Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘جبهه متحد آزادی خواهان’ Category

.

(طرحی برای ایجاد  شبکه ایرانیان دمکرات )

(قدمی مشخص در راه تشکیل  جبهه دمکراتیک)

 مهر ماه

1388

به یادبود  ساگرد  درگذشت دکتر محمد مصدق رهبر جبهه ملی ایران

.

خلاصه  طرح :

مقالات و نوشته های متعددی در رابطه با ضرورت  اتحادی فراگیر و تشکیل جبهه ای دمکراتیک  منتشر گردیده است. اتحادی که هدفش برقراری جمهوری ایران بر اساس موازین طرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و تاکید بر جدایی دخالت دین در امر حکومت باشد.  هدف این مقاله  ارائه یک پیشنهاد مشخص و قابل اجرا با توجه به شرایط کنونی و پراکندگی ایرانیان و تشکلات و سازمانهای علاقه مند به ایجاد  چنین  اتحادی است.

هدف ایجاد    شبکه ایرانیان دمکرات و سکولار است.

1.  ضرورت تشکیل جبهه متحد آزادی خواهی:

اگر به تجربه های مهم  تاریخی کشورمان در یک صد سال اخیر (انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب 57) توجه نماییم، علل شکست ها یا  محدود بودن دستاوردهای این مبارزات در عوامل زیر مییابیم:

1. عقب ماندگی فرهنگی و سلطه فرهنگ استبدادی در اقشار وسیع جامعه  که خود را در عدم آگاهی راجع به تاریخ کشورمان و درک ریشه ای مشکلات نشان میدهد.

2. عدم وجود سازماندهی قدرتمند آزادی خواهان.

3. منافع گروهی و ملاحضات ایدئولوژیک، مذهبی  رهبران و سیاست بازانی که با تفکرات عقب مانده و یا تحلیل های نادرست خود، موانعی جدی در برابر پیروزی یا تعمیق جنبش های اعتراضی داشته اند.

4.  دخالت کشورهای دیگر در امور داخلی کشور ما بطور مستقیم و غیر مستقیم که همیشه بوسیله گروهی از ایرانیان بخاطر همسو بودن منافعشان با بیگانگان انجام گرفته ست.

از میان  4 عامل بیان شده عامل اول نقش تعیین کننده داشته و کاملا بر عوامل دیگر تاثیر گذار بوده است. سلطه فرهنگ استبدادی و استبداد سیاسی موجب عدم رشد آگاهی گسترده در جامعه و تشکیل نهاد های گسترده  مدنی گردیده.

فرهنگ استبدادی تبلور خود را در استبداد سیاسی نمایان میسازد و استبداد سیاسی به نوبه خود با  قربانی نمودن آزادی بیان و اندیشه  و ممانعت از بوحود آمدن نهادهای مستقل و گسترده مدنی  موجب  باز تولید فرهنگ استبدادی میگردد.

از این رو،  علیرغم  تلاش ها  و فدا کاریهای مکرر  بخشی از مردم و آزادی خواهان  در طول قرن گذشته، می توان ادعا کرد که به نتایجی در خور این تلاش ها دست نیافته ایم. گواه این ادعا بر سر کار آمدن  حاکمیت استبداد مذهبی پس از انقلاب 57 علیه نظام دیکتاتوری پادشاهی است. سرنگونی استبداد سلطنتی نه تنها به نفی استبداد سیاسی منجر نشد بلکه باعث  ادامه آن  و شکل گیری بدترین نوع استبداد اجتماعی و نقض مکرر ابتدایی ترین حقوق مدنی و فردی شهروندان  در سی سال اخیر گردید.

امروز شاهد شکل گیری جنبشی گسترده در برابر نظام «جمهوری» اسلامی هستیم. ایران کشوری پهناور با اقوام و گرایشات فکری متفاوت و ادیان مختلف است. دلایل شرکت بخش های مختلف جامعه در جنبش اعتراضی اخیر نیز متفاوتند. در پشت این حرکت فراگیر دستیابی به آزادی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی نهفته است. از جمله:  آزادی های فردی، برابری طلبی زنان وآزادی پوشش، آزادی خواهی جوانان و دانشجویان، احقاق حقوق  قومهای ایرانی (کرد وآذری و بلوچ و…) و اقلیت های دینی، رعایت حقوق زندانیان و منع شکنجه و مجازات اعدام، دفاع از کودکان، حفظ محیط زیست (کنترل آلودگی آب وهوا،  نابودی جنگلها و تالاب ها و گونه های گیاهی جانوری…)، تغییرات اساسی در سیستم آموزشی، خواسته های صنفی و اقتصادی کارگران و کارمندان  و معلمان و خیل عظیم جوانان بیکار. عقاید  فکری که در این چنبش نقش دارند نیز متنوعند. از اصلاح طلبان دینی گرفته تا سوسیالیست های انقلابی. از  سوسیال دمکرات ها گرفته تا مشروطه خواهان،. از دمکرات های لیبرال گرفته تا   افرادی که ضرورتا گرایش به عقیده سیاسی خاصی ندارند.

از نظر عقاید دینی و فکری نیز دیندار و بی دین، شیعه و سنی، مسیحی و بهایی و زرتشتی و یهودی و دراویش شکل دهنده تنوع افکار و عقاید در کشورمان هستند.

اگر چه این جنبش یک رهبر ندارد. اما برای پیروزی و سرنگونی نظام استبدادی می باید و میتواند هدف مند و متشکل باشد.

2.  اهداف جبهه ملی ازادی خواهی:

هدف اساسی ریشه کن کردن فرهنگ دیکتاتوری و نهادینه کردن فرهنگ دمکراتیک است.  رسیدن به این هدف مستلزم وجود آزادی های سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی عقیده و توسعه اقتصادی است. دستیابی به این هدف بطور بلاواسطه در شرایط وجود یک نظام استبدادی و تمامیت خواه ممکن نیست و احتیاج به دوران گذار دارد.  هدف های کلی برای این دوران گذار میباید حول برچیدن بساط دیکتاتوری با تاکید بر پرنسیب های دمکراتیک  و توجه به محدودیت های موجود باشند. این هدف ها عبارتند از:

*  کمک به رشد آگاهی با تلاش های گسترده برای اطلاع رسانی. خوشبختانه زندگی در عصر اطلاعات و پیشرفت های روزمره تکنولوژی این امر را هر روز ساده تر می سازد.

*  کمک به تعمیق مفاهیم آزادی خواهی، مفاهیم شهروندی که شامل  سه پایه: شهروند آگاه، حقوق شهروندی و مسئولیت پذیری شهروندان در رابطه با زندگی اجتماعی است.

* سازماندهی مدنی متناسب با شرایط استبداد سیاسی برای نیل به هدفها در مرحله گذار به جامعه باز و دمکراتیک.

سئوال اساسی اینجاست که چگونه می توان این حرکت پر عظمت مردمی رابطور خاص  سازماندهی نمود.

انجام این امرسه شرط  اساسی دارد:

* شفاف بودن خواسته های جنبش آزادی خواهی.

* سازماندهی متناسب با شرایط فعلی.

* هدایت موثر جنبش کنونی برای نیل به اهداف مورد تظر.

3.   خواسته های  جنبش آزادی خواهی

ازآنجایی که ریشه اصلی مشکلات و مهمترین دلایل اعتراضات  مردمی علیه جمهوری اسلامی  نفی  ابتدایی ترین آزادی های سیاسی، اجتماعی و فردی و  نقض مکرر اصول متعدد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشرو عدم وجود عدالت اجتماعی است. مطالبات جنبش ازادی خواهی میتواند حول این اصول و پیگیری این خواسته ها سازماندهی شود.

این خواسته ها عبارتند از:

1. آزادی همه زندانیان سیاسی.

2. منع شکنجه و مجازات اعدام.

3. رفع هر گونه تبعیض بر مبنای جنسیت، عقیده، مذهب و قومیت.

4. احترام به حقوق فردی آزادی بیان، آزادی دین و  اندیشه  و منع حجاب اجباری.

5. آزادی مطبوعات، آزادی تجمع، آزادی احزاب.

6. عدم دخالت دین در امر دولت.

7. استقرار نظام جمهوری و انتخابی بودن تمام سران دولت.

8. احترام به حقوق اقوام مختلف ايرانی و حمایت از تنوع فرهنگی، قومی و زبانی. واگذاری تصميم گيری های محلی و استانی به نهادهای انتخابی همان محل و تلاش برای رشد موزون مناطق مختلف کشور و تمرکز زدایی.

9. رشد اقتصاد مولد،  با تاکید بر توسعه پايدار، عدالت اجتماعی و حفظ محيط زيست.

10. روشنگری در رابطه با جنایات رژیم «جمهوری»  اسلامی در طی 30 سال گذشته. محاکمه و مجازات افرادی که در رهبری این جنایات دست داشته اند یا از عوامل اصلی جنایت و شکنجه بوده اند.

11.  اصل استقلال جنبش آزادی خواهی به این مفهوم که تحول دمکراتیک در چهارچوب نظام «جمهوری» اسلامی آمکان پذیر نیست. نقطه  اتکا اتحاد ما  براشکال متنوع مبارزات مردم در ایران و جدا از بازی های سیاسی درون رژیم است. همچنین اصل  استقلال  به مفهموم عدم  وابستگی جنبش به  قدرتهای خارجی است.

4. شیوه های سازمان دهی:

شیوه های سازماندهی با توجه به شرایط خاص ایران پیشنهاد میگردد.

در غیاب احزاب قدرتمند دمکراتیک و مردمی به سبب اختناق کنونی، بخش عمده سازماندهی در این مرحله میتواند بصورت غیر متمرکز صورت گیرد. راه حل پيشنهادی شامل بوجود آوردن  تشکلات کوچک (١ الی ۷ نفر) است که بطور مستقل ولی گسترده در محلات، ادارات، دانشگاهها، آموزشگاهها و کارخانجات … بصورت خود سازمانده و غیر هرمی شکل می گیرند. اعضای گروه با يکديگر از طريق محيط  کار، مکان تحصيل ، محيط زندگی (محله) و يا محيط خانوادگی آشنايی کامل داشته و به هم اعتماد دارند.  (تاکيد بر محدود بودن اعضا  بخاطر راحتر بودن تماس و کاهش ريسک امنيتی است). اين مجموعه وسيع وغير متمرکز از طريق ارتباطات راديو و تلويزيونی ماهواره ای وکانالهای اينترنتی و روشهای خلاق ارتباط گيری و اطلاع رسانی تبديل به يک شبکه گسترده نهادهای مردمی ميشوند.

