Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2010

«پس از اقدام اخیر سایت  بالاترین که اعمال نظر مدیران در قبال توهین آمیز بودن یا نبودن لینک ها را رسمیت بخشید، بسیاری از کاربران به اشکال گوناگون این حرکت را مورد انتقاد قرار دادند. بسیاری این اقدام را ادامه ی روندی می دانستند که از مدتی قبل با تغییرات نوشته یا نانوشته از جانب مدیران اعمال می شد» (1).

مشکل  اساسی مدیریت سایت  بالاترین عدم وجود معیارهای دمکراتیک در شیوه مدیریت و اعمال شیوه های قیم مابانه در رابطه با کاربران سایت است. این نکته بطور واضحی  در رابطه با موضوع محدود کردن لینک های منتقد به مذهب به نمایش گذاشته شده و درک سطحی مسئولین  بالاترین را از  اصل  آزادی بیان عریان  نمود. محدود کردن آزادی بیان انهم در سایتی که هدف اصلی تعداد زیادی از کاربرانش تلاش و مبارزه برای آزادی بیان و رفع سانسور در ایران است بهیچ عنوان قابل قبول نیست.

به این دلایل  و  بخاطر عدم  پا سخگویی مناسب مسئولین بالاترین به پرسش ها و انتقادات جمع کثیری از کاربران ، عده ای از کاربران تصمیم به تحریم سایت  بمدت دو هفته گرفتند.  از همه ی شما دوستان می خواهیم با همراهی خود، صدای این حرکت اعتراضی را هرچه پرطنین تر سازید تا مدیران این وبسایت دریابند که نقض قواعد آزادی بیان و بی توجهی و بی احترامی به خواسته های کاربران، چندان  بی هزینه نخواهد بود.

تحریم 14 روزه ی بالاترین  از ساعت 9 صبح پنج شنبه 11 آذر به وقت ایران آغاز خواهد شد.

امیدواریم همه ی دوستان، وبلاگ نویسان و کاربران بالاترین، در هرچه بهتر انجام گرفتن این حرکت اعتراضی ما را همراهی نمایند.

نوشته های مرتبط با موضوع:

دعوت به بازی وبلاگی با عنوان: «چرا بالاترین را تحریم می کنم؟»1

اندر باب نظر سنجی بالاترین

نامه سرگشاده صدها کاربر «بالاترین» خطاب به مهدی یحیی نژاد در اعتراض به تصمیمات اخیر مدیران این وبسایت

خودسانسوری، حصر آزادی است / مقاله ای از زنده یاد محمد مختاری در سالگرد قتل های زنجیره ای

Read Full Post »

اندر باب نظر سنجی بالاترین:

تقریبا 7  روز بعد از  تصمیم گیری مدیریت بالاترین مبنی بر محدود کردن لینک هایی که به نظر عده ای ممکن است نسبت به مذهب توهین آمیز  و یا تمسخر آمیز باشند و پس اعتراضات  تعداد زیادی از کاربران،  بالاترین در اقدامی  انقلابی  برای اولین بار دست به یک نظر سنجی تاریخی زد:

این  نظر سنجی که حاکی از درایت  مدیریت سایت از موضوعات مورد اعتراض دارد با 3 گزینه زیر طرح گردید:

1. با انتشار لینک در نقد دین حتی اگر حاوی مطالب توهین‌آمیز و تمسخرآمیز باشد موافقم.

2.      کلا با نشر هر گونه لینک در نقد دین مخالفم.

3. با انتشار لینک در نقد دین موافقم به شرطی که حاوی مطلب توهین‌آمیز و تمسخرآمیز نباشد.

این نظر سنجی مرا بیاد  رفراندم جمهوری اسلامی انداخت. جمهوری اسلامی آری  یا خیر.

این نظر سنجی فراموش میکند که  نگرانی اصلی بسیاری از کاربران محدود کردن آزادی بیان به بهانه  مخالفت با   توهین به عقاید  مذهبی است.

