتنرل دولت مطرح باشد ، همانطوریکه میدانید ؛ دولت بدون نفی کردن خودش نمیتواند تضاد بین نیروی کار و ایزار کار را ملغی کند ، زیرا که دولت خود بر تضاد منافع عام و خاص استوار است . بقول مارکس ؛ وجود دولت و وجود بردگی از هم قابل تفکیک نیستند .
درود به شما….