این سازماندهی در بسیاری نقاط بصورت پراکنده  وجود دارد. تشکلات مدنی مانند گروههای زنان ، انجمن های دفاع از حقوق بشر، و حفظ محیط  زیست ، هسته های دانشجویی و کارگری  و معلمان وجود داشته و فعال هستند.

هدف مهم اما،  بهم پیوستن این حلقه ها و جهت دار کردن فعالیت ها در چهارچوب یک برنامه مشخص و موثر می باشد.

روش ها:

دفاع از حقوق انسانی هر هموطنی که مورد تعرض نظام «جمهوری» اسلامی قرار گیرد فارغ از عقیده سیاسی یکی از وظایف شبکه خواهد بود.   برخی تلاش های شبکه در راه مبارزه  با خفقان و  خواسته های جنبش میتواند همسو با دیگر نیروهای سیاسی از جمله بخشی از اصلاح طلبان شود. از طرف دیگر باید مراقب نیروهایی بود که هدفشان استفاده از کارت جنبش برای بازگشت به قدرت و حفظ ساختار حکومت مذهبی و یا هر نوعی  دیگر از استبداد است.

برای نیل به این هدف میباید بر اصول و موازین دمکراتیک تاکید نمود و خصوصیات فرهنگ استبدادی در افکار، گقتار و کردار جمعی ما باز شناخت.

مشترک بودن بعضی خواسته ها و مبارزه مشترک در برابر قدرت حاکم نباید به معنی  عدم داشتن هدف و برنامه روشن و سازماندهی قدرتمند در میان ایرانیان دمکرات و سکولار باشد. چرا که در آنصورت ایرانیان دمکرات تبدیل به زائده دیگر نیرو ها شده و امکان تحول دمکراتیک  و گذار به نظام جمهوری فارغ از انواع تبعیصات  موجود کم رنگ میگردد.

محور اصلی تلاش ها اتکا به قدرت خلاق احاد مردم ایران برای تشکیل نهاد های متنوع مدنی و گذار از رژیم استبدادی به  نظا م جمهوری خواهد بود. مبارزات  جبهه دمکراتیک در عرصه های  سیاسی، فرهنگی،  اقتصادی و دیپلماتیک پیش میروند. مرکز اصلی تلاشها:

گسترش اعتراضات  با اتکا به شیوههای متنوع سازماندهی و اعتراضات  مدنی در  محله ها، ادارات، کارخانه ها، دانشگاهها،مدارس و … برای فلج کردن کامل نظام ولایت فقیه با حداقل هزینه است.

برای مبارزه با  نظام استبدادی  نظامی مذهبی کنونی که کنترل  منابع عظیم طبیعی و انحصار رسانه ای، ابزارهای متعددی برای سرکوب در اختیار دارد، میباید قدرتمند بود.. دفاع از خود و سعی در خنثی کردن مزدوران به معنی خشونت طلبی نیست. هدف شهروند بودن، تلاش برای کسب و حفظ حقوق انسانی مان و تبدیل این تلاش بصورت بخشی از فعالیت های روزمره است.

5.  طرح  شبکه اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار:

با توجه به  شرایط فعلی وجو اخنتاق در ایران امکان  گرد هم آیی  طیف های مختلف ایرانیان دمکرات و سکولار در یک نقطه و در یک زمان مشخص ناممکن  است.  اما  با استفاده از تجربیات جنبش کنونی در 8 ماه گذشته، میتوان  شبکه ای گسترده با استفاده از فضای مجازی ایجاد کرد. با این هدف که ارتباطات بین ایرانیان دمکرات برای طرح و گفتگو در رابطه با برنامه و شیوه های سازماندهی تقویت و منظم و منسجم گردد.

سپس  این شبکه در طی روندی  دارای قدرت سازماندهی قابل توجهی شده و زمینه ای برای تشکیل جبهه ای گسترده و  دمکراتیک را ایجاد نماید.

این شبکه در عین حال،  میتواند با متحد کردن صداهای متعدد اما متفرق آزادی خواهان در شرایط کنونی نقشی موثر در بیان خواسته ها  وکمک به  سازماندهی اعتراضات داشته باشد. برای مثال روز جهانی زن در راه است. سپس چهارشنبه سوری و …. در این شرایط اگر بجای صداهای  جدا از هم یک صدا شویم و قادر باشیم برنامه ای مشترک داشته باشیم. میتوانیم جنبش  آزادی خواهی را بطور موثر تری  یاری رسانیم.

.5.1 اولین پایه شکل گیری شبکه، قبول خواسته های طرح شده تحت عنوان برنامه کلی  اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولاراست.

.5.2 عضویت در شبکه بصورت فردی خواهد بود. تنها معیار عضویت در این شبکه قبول اصول برنامه جنبش آزادی خواهی بعنوان هدف های کنونی جنبش آزادی خواهی است.

.5.3. قدم بعدی اعلام حمایت گروهها و اشخاص ازشبکه و ابراز تمایل برای ایجاد اتحاد دمکراتیک در سایت های سازمانی،  گروهی و یا وبلاگ های شخصی است. هر فرد یا  گروهی میتواند توضیحات  و یا نکات مهمی را که در رابطه با  این برنامه کلی لازم میبیند، در سایت خود اضافه نماید. سپس  با قرار دادن لوگوی شبکه » اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار، عضو این شبکه شود. (طرح لوگو  موقتی و برای شروع کار پیشنهاد شده. هموطنان خلاق و هنرمند میتوانند طرح های دیگری را پیشنهاد نمایند).

5.4.  تاکید اصلی در این شبکه، برعدم وجود «رهبری هرمی» و اتکا به خرد جمعی است. لزومی برای دنباله روی اقلیت از اکثریت وجود ندارد.

5.5. سایت های عضو میتوانند بعد از قرار دادن لوگو و برنامه درسایت خود، بخشی  از سایت را به مباحث نظری  و عملی در رابطه با اهداف جنبش اختصاص دهند. این بخش میتواند؛ شامل موضوعات نظری در رابطه با مسائل مهم، برنامه جمهوری خواهی، نوع جمهوری (فدرال …)، مکانیزم های کنترل قدرت؛ برنامه های اقتصادی برای بوجود آوردن اقتصاد مولد و چند محصولی، رشد موزن مناطق مختلف؛ سیاست های فرهنگی و… باشد. بخش عملی شامل بررسی موضوعات روز، برنامه ریزی و پیشنهادات برای سازماندهی  اشکال متنوع مبارزه میگردد.

در این مرحله مجموعه ای ازسایت ها، عضو شبکه شده  ولی ارتباط تعریف شده ای بین آنها وجود ندارد. این کار امروز میتواند  براحتی در مورد بلاگ های شخصی و در عرض چند روز در رابطه با سایت های سازمانهای سیاسی  بعد از تبادل نظر گروهی بوجود آید.

5.6. در مرحله بعدی سایت های   شبکه اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار، همدیگر را پیدا میکنند. در این مرحله مجموعه های فعال و علاقه مند با همدیگرارتباط برقرار میکنند.  با شکل گیری نظرات و درجه علاقه به تشکیل چنین شبکه ای، در روندی نسبتا کوتاه میتوان چند سایت مادر( یا اصلی) را شناسایی کرد و یا  تشکیل داد. در این حالت بسیاری از سایت های شخصی به سایت های اصلی متصل شده و شبکه شکل میگیرد. همچنین  مجموعه اعضایی که شناخت لازم از همدیگر پیدا میکنند میتوانند مبادرت به ایجاد وبلاگ جمعی نمایند. در چنین روندی، با تبادل نظرات و تصمیم گیری های جمعی، زمینه برای ایجاد جبهه ای، با انتخاب  شورای هماهنگی ( اعضا فعال و صاحب نظر) میتواند شکل گیرد.

بدین ترتیب یک شبکه ارتباطی و گسترده خود سازمانده  جهانی بدون احتیاج به جلسات طولانی و بحث های خسته کننده میتواند حول یک برنامه مشترک و مشخص در مدت کوتاهی ایجاد گردد.

سیستم رای گیری در رابطه با برنامه ریزی ها و جهت گیری های سیاسی میتواند با استفاده از رای گیری های الکترونیک در سایت های اصلی بوسیله اعضا براحتی انجام گیرد. در اینصورت رای گیری مستقیم بدون احتیاج به جلسات طولانی، پس از مطالعه نظرات و پیشنهادات بسرعت انجام میشود.

5.7. در صورت وجود اکثریت هم نظر راجع به یک موضوع، کل مجموعه میتواند  بیانیه  صادر کند و یا  از برنامه و سیاست خاصی حمایت نماید.  سپس متناسب با نیروی سازماندهی شده و یا نیروهایی که با نظر خاص شبکه موافقند، آن برنامه واقعیت اجرایی پیدا میکند.

5.8. هر سایت گروهی، سازمانی و شخصی میتواند  بسادگی جزیی از شبکه شود و با شبکه همکاری نماید. مسلما هر سازمان و گروهی که با شبکه همراهی میکند در عین حال میتواند پیگیر هدف های خاص سازمانی و تشکیلاتی و فردی خود بطور مستقل باشد. اگرچه این هدف های خاص سازمانی نمیتوانند در تضاد باخواسته های مورد قبول اعضا شیکه باشد.

6. اهداف شبکه اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار:

6.1.  تشکیل و گسترش هسته های مقاومت و تشکلات مدنی. این هسته ها بخش فیزیکی واصلی شبکه را در ایران تشکیل داده  در جهت پیشبرد خواسته های جنبش آزادی خواهی با توجه به توان و موقعیت خود فعالیت میکنند. این  تشکلات در هر مرحله با توجه به نیازهای جنبش فعالیت های خود را در حد توان سازمان میدهند.  عملکرد شان به مبارزه با دیکتاتوری در این مرحله محدود نمیشود.در مرحله گذار،  به حفظ امنیت و آرامش یاری میرسانند. با  باز شدن فضای سیاسی میتوانند تبدیل به عناصر  تشکیل دهنده سازمانهای سیاسی نوین گردند و  یا یه احزاب و سازمانهای دمکراتیک بپیوندند.  در واقع حفظ دست آورد های جنبش  و تعمیق مبارزه برای نهادینه شدن فرهنگ دمکراتیک در فردای سرنگونی نظام ولایت فقیه رابطه مستقیم با قدرت احزاب و سازمان های دمکراتیک  خواهد داشت.  در دوران استقرار آزادی و نظام جمهوری، وظایف ارگان های پایه ای مدنی  در کنار تلاش برای سازندگی، جلوگیری از تمرکز قدرت بیش از حد و سو استفاده رهبران احزاب سیاسی در قدرت از قدرت است.