این نظر سنجی فراموش میکند که ستوال بسیاری از کاربران  اینست که  مرجع تصمیم گیرنده در رابطه  با اینکه آیا نوشته ای توهین آمیز هست  یا نه کیست؟.  آیا یک نفر  قرار است این کار را انجام دهد؟ آیا این معیار  بر اساس استاندارهایی  مشخص میشود که هدفش حفظ آزادی بیان است یا  احساسات یک عده کار بر مذهبی؟

مسلمانهای قشری و تمامیت خواهان  طرفدار حکومت مذهبی در  بالاترین  که  از نظر تعداد کم هم  نیستند اساسا نقد دین و خرافات دینی را برنمی تابند و طرح بسیاری از ستوالات بوسیله عده ای  دیگر از کاربران را توهین آمیز میدانند.  در نظر بگیرید که رهبر اخلاقی و دینی شان؛ همین «امام راحل» فرمان قتل سلمان رشدی رو برای نوشتن یک رمان را صادر کرد.. خوب  اگر با منطق این قشری ها بخواهیم پیش برویم کتابهایی مثل   23 سال دشتی و نوشته های کسروی را هم توهین میدانند.

توضیح آقای یحیی نژاد در رابطه با  حذف نوشته های به زعم ایشان توهین آمیز و هزل گونه اعتراض اینگونه کاربران بوده است. ایشان  در بیانیه ای که بدون نظر خواهی از دیگر کاربران صادر کرده اند متذکر شده اند که اگرچه اصل آزادی  بیان مورد قبول ایشان هست اما بنا بر مصلحت  و جلوگیری از  ترک کاربران مذهبی تصمیم به ایجاد محدویت برای این نوشته ها گرفته اند!

خوب آقایان و خانم های مذهبی ممکن است فردا از انتقادات به امام «راحل» نیز رنجیده خاطر شده و بصورت گروهی تصمیم به ترک بالاترین نمایند.  با این منطق آقای یحیی نژاد، سیر محدود کردن آزادی بیان در کجا متوقف خواهد شد؟.

آیا  اصل آزادی بیان  بسیار مهمتر از منافع  گروهی  و یا سیاسی یک عده خاص نیست؟

از طرفی سلطه هزار و چهارصد ساله فرهنگ استبداد مذهبی همراه  با بلایی که نظام ولایت مطلقه فقیه در 30 سال اخیر بر سر حقوق  و آزادیهای سیاسی و آزادی بیان آورده است. با تاخت و تاز  بلامنازعی  که قشریون مذهبی و طرفداران حکومت مذهبی  در نفی صداهای مخالف  داشته اند. با یورش وحشیانه ای که حکومت مذهبی به حقوق و آزادی های مدنی از جمله آزادی بیان و آزادی نقد  دین روا داشته است.تصور میکنم این اقشار ظرفیت و تحمل شنیدن هر صدای مخالفی را از دست داده اند.

دین سالاران و  مسلمانان تند رو شاید بهتر است ظرفیت شان را برای شنیدن  انتقاد بالا ببرند.

کسانی که حرف فقط حرف خودشان بوده  و هر بدیل دمکراتیکی را در این 30 سال گذشته  سرکوب کرده اند شاید بهتر باشد بجای پافشاری بر نفی آزادی بیان در این فضای مجازی کمی بیشتر فرهنگ مدارا را تمرین کنند(1). البته اینجا قصد دفاع از برخی نوشته های پرخاشجویانه که  گاه با محتوای نازلی طرح میگردند را ندارم. همچنین بالاترین حق دارد که بر اساس قوانین سایت  مانع انتشار مطالبی باشد که از کلمات رکیک استفاده میکنند.   اما آیا میتوان  با استناد به حکمی کلی در رابطه با مطالبی که ممکن است در نظر بعضی  افراد توهین آمیز باشد، اصل پایه ای آزادی بیان را مورد تعرض قرار داد؟

در نوشته دیگر  گفته بودم که ترجیح میدهم  حتی به عقیده ام توهین بشه ولی حق آزادی بیان دیگران را نگیرم. چرا که با وجود آزادی بیان میتوانم از خود دفاع کنم. اما بدون داستن آزادی بیان  مجبور به سکوت خواهم بود  و کسی صدای مرا نحواهد شنید.