6.2. ایجاد شبکه ارتباطی مجازی و رادیو تلویزونی و کانالهای متنوع  و موثر ارتباطی و اطلاع رسانی.  پیشنهادهای دقیق تری در رابطه با شبکه مجازی وجود دارد که  بعدا به اطلاع میرسد.

6.3.  تبادل نظر در رابطه با تدقیق هدف ها، شیوه های سازماندهی و برنامه ریزی برای اشکال متنوع  و موثر مبارزه در ایران و حمایت حقوقی، سیاسی، حقوق بشری و مادی از این مبارزه در خارج از ایران.

6.4.  ایجاد مجموعه ای از مقالات و نظرات در سایت های شبکه با دسته بندی خاص موضوعی برای ارایه نظرات. گفتگو و بحث در باره آنها.

6.5. تلاش در جهت ایجاد جبهه  دمکراتیک برای مبارزه در راه استقرار نظام جمهوری بر اساس اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ جدایی امر مذهب از دولت.

نکته اساسی سازماندهی مبارزه برمبنای قرار دادن نيروی عظيم ولی پراکنده مردمی در يک چهارچوب منطقی و»خود سازما نده»  و تبديل آن به يک نيروی موثر و کارآمد است. مهمترین ضامن پیروزی جنبش آزادی خواهی در مرحله اول درجه آگاهی و در مرحله دوم قدرت سازمان یافته آن است. هر چه سازماندهی ما قدرتمند تر باشد، سختی ها و هزینه ها برای این دوران گذار کمترخواهد بود. هر فردی نقش خود را در اين چرخه گسترده مبارزه مدنی برای  احقاق حقوق خويش و تاثير گذاری برای ساختن جامعه ای بهتر پيدا می کند.  کسانی  ممکن است دو ساعت در هفته و عده ای چهل  ساعت در هفته در اين راه تلاش نمايند. از مبارزه منفی،  تا پخش اعلاميه در محل کارو محله. از ارائه مقالات کارشناسانه تا تلاش در برای سازماندهی اعتصاب. همه وهمه حلقه هايی کوچک اما مهم هستند.  با پيشرفت مبارزه قدرت استبداد ضعيف شده و دايره آزادی گسترش می يابد. در آن شرايط نهاد های کوچک در ارتباط مستقيم تری با هم قرار گرفته ونهاد های وسيع تری برای هماهنگی شکل خواهند گرفت .

7. قدم های بعدی:

* در صورت موافقت با اصول این طرح میتوانید  لوگو و برنامه پیشنهادی شبکه ایرانیان دمکرات و سکولار را در سایت خود قرار دهید. در صورت تمایل، نکات اصلاحی و یا  نظرات انتقادی خود را نسبت به برنامه عنوان نمایید. سپس در رابطه با هدف ها  و موضوعات  روز و برنامه های جنبش میتوانید بخشی از سایت را به نوشته ها و  مقالات در این باره اختصاص دهید.

* امکانات نگارنده در پخش گسترده این نوشته محدود است. با همیاری شما در انتقال این نوشته به دوستان و بلاگ های هموطنان دمکرات و سکولار، زمینه شکل گیری شبکه گسترده ای را برای  همکاری موثر در راه خواسته های دمکراتیک بوجود میآورید.

* هر عضو شبکه میتواند با اطلاع رسانی راجع به هدف های  شبکه، جنبش آزادی خواهی را یاری نماید. دامنه فعالیت هر فرد  یا سایت خبری و یا سازمان سیاسی متناسب با امکانات فرد و مجموعه از طرف خود فرد یا تشکل مدنی یا سازمان سیاسی تعیین میشود.

* محور اصلی سازماندهی در ایران  با توجه به شرایط کنونی هسته های مقاومت و تشکلات مدنی است. این تشکلات میتوتند بوسیله شما در محله، دانشگاه، اداره، کارخانه، مدرسه یا  پادگان شما،  بصورت غیر رسمی با همکاری چند دوست، عضو خانواده، همشاگردی و همکار مورد اطمینان ایجاد گردد. هر تشکل کوچک بطور مستقل و خود سازمانده میتواند حول برنامه های شبکه سازماندهی نماید. اعضا این تشکلات با همفکری و تقسیم کارمیتوانند  برای شرکت موثر در اعتراضات خیابانی، برنامه ریزی اعتصابات، تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی؛ مبارزه علیه انواع تبعیضات،  آگاهی رسانی راجع به هدف های جنبش و… فعالیت نمایند.

* پیشنهادات و انتقادات خود را در رابطه با این طرح ارسال فرمایید. امید  بر این است که  با تلاش برای ایجاد بدیلی دمکراتیک و قدرتمند؛ با حداقل هزینه و زمان زمینه  استقرار نظامی دمکراتیک   امکان پذیر گردد.

بیژن  پوینده.

Freenet.bijan@gmail.com

https://poyandeh.wordpress.com/

کلمات کلیدی:

شبکه ایران دمکرات سکولار جنبش آزادی خواهی  جبهه متحد آزادی خواهان  بدیل قدرتمند دمکراتیک  جمهوری ایران سازمان دهی ارگان های مدنی  جدایی دین از دولت  آزادی خواهی نهادینه شدن آزادی  فرهنگ استبدادی خرد جمعی توسعه پایدار تمرکز زدایی اعتصاب اعتراضات اعلامیه جهانی حقوق بشر آزادی پوشش حکومت دینی دین حکومتی استبداد دینی

اصلاح ناپذیری نظام های تمامیت خواه استبدادی فقر فرهنگی فرهنگ استبدادی دوران گذار تحول دمکراتیک

.

Read Full Post »

.

(طرحی برای ایجاد  شبکه ایرانیان دمکرات )

(قدمی مشخص در راه تشکیل  جبهه دمکراتیک)

.

به یادبود  ساگرد  درگذشت دکتر محمد مصدق رهبر جبهه ملی ایران

.

خلاصه  طرح:

در هشت ماه گذشته مقالات و نوشته های متعددی در رابطه با ضرورت  اتحادی فراگیر و تشکیل جبهه ای دمکراتیک  منتشر گردیده است. اتحادی که هدفش برقراری جمهوری ایران بر اساس موازین طرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و تاکید بر جدایی دخالت دین در امر حکومت باشد.  هدف این مقاله  ارائه یک پیشنهاد مشخص و قابل اجرا با توجه به شرایط کنونی و پراکندگی ایرانیان و تشکلات و سازمانهای علاقه مند به ایجاد  چنین  اتحادی است.

هدف ایجاد    شبکه ایرانیان دمکرات است.

1.  ضرورت تشکیل جبهه متحد آزادی خواهی:

اگر به تجربه های مهم  تاریخی کشورمان در یک صد سال اخیر (انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب 57) توجه نماییم، علل شکست ها یا  محدود بودن دستاوردهای این مبارزات در عوامل زیر مییابیم:

1. عقب ماندگی فرهنگی و سلطه فرهنگ استبدادی در اقشار وسیع جامعه  که خود را در عدم آگاهی راجع به تاریخ کشورمان و درک ریشه ای مشکلات نشان میدهد.

2. عدم وجود سازماندهی قدرتمند آزادی خواهان.

3. منافع گروهی و ملاحضات ایدئولوژیک، مذهبی  رهبران و سیاست بازانی که با تفکرات عقب مانده و یا تحلیل های نادرست خود، موانعی جدی در برابر پیروزی یا تعمیق جنبش های اعتراضی داشته اند.

4.  دخالت کشورهای دیگر در امور داخلی کشور ما بطور مستقیم و غیر مستقیم که همیشه بوسیله گروهی از ایرانیان بخاطر همسو بودن منافعشان با بیگانگان انجام گرفته ست.

از میان  4 عامل بیان شده عامل اول نقش تعیین کننده داشته و کاملا بر عوامل دیگر تاثیر گذار بوده است. سلطه فرهنگ استبدادی و استبداد سیاسی موجب عدم رشد آگاهی گسترده در جامعه و تشکیل نهاد های گسترده  مدنی گردیده.

فرهنگ استبدادی تبلور خود را در استبداد سیاسی نمایان میسازد و استبداد سیاسی به نوبه خود با  قربانی نمودن آزادی بیان و اندیشه  و ممانعت از بوحود آمدن نهادهای مستقل و گسترده مدنی  موجب  باز تولید فرهنگ استبدادی میگردد.

از این رو،  علیرغم  تلاش ها  و فدا کاریهای مکرر  بخشی از مردم و آزادی خواهان  در طول قرن گذشته، می توان ادعا کرد که به نتایجی در خور این تلاش ها دست نیافته ایم. گواه این ادعا بر سر کار آمدن  حاکمیت استبداد مذهبی پس از انقلاب 57 علیه نظام دیکتاتوری پادشاهی است. سرنگونی استبداد سلطنتی نه تنها به نفی استبداد سیاسی منجر نشد بلکه باعث  ادامه آن  و شکل گیری بدترین نوع استبداد اجتماعی و نقض مکرر ابتدایی ترین حقوق مدنی و فردی شهروندان  در سی سال اخیر گردید.

امروز شاهد شکل گیری جنبشی گسترده در برابر نظام «جمهوری» اسلامی هستیم. ایران کشوری پهناور با اقوام و گرایشات فکری متفاوت و ادیان مختلف است. دلایل شرکت بخش های مختلف جامعه در جنبش اعتراضی اخیر نیز متفاوتند. در پشت این حرکت فراگیر دستیابی به آزادی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی نهفته است. از جمله:  آزادی های فردی، برابری طلبی زنان وآزادی پوشش، آزادی خواهی جوانان و دانشجویان، احقاق حقوق  قومهای ایرانی (کرد وآذری و بلوچ و…) و اقلیت های دینی، رعایت حقوق زندانیان و منع شکنجه و مجازات اعدام، دفاع از کودکان، حفظ محیط زیست (کنترل آلودگی آب وهوا،  نابودی جنگلها و تالاب ها و گونه های گیاهی جانوری…)، تغییرات اساسی در سیستم آموزشی، خواسته های صنفی و اقتصادی کارگران و کارمندان  و معلمان و خیل عظیم جوانان بیکار. عقاید  فکری که در این چنبش نقش دارند نیز متنوعند. از اصلاح طلبان دینی گرفته تا سوسیالیست های انقلابی. از  سوسیال دمکرات ها گرفته تا مشروطه خواهان،. از دمکرات های لیبرال گرفته تا   افرادی که ضرورتا گرایش به عقیده سیاسی خاصی ندارند.

از نظر عقاید دینی و فکری نیز دیندار و بی دین، شیعه و سنی، مسیحی و بهایی و زرتشتی و یهودی و دراویش شکل دهنده تنوع افکار و عقاید در کشورمان هستند.

اگر چه این جنبش یک رهبر ندارد. اما برای پیروزی و سرنگونی نظام استبدادی می باید و میتواند هدف مند و متشکل باشد.

2.  اهداف جبهه ملی ازادی خواهی:

هدف اساسی ریشه کن کردن فرهنگ دیکتاتوری و نهادینه کردن فرهنگ دمکراتیک است.  رسیدن به این هدف مستلزم وجود آزادی های سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی عقیده و توسعه اقتصادی است. دستیابی به این هدف بطور بلاواسطه در شرایط وجود یک نظام استبدادی و تمامیت خواه ممکن نیست و احتیاج به دوران گذار دارد.  هدف های کلی برای این دوران گذار میباید حول برچیدن بساط دیکتاتوری با تاکید بر پرنسیب های دمکراتیک  و توجه به محدودیت های موجود باشند. این هدف ها عبارتند از:

*  کمک به رشد آگاهی با تلاش های گسترده برای اطلاع رسانی. خوشبختانه زندگی در عصر اطلاعات و پیشرفت های روزمره تکنولوژی این امر را هر روز ساده تر می سازد.

*  کمک به تعمیق مفاهیم آزادی خواهی، مفاهیم شهروندی که شامل  سه پایه: شهروند آگاه، حقوق شهروندی و مسئولیت پذیری شهروندان در رابطه با زندگی اجتماعی است.

* سازماندهی مدنی متناسب با شرایط استبداد سیاسی برای نیل به هدفها در مرحله گذار به جامعه باز و دمکراتیک.

سئوال اساسی اینجاست که چگونه می توان این حرکت پر عظمت مردمی رابطور خاص  سازماندهی نمود.

انجام این امرسه شرط  اساسی دارد:

* شفاف بودن خواسته های جنبش آزادی خواهی.

* سازماندهی متناسب با شرایط فعلی.

* هدایت موثر جنبش کنونی برای نیل به اهداف مورد تظر.

3.   خواسته های  جنبش آزادی خواهی

ازآنجایی که ریشه اصلی مشکلات و مهمترین دلایل اعتراضات  مردمی علیه جمهوری اسلامی  نفی  ابتدایی ترین آزادی های سیاسی، اجتماعی و فردی و  نقض مکرر اصول متعدد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشرو عدم وجود عدالت اجتماعی است. مطالبات جنبش ازادی خواهی میتواند حول این اصول و پیگیری این خواسته ها سازماندهی شود.

این خواسته ها عبارتند از:

1. آزادی همه زندانیان سیاسی.

2. منع شکنجه و مجازات اعدام.

3. رفع هر گونه تبعیض بر مبنای جنسیت، عقیده، مذهب و قومیت.

4. احترام به حقوق فردی آزادی بیان، آزادی دین و  اندیشه  و منع حجاب اجباری.

5. آزادی مطبوعات، آزادی تجمع، آزادی احزاب.

6. عدم دخالت دین در امر دولت.

7. استقرار نظام جمهوری و انتخابی بودن تمام سران دولت.

8. احترام به حقوق اقوام مختلف ايرانی و حمایت از تنوع فرهنگی، قومی و زبانی. واگذاری تصميم گيری های محلی و استانی به نهادهای انتخابی همان محل و تلاش برای رشد موزون مناطق مختلف کشور و تمرکز زدایی.

9. رشد اقتصاد مولد،  با تاکید بر توسعه پايدار، عدالت اجتماعی و حفظ محيط زيست.

10. روشنگری در رابطه با جنایات رژیم «جمهوری»  اسلامی در طی 30 سال گذشته. محاکمه و مجازات افرادی که در رهبری این جنایات دست داشته اند یا از عوامل اصلی جنایت و شکنجه بوده اند.

11.  اصل استقلال جنبش آزادی خواهی به این مفهوم که تحول دمکراتیک در چهارچوب نظام «جمهوری» اسلامی آمکان پذیر نیست. نقطه  اتکا اتحاد ما  براشکال متنوع مبارزات مردم در ایران و جدا از بازی های سیاسی درون رژیم است. همچنین اصل  استقلال  به مفهموم عدم  وابستگی جنبش به  قدرتهای خارجی است.

4. شیوه های سازمان دهی:

شیوه های سازماندهی با توجه به شرایط خاص ایران پیشنهاد میگردد.

در غیاب احزاب قدرتمند دمکراتیک و مردمی به سبب اختناق کنونی، بخش عمده سازماندهی در این مرحله میتواند بصورت غیر متمرکز صورت گیرد. راه حل پيشنهادی شامل بوجود آوردن  تشکلات کوچک (١ الی ۷ نفر) است که بطور مستقل ولی گسترده در محلات، ادارات، دانشگاهها، آموزشگاهها و کارخانجات … بصورت خود سازمانده و غیر هرمی شکل می گیرند. اعضای گروه با يکديگر از طريق محيط  کار، مکان تحصيل ، محيط زندگی (محله) و يا محيط خانوادگی آشنايی کامل داشته و به هم اعتماد دارند.  (تاکيد بر محدود بودن اعضا  بخاطر راحتر بودن تماس و کاهش ريسک امنيتی است). اين مجموعه وسيع وغير متمرکز از طريق ارتباطات راديو و تلويزيونی ماهواره ای وکانالهای اينترنتی و روشهای خلاق ارتباط گيری و اطلاع رسانی تبديل به يک شبکه گسترده نهادهای مردمی ميشوند.

این سازماندهی در بسیاری نقاط بصورت پراکنده  وجود دارد. تشکلات مدنی مانند گروههای زنان ، انجمن های دفاع از حقوق بشر، و حفظ محیط  زیست ، هسته های دانشجویی و کارگری  و معلمان وجود داشته و فعال هستند.

هدف مهم اما،  بهم پیوستن این حلقه ها و جهت دار کردن فعالیت ها در چهارچوب یک برنامه مشخص و موثر می باشد.

روش ها:

دفاع از حقوق انسانی هر هموطنی که مورد تعرض نظام «جمهوری» اسلامی قرار گیرد فارغ از عقیده سیاسی یکی از وظایف شبکه خواهد بود.   برخی تلاش های شبکه در راه مبارزه  با خفقان و  خواسته های جنبش میتواند همسو با دیگر نیروهای سیاسی از جمله بخشی از اصلاح طلبان شود. از طرف دیگر باید مراقب نیروهایی بود که هدفشان استفاده از کارت جنبش برای بازگشت به قدرت و حفظ ساختار حکومت مذهبی و یا هر نوعی  دیگر از استبداد است.

برای نیل به این هدف میباید بر اصول و موازین دمکراتیک تاکید نمود و خصوصیات فرهنگ استبدادی در افکار، گقتار و کردار جمعی ما باز شناخت.

مشترک بودن بعضی خواسته ها و مبارزه مشترک در برابر قدرت حاکم نباید به معنی  عدم داشتن هدف و برنامه روشن و سازماندهی قدرتمند در میان ایرانیان دمکرات و سکولار باشد. چرا که در آنصورت ایرانیان دمکرات تبدیل به زائده دیگر نیرو ها شده و امکان تحول دمکراتیک  و گذار به نظام جمهوری فارغ از انواع تبعیصات  موجود کم رنگ میگردد.

محور اصلی تلاش ها اتکا به قدرت خلاق احاد مردم ایران برای تشکیل نهاد های متنوع مدنی و گذار از رژیم استبدادی به  نظا م جمهوری خواهد بود. مبارزات  جبهه دمکراتیک در عرصه های  سیاسی، فرهنگی،  اقتصادی و دیپلماتیک پیش میروند. مرکز اصلی تلاشها:

گسترش اعتراضات  با اتکا به شیوههای متنوع سازماندهی و اعتراضات  مدنی در  محله ها، ادارات، کارخانه ها، دانشگاهها،مدارس و … برای فلج کردن کامل نظام ولایت فقیه با حداقل هزینه است.

برای مبارزه با  نظام استبدادی  نظامی مذهبی کنونی که کنترل  منابع عظیم طبیعی و انحصار رسانه ای، ابزارهای متعددی برای سرکوب در اختیار دارد، میباید قدرتمند بود.. دفاع از خود و سعی در خنثی کردن مزدوران به معنی خشونت طلبی نیست. هدف شهروند بودن، تلاش برای کسب و حفظ حقوق انسانی مان و تبدیل این تلاش بصورت بخشی از فعالیت های روزمره است.

5.  طرح  شبکه اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار:

با توجه به  شرایط فعلی وجو اخنتاق در ایران امکان  گرد هم آیی  طیف های مختلف ایرانیان دمکرات و سکولار در یک نقطه و در یک زمان مشخص ناممکن  است.  اما  با استفاده از تجربیات جنبش کنونی در 8 ماه گذشته، میتوان  شبکه ای گسترده با استفاده از فضای مجازی ایجاد کرد. با این هدف که ارتباطات بین ایرانیان دمکرات برای طرح و گفتگو در رابطه با برنامه و شیوه های سازماندهی تقویت و منظم و منسجم گردد.

سپس  این شبکه در طی روندی  دارای قدرت سازماندهی قابل توجهی شده و زمینه ای برای تشکیل جبهه ای گسترده و  دمکراتیک را ایجاد نماید.

این شبکه در عین حال،  میتواند با متحد کردن صداهای متعدد اما متفرق آزادی خواهان در شرایط کنونی نقشی موثر در بیان خواسته ها  وکمک به  سازماندهی اعتراضات داشته باشد. برای مثال روز جهانی زن در راه است. سپس چهارشنبه سوری و …. در این شرایط اگر بجای صداهای  جدا از هم یک صدا شویم و قادر باشیم برنامه ای مشترک داشته باشیم. میتوانیم جنبش  آزادی خواهی را بطور موثر تری  یاری رسانیم.

.5.1 اولین پایه شکل گیری شبکه، قبول خواسته های طرح شده تحت عنوان برنامه کلی  اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولاراست.