چرا که آزادی بیان  و دفاع از ان نقشی بسیار مهمتر در رشد شعور  جمعی و نهادینه شدن  ارزش های دمکراتیک دارد،  تا محدود کردن آن به این دلیل گاه موجه که توهین به نظرات دیگران کار درستی نیست.

اگر منظور  از این همه سرو صدا جلوگیری از استفاده از الفاظ رکیک در رابطه  با نوشته ها بوده، اگر عده ای نگران فحش رکیک دادن به  شحصیت های مذهبی صدر اسلام هستند  که برای ان قانون جدید لازم ندارید.  اکنون نیز   بر مبنای قوانین بالاترین استفاده از الفاظ رکیک غیر قانونی هست.

اما برگردیم به روش های مدیریتی در بالاترین که خود یکی دیگر از موضوعات اصلی مورد اعتراض بوده  و در این نظر سنجی  کاملا نادیده گرفته شده است. بسیاری از کاربران سایت  بالاترین بر این عقیده هستند که  شیوه  مدیریت  بالاترین  قیم مابانه  است.  این در حالی است که علیرغم خصوصی بودن مالکیت سایت،  بخش قابل توجهی از ارزش سایت  در نتیجه  تولید محتوا بوسیله کاربران  آن  پدید میآید.  بدیهی است که انتظار آنان مشارکت در تصمیم گیری ها  و  سیاستهای سایت   بصورتی دمکراتیک است. امری که بطور مکرر از طرف مدیریت  بالاترین نه تنها رعایت نشده بلکه در مواردی با برخورد هایی نادرست وگاه توهین آمیز موجب اعتراضات  گسترده ای گردیده است.

بر این  اساس بسیاری از کاربران معتقدند که برای حفظ و رشد بالاترین بعنوان مجموعه ای چند صدا  و  با مدیریت دمکراتیک و برای جلوگیری از تبدیل شدن بالاترین  به ارگان تبلیغاتی یک جریان سیاسی خاص. یکسری تغییرات در شیوه اداره و اعمال قوانین و سیاست ها در بالاترین ضروری است:

راه حل پیشنهادی در جهت دمکراتیزه کردن مدیریت سایت  شامل موارد زیر میگردد.

1. عدم سانسور و احترام به اصل آزادی بیان بدون هرگونه تبعیض.

2 . ایجاد فورومی در بالاترین برای بحث و تبادل نظر اعضا و مدیریت سایت راجع به مشکلات و چالش ها.

3 . نظر سنجی و بررسی نظرات کاربران قبل از تصمیم گیری در رابطه با تغییرات وایجاد مکانیزمی برای رای گیری  در رابطه  مسایل و موضوعات مهم و مورد اختلاف که  در رابطه با تحولات  مطرح میگردند.

4 . بوجود آوردن کمیته ای منتخب از طرف کاربران برای  بررسی  اختلافات و مسایل کاربری بهمراه مستولین سایت بمنظور  تلاش در جهت دمکراتیکزه و منصفانه کردن تصمیم گیری ها.

این پیشنهادات باعث دمکراتیزه کردن و در نهایت قانومند شدن روابط در بالاترین میگردد.  مشارکت کاربران در این  مدل همچنین باعث خواهد شد که  آنان بالاترین را از آن خود بدانند و با دلگرمی بیشتر به هدف های اصلی که شامل اطلاع رسانی  و تبادل نظرات در رابطه با موضوعات بپردازند.