.5.2 عضویت در شبکه بصورت فردی خواهد بود. تنها معیار عضویت در این شبکه قبول اصول برنامه جنبش آزادی خواهی بعنوان هدف های کنونی جنبش آزادی خواهی است.

.5.3. قدم بعدی اعلام حمایت گروهها و اشخاص ازشبکه و ابراز تمایل برای ایجاد اتحاد دمکراتیک در سایت های سازمانی،  گروهی و یا وبلاگ های شخصی است. هر فرد یا  گروهی میتواند توضیحات  و یا نکات مهمی را که در رابطه با  این برنامه کلی لازم میبیند، در سایت خود اضافه نماید. سپس  با قرار دادن لوگوی شبکه » اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار، عضو این شبکه شود. (طرح لوگو  موقتی و برای شروع کار پیشنهاد شده. هموطنان خلاق و هنرمند میتوانند طرح های دیگری را پیشنهاد نمایند).

5.4.  تاکید اصلی در این شبکه، برعدم وجود «رهبری هرمی» و اتکا به خرد جمعی است. لزومی برای دنباله روی اقلیت از اکثریت وجود ندارد.

5.5. سایت های عضو میتوانند بعد از قرار دادن لوگو و برنامه درسایت خود، بخشی  از سایت را به مباحث نظری  و عملی در رابطه با اهداف جنبش اختصاص دهند. این بخش میتواند؛ شامل موضوعات نظری در رابطه با مسائل مهم، برنامه جمهوری خواهی، نوع جمهوری (فدرال …)، مکانیزم های کنترل قدرت؛ برنامه های اقتصادی برای بوجود آوردن اقتصاد مولد و چند محصولی، رشد موزن مناطق مختلف؛ سیاست های فرهنگی و… باشد. بخش عملی شامل بررسی موضوعات روز، برنامه ریزی و پیشنهادات برای سازماندهی  اشکال متنوع مبارزه میگردد.

در این مرحله مجموعه ای ازسایت ها، عضو شبکه شده  ولی ارتباط تعریف شده ای بین آنها وجود ندارد. این کار امروز میتواند  براحتی در مورد بلاگ های شخصی و در عرض چند روز در رابطه با سایت های سازمانهای سیاسی  بعد از تبادل نظر گروهی بوجود آید.

5.6. در مرحله بعدی سایت های   شبکه اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار، همدیگر را پیدا میکنند. در این مرحله مجموعه های فعال و علاقه مند با همدیگرارتباط برقرار میکنند.  با شکل گیری نظرات و درجه علاقه به تشکیل چنین شبکه ای، در روندی نسبتا کوتاه میتوان چند سایت مادر( یا اصلی) را شناسایی کرد و یا  تشکیل داد. در این حالت بسیاری از سایت های شخصی به سایت های اصلی متصل شده و شبکه شکل میگیرد. همچنین  مجموعه اعضایی که شناخت لازم از همدیگر پیدا میکنند میتوانند مبادرت به ایجاد وبلاگ جمعی نمایند. در چنین روندی، با تبادل نظرات و تصمیم گیری های جمعی، زمینه برای ایجاد جبهه ای، با انتخاب  شورای هماهنگی ( اعضا فعال و صاحب نظر) میتواند شکل گیرد.

بدین ترتیب یک شبکه ارتباطی و گسترده خود سازمانده  جهانی بدون احتیاج به جلسات طولانی و بحث های خسته کننده میتواند حول یک برنامه مشترک و مشخص در مدت کوتاهی ایجاد گردد.

سیستم رای گیری در رابطه با برنامه ریزی ها و جهت گیری های سیاسی میتواند با استفاده از رای گیری های الکترونیک در سایت های اصلی بوسیله اعضا براحتی انجام گیرد. در اینصورت رای گیری مستقیم بدون احتیاج به جلسات طولانی، پس از مطالعه نظرات و پیشنهادات بسرعت انجام میشود.

5.7. در صورت وجود اکثریت هم نظر راجع به یک موضوع، کل مجموعه میتواند  بیانیه  صادر کند و یا  از برنامه و سیاست خاصی حمایت نماید.  سپس متناسب با نیروی سازماندهی شده و یا نیروهایی که با نظر خاص شبکه موافقند، آن برنامه واقعیت اجرایی پیدا میکند.

5.8. هر سایت گروهی، سازمانی و شخصی میتواند  بسادگی جزیی از شبکه شود و با شبکه همکاری نماید. مسلما هر سازمان و گروهی که با شبکه همراهی میکند در عین حال میتواند پیگیر هدف های خاص سازمانی و تشکیلاتی و فردی خود بطور مستقل باشد. اگرچه این هدف های خاص سازمانی نمیتوانند در تضاد باخواسته های مورد قبول اعضا شیکه باشد.

6. اهداف شبکه اتحاد ایرانیان دمکرات و سکولار:

6.1.  تشکیل و گسترش هسته های مقاومت و تشکلات مدنی. این هسته ها بخش فیزیکی واصلی شبکه را در ایران تشکیل داده  در جهت پیشبرد خواسته های جنبش آزادی خواهی با توجه به توان و موقعیت خود فعالیت میکنند. این  تشکلات در هر مرحله با توجه به نیازهای جنبش فعالیت های خود را در حد توان سازمان میدهند.  عملکرد شان به مبارزه با دیکتاتوری در این مرحله محدود نمیشود.در مرحله گذار،  به حفظ امنیت و آرامش یاری میرسانند. با  باز شدن فضای سیاسی میتوانند تبدیل به عناصر  تشکیل دهنده سازمانهای سیاسی نوین گردند و  یا یه احزاب و سازمانهای دمکراتیک بپیوندند.  در واقع حفظ دست آورد های جنبش  و تعمیق مبارزه برای نهادینه شدن فرهنگ دمکراتیک در فردای سرنگونی نظام ولایت فقیه رابطه مستقیم با قدرت احزاب و سازمان های دمکراتیک  خواهد داشت.  در دوران استقرار آزادی و نظام جمهوری، وظایف ارگان های پایه ای مدنی  در کنار تلاش برای سازندگی، جلوگیری از تمرکز قدرت بیش از حد و سو استفاده رهبران احزاب سیاسی در قدرت از قدرت است.

6.2. ایجاد شبکه ارتباطی مجازی و رادیو تلویزونی و کانالهای متنوع  و موثر ارتباطی و اطلاع رسانی.  پیشنهادهای دقیق تری در رابطه با شبکه مجازی وجود دارد که  بعدا به اطلاع میرسد.

6.3.  تبادل نظر در رابطه با تدقیق هدف ها، شیوه های سازماندهی و برنامه ریزی برای اشکال متنوع  و موثر مبارزه در ایران و حمایت حقوقی، سیاسی، حقوق بشری و مادی از این مبارزه در خارج از ایران.

6.4.  ایجاد مجموعه ای از مقالات و نظرات در سایت های شبکه با دسته بندی خاص موضوعی برای ارایه نظرات. گفتگو و بحث در باره آنها.

6.5. تلاش در جهت ایجاد جبهه  دمکراتیک برای مبارزه در راه استقرار نظام جمهوری بر اساس اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ جدایی امر مذهب از دولت.

نکته اساسی سازماندهی مبارزه برمبنای قرار دادن نيروی عظيم ولی پراکنده مردمی در يک چهارچوب منطقی و»خود سازما نده»  و تبديل آن به يک نيروی موثر و کارآمد است. مهمترین ضامن پیروزی جنبش آزادی خواهی در مرحله اول درجه آگاهی و در مرحله دوم قدرت سازمان یافته آن است. هر چه سازماندهی ما قدرتمند تر باشد، سختی ها و هزینه ها برای این دوران گذار کمترخواهد بود. هر فردی نقش خود را در اين چرخه گسترده مبارزه مدنی برای  احقاق حقوق خويش و تاثير گذاری برای ساختن جامعه ای بهتر پيدا می کند.  کسانی  ممکن است دو ساعت در هفته و عده ای چهل  ساعت در هفته در اين راه تلاش نمايند. از مبارزه منفی،  تا پخش اعلاميه در محل کارو محله. از ارائه مقالات کارشناسانه تا تلاش در برای سازماندهی اعتصاب. همه وهمه حلقه هايی کوچک اما مهم هستند.  با پيشرفت مبارزه قدرت استبداد ضعيف شده و دايره آزادی گسترش می يابد. در آن شرايط نهاد های کوچک در ارتباط مستقيم تری با هم قرار گرفته ونهاد های وسيع تری برای هماهنگی شکل خواهند گرفت .

7. قدم های بعدی:

* در صورت موافقت با اصول این طرح میتوانید  لوگو و برنامه پیشنهادی شبکه ایرانیان دمکرات و سکولار را در سایت خود قرار دهید. در صورت تمایل، نکات اصلاحی و یا  نظرات انتقادی خود را نسبت به برنامه عنوان نمایید. سپس در رابطه با هدف ها  و موضوعات  روز و برنامه های جنبش میتوانید بخشی از سایت را به نوشته ها و  مقالات در این باره اختصاص دهید.

* امکانات نگارنده در پخش گسترده این نوشته محدود است. با همیاری شما در انتقال این نوشته به دوستان و بلاگ های هموطنان دمکرات و سکولار، زمینه شکل گیری شبکه گسترده ای را برای  همکاری موثر در راه خواسته های دمکراتیک بوجود میآورید.

* هر عضو شبکه میتواند با اطلاع رسانی راجع به هدف های  شبکه، جنبش آزادی خواهی را یاری نماید. دامنه فعالیت هر فرد  یا سایت خبری و یا سازمان سیاسی متناسب با امکانات فرد و مجموعه از طرف خود فرد یا تشکل مدنی یا سازمان سیاسی تعیین میشود.

* محور اصلی سازماندهی در ایران  با توجه به شرایط کنونی هسته های مقاومت و تشکلات مدنی است. این تشکلات میتوتند بوسیله شما در محله، دانشگاه، اداره، کارخانه، مدرسه یا  پادگان شما،  بصورت غیر رسمی با همکاری چند دوست، عضو خانواده، همشاگردی و همکار مورد اطمینان ایجاد گردد. هر تشکل کوچک بطور مستقل و خود سازمانده میتواند حول برنامه های شبکه سازماندهی نماید. اعضا این تشکلات با همفکری و تقسیم کارمیتوانند  برای شرکت موثر در اعتراضات خیابانی، برنامه ریزی اعتصابات، تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی؛ مبارزه علیه انواع تبعیضات،  آگاهی رسانی راجع به هدف های جنبش و… فعالیت نمایند.

* پیشنهادات و انتقادات خود را در رابطه با این طرح ارسال فرمایید. امید  بر این است که  با تلاش برای ایجاد بدیلی دمکراتیک و قدرتمند؛ با حداقل هزینه و زمان زمینه  استقرار نظامی دمکراتیک   امکان پذیر گردد.

بیژن  پوینده.

Freenet.bijan@gmail.com

https://poyandeh.wordpress.com/

کلمات کلیدی:

شبکه ایران دمکرات سکولار جنبش آزادی خواهی  جبهه متحد آزادی خواهان  بدیل قدرتمند دمکراتیک  جمهوری ایران سازمان دهی ارگان های مدنی  جدایی دین از دولت  آزادی خواهی نهادینه شدن آزادی  فرهنگ استبدادی خرد جمعی توسعه پایدار تمرکز زدایی اعتصاب اعتراضات اعلامیه جهانی حقوق بشر آزادی پوشش حکومت دینی دین حکومتی استبداد دینی

اصلاح ناپذیری نظام های تمامیت خواه استبدادی فقر فرهنگی فرهنگ استبدادی دوران گذار تحول دمکراتیک

.

Read Full Post »

روز جهانی زن  در راه است.  از امروز برای سازماندهی  اعتراضات، روشنگری راجع به قوانین و سیاست های زن ستیز نظام ولایت فقیه تلاش کنیم.

جنبش آزادی خواهی کشورمان در چند ماه گذشته هم از نظر کمی و هم از نظر کیقی رشد یافته. اعتراضات مردمی برای حق تعیین سرنوشت و در اعتراض به تقلب گسترده  در خرداد ماه شکل گرفت، اگرچه زمینه های شکل گیری این جنبش از مدتها قبل مهیا شده بود و بخاطر شرایط دیر یا زود با جرقه ای آماده شعله ور شدن بود.  اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز مردم با سرکوب و قتل و تجاوزات در زندانهای نظام اسلامی روبرو شد.  بگزارشی تاکنون یشتر از 750 نفر در اعتراضات 8 ماه گذشته بوسیله مزدوران رژیم به قتل رسیده اند. هدف رژیم برگرداندن مردم به خانه هایشان با ایجاد حداکثر وحشت و ادامه حکومت  استبداد دینی به قامت دیکتاتوری نظامی مذهبی سپاه بود. اما تداوم اعتراضات در 18 تیر، تایید عزم راسخ مردم برای تداوم مبارزه در روز قدس و سپس گسترش  دامنه اعتراصات به شهرهای بزرگ در 13 آبان , بالاخره گسترش مبارزه فعالین دانشجویی به یک جنبش فراگیر و سراسری  دانشجویی در  16 آذر، این آرزوی رژیم را نقش بر آب کرد.  یکایک روزهای عمومی بوسیله جنبش بالنده مردم فتح  شده و فتح خواهد شد.  روز قدس، روز 13 آبان؛ روز 16 آذر و عاشورا و 22 بهمن هر کدام نمایشگر عزم و گسترش همبستگی ایرانیان آزادی خواهی بودند که دیگر نمیترسند.

اعتراضات خیابانی برای تجدید قوا و یاد آوری قدرت جنبش به اشغال گران لازم است. اما برای تعمیق و قدرتمند شدن بیشتر جنبش در برابر نظام «جمهوری» اسلامی اتکای محض بر تظاهرات هر یک یا دو ماه یکبار کافی نیست.  بیاد داشته باشیم  تمامی امکانات ملی ما در دست این رژیم است. آنها برای حفظ خود هر چقدر که بتوانند از کیسه ملت هزینه میکنند.  برنامه ریزی برای  مناسبتهای مختلف در پیش از جمله  روز جهانی زن؛ چهارشنبه سوری؛ سیزده بدر؛ روز جهانی کارگر و…نمیباید  فقط محدود به اعتراضات خیابانی در آن روز خاص باشد. هدف میباید سازماندهی موثر اشکال متنوع مبارزه برای بزانو در آوردن رژیم باشد. در غیر اینصورت تاثیر  تلاش ها و فداکاریهای هموطنان آزادی خواه ما در یک سلسله اعتراضات  منقطع میتواند بازدهی محدودی داشته باشد.

اعتراضات گسترده خیابانی تاکتیک خوبی است اگر همراه با یک استراتژی و سازماندهی هدفدار قرار بگیرد. در غیر اینصورت نظام با وقت کشی، شناسایی  و دستگیری فعالین مدنی و گسترش جو ارعاب و سرکوب میتواند  به جنبش آزادی خواهی مردم ما ضربه بزند. باید برای بزیر کشیدن این نظام آمادگی پیدا کرد. این آمادگی یکشبه حاصل نمیگردد. عقب نشینی های احتمالی و ظاهری این نظام را نباید جدی گرفت.  این نظام با هر عقب نشینی ظاهری، خود را برای زدن ضربه بعدی به جنبش آماده میکند.  هر روز ادامه حیات این رژیم جنایت کار قرون وسطیی به معنی قتل؛ شکنجه، ادامه و تشدید فقر، بی ثباتی  بیشترکشور و بخطر انداختن جان هزاران هموطن   بخاطر انواع ندانم کاری ها و بی لیاقتی سران این رژیم  در انجام مسئولیت هایشان است. هموطنان ما میباید به این موضوع کلیدی آگاه باشند که:

امکان تحول دمکراتیک در چهارچوب این نظام به هیچ وجه امکان پذیر نیست.  آزادی احزاب و مطبوعات مستقل و عقیده  و بیان هیچگاه در این نظام وجود نداشته و رسیدن به این خواسته ها  با وجود ساختار تمامیت خواه و استبدادی این نظام به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. چرا که  انواع تبعیصات دینی؛ قومی و جنسی از ماهیت این نظام ناشی شده و تار و پود آنرا تشکیل میدهد. مشکل بنیادین این نظام نه فقط ولایت مطلقه فقیه بلکه مجموعه معیارها و قوانین حاکم برآن است  که از روز اول با هدف برقراری استبداد دینی تدوین و تثبیت گردیده. قانون اساسی نظام «جمهوری» اسلامی با مجاس خبرگاتش؛ با شورای نگهبانش و با تضمین قدرت  سیاسی روحانیت و اسلام گرایان در برابر  حقوق انسانی ایرانیان مانعی غیر قابل اصلاح در برابر حق تعیین سرنوشت مردم ایران است. در نتیجه برای احقاق حقوق شهروندی و ساختن ایرانی آباد و آزاد چاره ای جز بزیر کشیدن این نظام استبدادی و از بین بردن ساختار قدرت سرکوبگر آن نداریم. از نظر عملی نیز قدرت واقعی در حال حاضر در دست  رهبران سپاه  و مافیای نظامی امنیتی است که بطور مستقیم عامل جنایات 8 ماه اخیر بوده و بعید بنظر میرسد که با مذاکره و مصالحه جناح رانده شده از قدرت ؛ قدرت را رها نموده  وآنطور که در بیانیه های موسوی درج شده در جهت تفویض قدرت و محاکمه مسولان جنایات اخیر گام بردارند! تاکید بر نقش کدخدامنشی  خامنه ای برای حل «بحران» حاکمیت نیز دغل کاری سیاسی بیش نیست. چرا که قدرت واقعی در دست سران سپاه هست. استفاده سپاه از خامنه ای بیشتر بر پایه احتیاج به «رهبر از جنس حیدر» برای ذوب شدگان در ولایت و برای گذار از موقعیت کنونی است. کسانی که نقش خامنه ای را در وقایع اخیر محوری تصویر میکتتد به واقعیت ساختار واقعی قدرت کم توجهی میکنند.

اگر هدف ما احقاق حقوقمان و استقرار نظام جمهوری ایران باشد. اگر هدف مان استقرار دمکراسی و رفع انواع تبعیضات  عقیده ای؛ جنسی؛ قومی نهادینه شده در نظام «جمهوری اسلامی باشد. لازم است که دست بکار سازماندهی قدرتمند  شویم.

مهمترین تلاش های «امنیتی» رژیم های استبدادی در جهت نابود کردن سازمانها و احزاب مسقل و آزادی خواه و تشکلات مدنی است. چرا که بزرگترین خطر برای نظام های سرکوبگر بعد از آگاهی و بعد از ریختن ترس شهروندان همان قدرت متشکل و سازماندهی شده  آنان برای مقابله با دستگاه سرکوب است. بی دلیل نیست که نظام «جمهوری» اسلامی از روز اول بقدرت رسیدن،  بیشترین تلاش های خود را در راه نابودی و بی اثر کردن تشکلات مستقل قرار داده. از سرکوب  و نابودی فیزیکی سازمانهای سیاسی در دهه اول انقلاب گرفته تا سرکوب اتحادیه های صنفی معلمان. از  عدم اجازه فعالیت سازمانهای حقوق بشری گرفته تا سرکوب سندیکای کارکنان شرکت واحد.  از تلاش برای نابود کردن سازمانهای دفاع از حقوق زنان گرفته تا سرکوب و قتل اعضا یی که صادقانه ترین تلاشها را در جهت سازماندهی کانون نویسندگان انجام دادند. رژیم از هر اتحاد و تشکل مستقلی وحشت دارد. از  تجمع دراویش گنابادی گرفته تا تشکلات مستقل دفاع از محیط زیست. این رژیم با  سازمانهای مدنی و ارگانهای مدافع حقوق انسانی  شهروندی ضدیتی انکار ناپذیر دارد و خواستار نابودی هر گونه تشکل مستقل مدنی  است.  زیرا  تنها در اینصورت میتواند  احزاب و سازمانهای زرد خودی و نیم خودی و شحصیت های» از صافی مجاس خبرگان گذشته را به ملت تحمیل نماید. . هدف قتل فروهر ها خنثی کردن سازماندهی آزادی خواهان بود. اگرچه هر نوع سرکوب و نقض حقوق انسانی انسانها به هرشکلی محکوم است ، اما توجه داریم در این مسیر رژیم همیشه گزینشی عمل کرده. جدی ترین مخالفان به قتل میرسند و ناپدید میگردند. در حالی که مخالفان نیم خودی به زندانهای کوتاه مدت محکوم شده و نهایتا آزاد میگردند. پادزهر ما در برابر  نظام جهل و جنایت. در مرحله اول  رشد آگاهی خود و کمک به رشد آگاهی هموطنانمان ما از نظر اجتماعی و تاریخی ( سم زدایی از دروغ های تبلیغاتی، ایدئولوژیک؛ فرهنگی و آموزشی نظام «جمهوری» اسلامی). در مرحله دوم خود باوری  و ریخته شدن ترس و در مرحله سوم سازماندهی برای  کسب آزادی مان است.  سازماندهی قدرتمند شرط لازم برای بدست آوردن آزادی و حق تعیین سرنوشت ماست.