خوشبختانه درجه اگاهی و مخالفت با محدود کردن آزادی بیان در بالاترین بسیار امیدوار کننده است. تصور میکنم که  شعور سیاسی ایرانیان  مانع از آن خواهد شد که گرایش های غیر دمکراتیک و قیم مابانه در فضای مجازی موققیتی بدست آوردند. چرا که با وجود آلترناتیوهای متنوع، ایرانیان دمکرات فضاهای جدید برای بحث و تبادل نظر بوجود آورده و خواهند آورد.

1. بازخوانی فرهنگ.  محمد مختاری

بیژن پوینده

نوشته بارزشی در این زمینه از بلوا:

بالاترین توهین به هر باوری نیاز به «ولی» داشتن آن است

————————————————————————————

Read Full Post »

دوستان بنظرم  مدیریت بالاتربن هدفش ایجاد جبهه ای برای اصلاح طلبان دولتی است. در عین حال میخواد ژست دمکراتیک بگیره. هدف  کنترل سایت از طرف این جریان  بوده و هست. یک عده ای هم البته میتوانند لینک بگذارند  ولی اگر زباد پاشون رو از گلیم خودشن فراتر بگذارند یا حذف میشوند یا محدود. بنابراین به نظر من تحریم با هدف عقب نشوندن مدیریت سایت جواب نمیده. برا حتی 1000 تا ای دی تقلبی میتونه سایت رو خیلی پر طرفدار تر از اونچه که هست نشون بده. راه حل بنظر من:

1.  ادامه فعالیت در بالاترین و روشتگری  با تمام توان در رابطه با اهمیت آزادی بیان و غیر جناحی  و دمکراتیک کردن مدیریت سایت است. توجه کنید که اینکار باعث روش شدن هدف مدیریت سایت میشود و با پیگیری ما عده بیشتری خواستار احترام به آزادی بیان میشوند. لازم است اینحا نکته ای رو به آندسته از  طرفداران اصلاح طلبان و موسوی که واقعا خواستار تحول دمکراتیک هستند یاد آوری کنم. دوستان تک صدا شدن این سایت بمرور زمان باعث مردن و کم اهمیت شدن سایت میشه و بالاترین رو تبدیل به یک سایت حزبی دیگه مثل کلمه یا سایت های مجاهدین یا مشروطه خواهان  … میکند. اونوقت یک عده دائما بیانه های موسوی  رو لینک میکنند و زیرش به به چه چه میکنند. دلشون هم خوش خواهد بود که مبارزه اینترنتی میکنند. بیایم بالاترین رو جدا از گرایش های فکری خودمون تیدیل به یک سایت برای ارایه و بحث نقظه نظرات متنوع کنیم. این تجربه رو تبدیل به یک تمرین دمکراسی کنبم  و نه یک تلاش دیگر برای انحصار طلبی و تمامیت خواهی. از تجارب 57 درس یاد بگیریم.

2. این تلاش ممکنه جواب نده برای  همین  باید دنبال تقویت سایت های  رقیب  از جمله سایت دنباله  و باشیم. برای اینکار میتوانیم لینک ها رو به هر دو سایت فرستاده  و در مواقع تحریم موقت یا طولانی بالاترین تلاش هایمان رو اونجا متمرکز کنیم.  این یک پروسه است. بسیاری از ما به بالاترین عادت کردیم. میتوانیم  با توجه به وقتی که داریم در راه فعال شدن در فضای دیگر قدم برداریم.

3. همچنین میتونیم دنبال  بوجود آوردن یک سایت با مدیریت دمکراتیک باشیم. این کار زمان میبره. ایده ای که اینجا مطرح شده با ارزش هست.

http://weblognewis.blogspot.com/

در رابطه با  خواسته ها هم نظرم رو اینجا مطرح کردم

پیشنهاداتی در رابطه با حل مشکلات در بالاترین

 

 

Read Full Post »

نگاهی بیاندازیم به پیام میر حسین موسوی بمناسبت  16 آذر   تا   فقر  اندیشه را در تفکر طرفداران  حکومت مذهبی دریابیم. میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، ۱۶ آذرماه را یاد آور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی (تاکید از من است) و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند

در بخشی  دیگر از اعلامیه میگوید:

مگر امام رحمت الله علیه در سال ۵۹ نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»

آیا  موسوی فراموش کرده که «امام  راحل»  در چند نوبت گفت که:

اگر 35 میلیون بگن آره من میگم نه!(1)

سپس در ادامه بیانیه میگوید:

ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:

«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»

حتما ایشان این سحنان «امام راحل» را بیاد ندارند که گفت:

“در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام می‌خواهیم. این مردم قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد.” (2)

“به آنها که از دموکراسی حرف میزنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. میخواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم.”(3)

“آن‌هایی که به اسم دموکراسی، با اسم دمکرات می‌خواهند مملکت را به فساد و تباهی بکشند، این‌ها باید سرکوب شوند. ملت آن‌ها را سرکوب خواهد کرد. کاری نکنید که باب غضب باز شود.(4)

سپس ایشان  به توضیح  واضح هات  در رابطه   با ندانم کاری  و فساد   غالب  و نابود کردن اقتصاد  در دولت کنونی میپردازد. تو گویی  بحران اقتصادی  و ندانم کاری و فساد اقتصادی پدیده ای جدید  در نظام ولایت فقیه هست.  شاید ایشان جمله معروف «امام راحل» را که گفته بود اقتصاد مال خر است را نیز فراموش کرده.

ایشان برای مبارزه با دولت فعلی خواهان  معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی در جهت بسط آگاهی  میگردند.

اما معلوم نیست آیا این اسلام رحمانی چیزی بغیر از همان اندیشه های «امام راحل» است.

بنا به گفته «امام»  در «دوران  طلایی:

“یکی از این‌ها آمده بود گریه می‌کرد که چرا بعضی از این‌ها را می‌کشند! این‌ها باز توجه ندارند که اسلام در عین حال که تربیت است، یک مکتب تربیت است… اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوت ، تا آخر گرفتار هستیم. ما با هیچ‌کس قوم و خویشی نداریم . ما مطیع اسلام هستیم و احکام اسلام را می‌خواهیم جاری کنیم.”(8)

“ما دیگر نمي‌توانيم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.”(9)

“این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. اگر ما اينها را نكشيم، هر يكی شان كه بيايد بيرون ميرود آدم مي‌كشد. با چند سال زندان كار درست نمي‌شود.اين عواطف بچه گانه را كنار بگذاريد.(10).

آقای موسوی در  انتهای بیانیه میفرماید:

یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع«

این اعلامیه  مانند بسیاری دیگر از اعلامیه های شان  نه تنها ناتوانی او را در نقد صادقانه گذشته نشان میدهد. بلکه  نشان دهنده توجیهات او   برای منزه کردن چهره  بزرگ ترین جنایتکار  و  سرکوب گر  ایرانیان آزادی خواه در یک صد سال گذشته میباشد.   براستی تاکید موسوی بر دفاع بی قید وشرط  از خمینی برای چیست؟  آیا او مجبور است  اینچنین در هر مناسبتی از خمینی دفاع کند؟  آیا او نمیداند که  ایرانی  آزادی خواه  و دمکرات منشی  نیست که تضادی بنیادین با تفکرات ارتجاعی  سنتی و ضد حقوق بشری خمینی نداشته باشد؟  آیا  دفاع بی قید شرط  از خمینی میتواند  در جهت تحکیم و همبستگی آزادی خواهان باشد؟

آیا او با تطهیر خمینی میخواهد  با دفاع از  این  اسطوره نکبت، گذشته خود را توجیه کند؟  و یا میخواهد  با عوام فریبی و بزک کردن تفکر ورشکسته حکومت مذهبی  و مذهب حکومتی، آینده سیاسی خود را تضمین نماید؟

آیا این  دروغ گویی و توجیح  برای رسیدن به هدف که همان حفظ  حکومت مذهبی باشد نیست؟

اگر خامنه ای دستور کشتن صدها نفر معترض بی گناه را داد. خمینی دستور کشتن هزاران هزار زندانی سیاسی را داد.