برای دستیابی به خواسته های ضروری مانند مبارزه موثر با اعدام و سرکوب، آزادی زندانیان سیاسی و تلاش برای عقب زدن جو خفقان و ایجاد فشای باز سیاسی میباید  قدرتمند بود. چرا که این استبداد خشن و عوام فریب فقط زبان قدرت را میفهمد.  فقط با سازماندهی قدرتمند میتوان با حداقل هزینه مانع  گسترش خشونت شد. فقط با سازماندهی قدرتمند میتوانیم به خواسته های انسانی و بر حقمان دست یابیم. فقط با سازماندهی قدرتمند میتوانیم نقشه های سازش سیاست بازان بر علیه منافع مردم را خنثی کنیم. فقط با سازماندهی گسترده میتوانیم دوران گذار از نظام ولایت فقیه به نظام مکراتیک را با کمترین هزینه و حداکثر تنیجه  طی کنیم.

این سازماندهی میتواند با اتکا به برنامه روشن وحول خواسته های متعدد جنبش آزادی خواهی شکل بگیرند. از خواسته های اقتصادی اقشار زحمت کش گرفته، تا همگامی با خواسته های زندانیان سیاسی و خانواده هایشان برای آزادی این هموطنان در بند. از خواسته های  حفظ محیط زیست و رفع آلودگی هوا گرفته تا خواسته های صنفی گارگران. از خواسته های رفع تبعیضات جنسی و آزادی پوشش گرفته تا خواسته دمکراتیک اقوام ایرانی. از خواسته های جوانان بیکار گرفته تا دفاع از حقوق کودکان و مخالفت با مجازات اعدام. از خواسته های آزادی خواهانه دانشجویان گرفته تا خواسته های جوانان برای داشتن فضای باز و امید برای آینده ای روشن. این سازماندهی میتواند بوسیله شما در گروه های کوچک  چند نفری (3 الی 10 نفر) در محلات، ادارات؛ محیط های آموزشی  دانشگاهها و کارخانجات بوجود آید.( هسته های مقاومت  مدنی) میتوانند متناسب با امکانات، ظرفیت و موقعیت هر گروه کوچک چند نفره  به هدفهای جنبش آزادی خواهی یاری رسانند. هدف ها شامل اطلاع رسانی، برنامه ریزی برای اعتصابات و خنثی کردن سیاست های سرکوب، استفاده از  خلاقیت در شکل دادن به شیوه های موثر اعتراضی برای به عقب نشاندن و در نهایت بزیر کشیدن نظام  متجاوز ولایت فقیه  است.

یکی از این خواسته های اساسی رفع انواع تبعیضات علیه زنان است. روز جهانی زن  در راه است.  از امروز برای سازماندهی  اعتراضات، روشنگری راجع به قوانین و سیاست های زن ستیز نظام ولایت فقیه تلاش کنیم. خواست رفع ستم جنسی و انواع تبعیصات  جنسی و حق آزادی پوشش را  با بقیه خواسته های  سیاسی و خواسته های عدالت اجتماعی گره بزنیم.

هدف ما در ارتباط دادن و  گره زدن این خواسته ها در چهارچوب یک برنامه شفاف است. پایه اساسی این برنامه،  خواست بر قراری جمهوری ایران بر اساس موازین طرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر ( رفع هرگونه تبعیض)  و عدم دخالت مذهب در امر دولت است.

هدف  سازماندهی محله ای و دانشجویی و کارخانه ای و متفرق هموطنان  در جبهه ای گسترده و دمکراتیک است.

در نوشته بعدی  پیشنهادهای مشخص در راه ایجاد  جبهه متحد آزادیخواهی طرح میگردد.

تا بهار آزادی.

بیژن  پوینده

Read Full Post »

در حمایت از بیانیه  » راه حل پنچ ماده ای ما زنان برای برون رفت از «بحران» «

متن بیانیه:

آقایان موسوی و کروبی هر کدام در طی روزهای اخیر بیانیه های منتشر کردند که راه حلهای خود را در ۵ ماده برای برون رفت از «بحران» بیان کردند. این راه حل ها با استقبال پنج «روشنفکر دینی» در خارج از کشور روبه رو شد: آقایان گنجی، سروش، کدیور، مهاجرانی و بازرگان که به قول خودشان «اتاق فکر» و یا «دولت در تبعید» را پایه ریزی کرده اند. در این بین آنچه کمتر مطرح است، موضع گیری کسانی است که نه خواهان تغییر رییس جمهور و جا به جایی این فرد و آن فرد یا محدود شدن «اختیارات رهبری» هستند بلکه از تغییراتی زیربنایی و ساختاری سخن می گویند. یکی از این گروه های اجتماعی، ما زنان هستیم که خواسته هایمان و حضورمان همانگونه که انتظار می رفت در هیچیک از این بیانیه ها ملاحظه نشده است. انتظار دیگری هم نبود زیرا در هیچیک از بیانیه ها و اعلام مواضع آقایان، از فردای انتخابات به این سو، یعنی از زمانی که مساله جذب آرا منتفی شده بود، به خواسته های زنان توجهی نشده است. ما بر این باوریم که مسائل زنان، بخش عمده ای از «بحران» جاری است و بدون دیدن و ارائه راهکار برای حل آن، هیچ راه حلی پاسخگو نخواهد بود. پس لازم است که کوتاه و مختصر و برای حل مسائل زنان، ما نیز بیانیه خود را آن هم در ۵ ماده به اطلاع عموم برسانیم. ما ضمن تاکید بر خواسته های عمومی «آزادی اندیشه، بیان، تشکل و اجتماعات»، » لغو مجازات اعدام و شکنجه» و » آزادی بی قید و شرط و فوری کلیه زندانیان سیاسی «، مهمترین خواسته هایمان را به طور خلاصه و بدون ترتیب اولویت ها به شرح زیر اعلام می کنیم:

1. لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز و ضد زن موجود از جمله: قوانین مربوط به ازدواج، طلاق، چند همسری، حضانت، ارث، شهادت و…
2. به رسمیت شناخته شدن حق زن بر بدن و ذهن خویش؛ شامل لغو حجاب اجباری و برقراری آزادی پوشش، آزادی انتخاب همسر و آزادی انتخاب گرایش جنسی
3. رفع خشونت علیه زنان در کلیه عرصه های خصوصی و اجتماعی و جرم شناختن آزار جنسی دختران، قتل و خشونت «ناموسی»
4. جدایی دین از دولت

5. محاکمه کلیه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنایات سه دهه گذشته.

شاید بتوان گفت که بیانیه فوق کوتاهترین و درعین حال شفاف ترین اعلامیه ای است که در رابطه با یکی از مهمترین و ریشه ای ترین دلایل اوج گیری  جنبش آزادی خواهی نوشته شده است.

از مهمترین خصوصیات نظام «جمهوری» اسلامی  نقض مکرر آزادی های فردی و حقوق اجتماعی ما و  تلاش این نظام برای  تحمیل ایده های تمامیت خواهانه اسلام سیاسی و  قوانین فقهی بوده است.

در این مسیر نقض ابتدایی ترین حقوق فردی  و مدنی  زنان کشورمان همیشه نقشی محوری و سمبلیک داشته. در مقاله « این حکومت زن ستیز»(1) بیشتر به این موضوع پرداخته ام.

بدیهی است که یکی از پایه ای ترین خواسته های جنبش آزادی خواهی نیز مبارزه و تلاش برای باز پس گرفتن حقوق انسانی  و  رفع کلیه قوانین تبعیض آمیز و ضد زن باشد.

اما رفع این تبعیضات در چهارچوب قانون اساسی نظام ولایت فقیه امکان پذیر نیست.

تاکید بر «ظرفیت های مثبت قانون اساسی «جمهوری اسلامی» عوام فریبی بیش نیست. چرا  که علیرغم «ظرفیت های مثبت»، ساختار کلیدی آن طوری تنظیم شده تا قدرت اصلی را در اختیار روحانیت و طرفداران حکومت دینی قرار دهد. تجربه 8 سال ریاست جمهوری محمد خاتمی شاهد خوبی بر این ادعاست. در دوره اول ریاست جمهوری ایشان و با وجود حمایت گسترده مردمی و داشتن اکثریت در مجلس اسلامی.  نمایتدگان اصلاح طلب قادر نشدند حتی یک لایحه را در برابر خواست شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت نظام  تبدیل به قانون نمایند.  کافیست نگاهی بر نتیجه لایحه » اصلاح قانون انتخابات یا لایحه «نظارت بر مطبوعات» داشته باشیم. در پایان،  سال 84 نیز وزارت کشور دولت اصلاحات با تایید انتخابات تقلبی  بدون کمترین اعتراض باعث ریاست «جمهوری» احمدی نژاد  برای  4 سال بعد گشت.

در خرداد ماه 88 قرار بود این سناریو  تکرار شود. اگرچه تقلب مجدد اینبار زمینه ساز جرقه ای برای یک جنبش گسترده مردمی شد. اما  ریشه های اصلی این جنبش را میباید در 30 سال حاکمیت اخنتاق  و نفی ابتدایی ترین حقوق فردی و مدنی ایرانیان جستجو کرد. آمادگی برای شروع جنبش وجود داشت. رژیم با آگاهی از عمکرد خود و نارضایتی مردم خود را برای اعتراضات مردمی از مدتها قبل آماده کرده بود. » طرح ارتقای امنیت اجتماعی»(2) و مانورهای اقتدار در سال 87  که در آن هزاران  نیروی یگان ویژه از زمین و آسمان  در پایتخت و برخی شهرها به قدرت نمایی پرداختند نه برای مبارزه  با دشمن خارجی بلکه برای سرکوب قیام های مردمی برنامه ریزی شده بود. طرح بحث «انقلاب مخملی» از طرف نظام اسلامی نیز از چند سال پیش با آگاهی سازمانهای اطلاعاتی رژیم از زمینه های قوی برای اعتراضات مدنی از جمله اعتصاب رانندگان شرکت واحد، اعتصاب معلمان، رشد جنبش دانشجویی، شروع کمپین یک میلیون امضا و اعتصابات  پراکنده ولی متعدد کارگری در اعتراص به مشکلات معیشتی بود.