آیا تکرار حرفهای« امام»  این بزرگترین دیکتاتور قرن گذشته در ایران در پیام به مناسیت روز دانشچو و 16 آذر توهین به شعور هر ایرانی و دانشجوی آزادی خواه نیست؟ ایا 16 آذر مظهر مبارزه دانشجویان  با استبداد ( از هر نوعی ) نیست؟

آیا میتوان بدون نقد گذشته  و با سلاح دروغ   و ریا به جنگ نظام دروغ  و ریا رفت؟  آیا میتوان با دفاع بی قید و شرط از  پایه گذار نظام استبداد  مذهبی به جنگ استبداد مذهبی رفت؟

واقعیت این است که طرفداران حکومت دینی به بن بست رسیده اند .  آنان  با تحمیل و تبلیغ فرهنگ دروغگویی تظاهر و ریا کاری  باعث  رواج چنین فرهنگی شده اند.  طرفدار ن حکومت دینی و «اندیشه های امام راحل»  از هر فرقه ای از نظر فکری اخلاقی و سیاسی ورشکسته هستند.

جنبش آزادی خواهی و دانشجویان آگاه مبارزه خود را برای احقاق حقوق انسانی و دمکراتیک خود ادامه خواهند داد. نظام ولایت فقیه مرده ای پیش نیست که با  ضرب سرکوب  و  استفاده از  سلاح ترس  و  سو استفاده از ثروت های ملی ایستاده است.  وقتی سلاح ترس بی اثر شد که خواهد شد. وقتی اندیشه آزادی و فلسفه زنده بودن  بر فلسفه مرگ  و ایدتولوژی اسلام دولتی غلبه پیدا کند. آنروز استبداد شکسته خواهد شد.

 

جناب موسوی میگوید:

یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع

در این رابطه باید گفت:

یادمان باشد به شعور جمعی دانشجویان در سالگرد 16 آذر با دفاع از خمینی قاتل توهین نکنیم!

 


————————–

منابع:

[1]- سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز،کیهان 3/3/58

[2]- سخنرانی مورخه ۱۹ آذر ۱۳۵۸، قم

[3]- سخنرانی مورخه ۲۲ اسفند ۱۳۵۷، قم

[4]- صحیفه نور،ج9،ص372

[5]- سخنرانی در مسجد فیضیه قم، جمعه 2 شهریور58، سروش،شماره 18، 10 شهریور 58،ص6-7
[6]-كيهان، 27مرداد 1358
[7]- سخنرانی 19 تیر 58 امام و …، گردآورنده: منصور دوستکام و هایده جلالی،انتشارات پیام آزادی، چاپ سوم،1358ص96
[8]- صحیفه‌نور ، ج13، ص50

 

[9]- مجلس معارفه با نمایندگان مجلس خبرگان در فیضیه قم، 27 مرداد 1358
[10]- سخنرانی به مناسبت سالروز تولد رسول اسلام، ۹ تیر ۱۳۵۹
—————————–

بیژن  پوینده

 

 

Read Full Post »

بسیاری از مشکلات در بالاترین  بواسطه عدم وجود مکانیزمی برای  مشارکت کاربران در تصمیم گیریها و شفاف نبودن برخی تصمیم گیری ها بوسیله مدیریت سایت است.

راه حل پیشنهادی در جهت دمکراتیزه کردن مدیریت سایت  شامل موارد زیر میگردد.

1. عدم سانسور و احترام به اصل آزادی بیان بدون هرگونه تبعیض.

2. ایجاد فورومی در بالاترین برای بحث و تبادل نظر اعضا و مدیریت سایت راجع به مشکلات و چالش ها.

3. نظر سنجی و بررسی نظرات کاربران قبل از تصمیم گیری در رابطه با تغییرات وایجاد مکانیزمی برای رای گیری  در رابطه  مسایل و موضوعات مهم و مورد اختلاف که  در رابطه با تحولات  مطرح میگردند.

4. بوجود آوردن کمیته ای انتخاب شده از طرف کاربران برای  بررسی  اختلافات و مسایل کاربری بهمراه مستولین سایت بمنظور  تلاش در جهت دمکراتیکزه و منصفانه کردن تصمیم گیری ها.

این پیشنهادات باعث دمکراتیزه کردن و در نهایت قانومند شدن روابط در بالاترین میگردد.  مشارکت کاربران در این  مدل همچنین باعث خواهد شد که  آنان بالاترین را از آن خود بدانند و با دلگرمی بیشتر به هدف های اصلی که شامل اطلاع رسانی  و تبادل نظرات در رابطه با موضوعات بپردازند.

Read Full Post »

 

 

 

چرا که آزادی بیان  و دفاع از اون نقشی بسیار مهمتر در رشد شعور  جمعی و نهادینه شدن  ارزش های دمکراتیک داره  تا محدود کردن آن به این دلیل گاه موجه که توهین به نظرات دیگران کار درستی نیست.

 

عدم تحمل نظرات مخالف ریشه در فرهنگ استبدادی و تک صدایی داره. با  تحمل بیشتر نظرات مخالف میتوانیم در جهت ریشه کردن این فرهنگ تلاش کنیم.

 

Read Full Post »

اگر در  خارج از ایران هستید میتوانید با ارسال نامه به سازمانهای حقوق بشری سازمان ملل، رسانه های جمعی   و نمایندگان وزارت های خارجه دولت ها، خواستار پیگیری وضعیت زندانی سیاسی در «جمهوری» اسلامی شوید.

اطلاع رسانی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی، خصوصا زندانیانی که کمتر شناخته شده اند و همچنین در خواست از سازمانهای حقوق بشری بین المللی برای بازرسی این زندانها بسیار با اهمیت هست.

این  کار شما:

1. باعث تشویق این ارگانها و سازمانها برای پیگیری  وضعیت زندانیان سیاسی خواهد شد.

2. به مسولین دولت ها نشان میدهد که ایرانیان آزادی  خواه برای  در دفاع از حقوق بشر و حقوق انسانی هموطنانشان مصمم هستند.

3. میتواند نظام ولایت فقیه را تحت فشار قراردهد  و مستولین نظام را مجبور به پاسخگویی و شفافیت بیشتر در مورد وضعیت زندانها نماید.

4. این تلاش شما نشان میدهد که بر خلاف رفتار نظام  ولایت فقیه ایرانیان آزادی خواه برای جان انسانها و هموطنانشان ارزش قاتلند.

در داخل ایران:

هر اعتراض ساده مدنی از جمله  شعار نویسی بر روی اسکناس و دیوار و اطلاع رسانی در مورد زندانیان سیاسی، حساسیت مان را  نسبت به رنج هموطنان دربند مان یاد آوری میکند.

این  گونه اعتراضات همچنین قدم هایی است  در جهت شکستن جو خفقان و عاصی کردن

نظام جهل  و جنایت.

بیاد داشته باشیم:

رژیم   خواهان  گسترش جو اخنتاق و درونی کردن حس ترس در جامعه است. برای مبارزه با ترس میتوان از قدم های کوچک مبارزه منفی آغاز  کرد. هر تلاشی در جهت اطلاع رسانی  با ارزش است. هر تلاش ما در جهت بالا بردن  هزینه سرکوب برای رژیم چه در ایران و چه در  خارج از ایران با ارزش است.

پرده های دروغ کنار کشیده شده است. وقتی سلاح ترس بی اثر شد که خواهد شد. وقتی شور اندیشه آزادی و فلسفه زندگی بر فلسفه مرگ غلبه پیدا کند. آنروز استبداد شکسته خواهد شد. آنروز دیر نیست.

نگذاریم صدای هموطنان دربندمان زیر فشار بازجویان نظام جهل و جنایت خاموش شود.

بیژن پوینده.

 

Read Full Post »