تقلب آشکار در «انتخابات» و سرکوب  مردم معترض، جرقه ای بود که این زمینه را تبدیل به جنبشی  گسترده نمود. اتفاقی که با توجه به شرایط بحران اجتماعی و اقتصادی و تضاد عمیق حاکمان با منافع مردم دیر یا زود محتمل بود.

جنبش آزادی خواهی بخاطر داشتن خواسته هایی مهم، انسانی و دمکراتیک و آگاهی اقشار وسیعی از مردم کشور ما روز به روز قدرتمند تر میگردد. اهداف جبش روز به روز روشن تر میگردد.  فعالین مدنی؛ دانشجویان آگاه  باتلاش برای سازماندهی گسترده مردمی و ایجاد هسته های مقاومت مدنی در دانشگاهها، محلات، کارخانه ها؛ ادارات و مدارس، با  تلاش برای گسترش  اشکال متنوع  و موثر مبارزه از جمله برنامه ریزی برای اعتصابات، خود را برای بزیر کشیدن نظام جهل و جنایت و دوران گذار بسوی استقرار حاکمیت ملی و دمکراتیک و بر قراری جمهوری ایران آماده میکنند. تنها ضامن موفقیت ما در بزیر کشیدن این نظام و استقرار فرهنگ دمکراتیک قدرت سازماندهی شده جنبش کنونی است.

خواست استقرار جمهوری ایران بر مبنای اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، انتخابی بودن تمام سران اصلی دولت و عدم  دخالت مذهب در امر حکومت  هر روز قوی تر گشته و میتواند بزدوی تبدیل به هدف استراتژیک  و محوری جنبش آزادی خواهی گردد (3). خواست ادامه حکومت دینی با هر اسم  و هر خصوصیتی در تضاد پایه ای با خواست  تحول دمکراتیک در کشورمان است.

در این شرایط  باید هشیار بود که تفرقه در جنبش اعتراصی باعث تثبیت جناح طالبانی نگردیده. از طرف دیگر باید مراقب کسانی بود که هدفشان استفاده از کارت جنبش برای بازگشت به قدرت و حفظ ساختار نظام استبداد مذهبی  با حداقل تغییرات  است. برای نیل به این هدف میباید بر اصول و موازین دمکراتیک تاکید نمود و خصوصیات فرهنگ استبدادی در افکار، گقتار و کردار جمعی را  باز شناخت. بیانیه فوق قدمی مهم در این راه برداشته است.

این بیانیه، با تاکید بر مهمترین خواسته های جنبش زنان  و در واقع به طرح  پایه ای ترین خواسته های جنبش آزادی خواهی  پرداخته.  جا دارد که ایرانیان دمکرات و آزادی خواه با تمام توان از این بیانیه حمایت نمایند.

در عین حال بنظر میرسد که اصول مندرج در این بیانیه  و  تاکید بر “آزادی اندیشه، بیان، تشکل و اجتماعات”، ” لغو مجازات اعدام و شکنجه” و ” آزادی بی قید و شرط و فوری کلیه زندانیان سیاسی میتواند مبنای مناسبی برای  اتحاد گسترده ایرانیان دمکرات و آزادی خواه با عقاید متنوع باشند. از این زاویه  به نویسندگان محترم این بیانیه پیشنهاد میکنم که به طرح نمادی ساده و مناسب  بپردازند،  نمایش این نماد( لوگو) در سایت های مختلف میتواند نشانی از همبستگی افراد و گروهها  با این خواسته ها  و قدمی در راه تشکیل جبهه متحد آزادی خواهی(4) باشد.

.

.

1. در برابر این حکومت زن ستیز: https://poyandeh.wordpress.com/2009/11/25/zan-2/

2. طرح ارتقای امنیت اجتماعی: http://iran-hra.blogfa.com/post-512.aspx

3. خواست های جمهوری خواهی: https://poyandeh.wordpress.com/2009/10/23/jomhori/

4. جبهه متحد آزادی خواهی: https://poyandeh.wordpress.com/ufli-m-2/

بیژن پوینده.

Read Full Post »


چگونه نظام جهل و جنایت  ولایت سفیه را بزیر بکشیم.

در جوامع استبداد زده بزرگترین وحشت نظام دیکتاتوری  از اتحاد و همفکری شهروندان آگاه و قدرت متشکل انان است.  چرا که دیکتاتور ها غالبا  از حمایت اقلیت محدودی بر خوردارند و  بزرگترین ابزار سرکوب حکومتی، قدرت سازماندهی شده و متمرکز آن در برابر شهروندان  غیر  مشکل  و پراکنده است.

اگر به تجریه سی سال گذشته و یا تجربه اعتراضات خیابانی در چند ماه گذشته توجه نماییم. در هر دو مورد، هدف سرکوب گران پراکنده ساختن نیروهای مردمی بوده است. این هدف در اعتراصات خیابانی با کوشش در جهت جدا نمودن  و  گسستن صفوف شهروندان صورت میگیرد و در  مقیاسی تاریخی با سرکوب و تلاش برای از هم پاشیدن هر گونه سازماندهی مستقل مدنی  و جایگزین نمودن این تشکلات باگروه های وابسته به حکومت صورت گرفته است.

بنایراین دو  ستون اصلی برای موفقیت جنبش آزادی خواهی:

1. آگاهی شهروندان و در داشتن اهداف مشخص

2. قابلیت سازماندهی موثر آنان در برابر حکومت متجاوز  است.

1. آگاهی عمومی با تاکید بر درک دقیقتر  ریشه های مسائل و مشکلات اجتماعی و شناخت

دقیق از تاریخچه مبارزات جنبش آزادی خواهی در 150 سال گذشته بدست میاید. حکومت اسلامی در سی سال گذسته تلاش های گسترده ای  برای رشد خرافه و تحریف تاریخ و بوحود آوردن یک نظام آموزشی ایدئولوژیک داشته است. اما زندگی در عصر ارتباطات موفقیت در این هدف  را برای نظام همواره محدود ساخته.

تلاش های همه جانبه نیروها و هموطنان دمکرات  در جهت اطلاع رسانی در رابطه با موضوعات جاری و  گفتگو  و روشنگری و کمک به درک عمیق تر مسائل  و استفاده موثر از تمامی امکانات موجود یک  پیش شرط  اساسی موفقیت جنبش آزادی خواهی و  تقویب فرهنگ دمکراتیک است.

در نتیجه این تلاش ها اهداف مهم جنبش آزادی خواهی  برای اقشار مختلف شفاف میگردنند. در اینصورت امکان عوام فریبی سیاست مداران و به یغما بردن حاصل تلاش ها، نظیر انچه که در انقلاب 57  اتفاق افتاد بسیار کمتر میگردد.

2. سازماندهی موثر در برابر حکومت.

برای سازماندهی موثر  جنبش آزادی خواهی میبابد برنامه و هدف های شفاف داشت.

در ارتباط با این هدف ها و با توجه به شرایط،  شیوه های سازماندهی مناسب میباید مورد بررسی قرار گیرد.

در غیاب احزاب قدرتمند دمکراتیک و مردمی به سبب اختناق کنونی، بخش عمده سازماندهی در این مرحله میباید بصورت غیر متمرکز صورت گیرد. راه حل پيشنهادی شامل بوجود آوردن  تشکلات کوچک (١ الی ۷ نفر) است که بطور مستقل ولی گسترده در محلات، ادارات، دانشگاهها، آموزشگاهها و کارخانجات … بصورت خود سازمانده و غیر هرمی شکل می گیرند. اعضای گروه با يکديگر از طريق محيط  کار، مکان تحصيل ، محيط زندگی (محله) و يا محيط خانوادگی آشنايی کامل داشته و به هم اعتماد دارند.  (تاکيد بر محدود بودن اعضا  بخاطر راحتر بودن تماس و کاهش ريسک امنيتی است). اين مجموعه وسيع وغير متمرکز ازطريق ارتباطات راديو وتلويزيونی ماهواره ای وکانالهای اينترنتی و روشهای خلاق ارتباط گيری و اطلاع رسانی تبديل به يک شبکه گسترده نهادهای مردمی ميشوند.

این سازماندهی در بسیاری نقاط بصورت پراکنده  وجود دارد. تشکلات مدنی مانند گروههای زنان ، انجمن های دفاع از حقوق بشر، و حفظ محیط  زیست ، هسته های دانشجویی و کارگری  و معلمان وجود داشته و فعال هستند.

این هسته ها با ا گاهی و در هر مرحله با توجه به توانشان برای رسیدن به هدف های جنبش تلاش میکنند. این هدف ها شامل  سازماندهی اشکال متنوع مبارزه در مرحله کنونی است.

در طی 5 ماه گذشته جنبش آزادی خواهی توانسته قدرت خود را به نمایش بگذارد. جنبش در هفته آخر خرداد  گستردگی خود را به نمایش گذاشت. در تیر ماه و مرداد ماه با اتکا به سازماندهی گسترده و غیر هرمی خود توانست در برابر شدیدترین سرکوب های رژیم  در جهت ارعاب مردم و تلاش برای بازگرداندن آنان به خانه هایشان پایداری نماید.  حضور گسترده مردم در روز قدس در شهریور ماه  بیانگر نقطه عطفی در رویارویی با نظام بود. برای اولین بار جنبش آزادی خواهی موفق شد یک روز تاریخی را که برای 28  سال صحنه جولان رژیم بود در اختیار گیرد.   سپس با شروع سال تحصیلی بدنه جنبش دانشجویی تمرین تسخیر فضاهای عمومی دانشگاهی را با قدرت آغاز کرد.

در 13 آبان جنبش پویایی و رشد خود را در گسترش اعتراضات به شهر های بزرگ و زیر سئوال بردن اصل ولایت فقیه نشان داد.  در مرحله بعدی جنبش آزادی خواهی میباید با شفاف شدن بیشتر اهداف و سازماندهی گسترده به مصاف نظام ولایت فقیه برود.  بدنه جنبش آزادی خواهی با روشن شدن این موضوع که این رژیم اصلاح پذیر نیست. می باید در جهت گسترش  و متنوع کردن  اشکال مبارزه از جمله آماده شدن و برنامه ریزی برای اعتصابات سراسری تلاش نماید.  هدف به زانو در آوردن نظام و فلج نمودن دستگاه سرکوب نظام ولایت فقیه است. در این مسیر نباید منتظر دستور  سیاستمدارانی بود که هدفشان حفظ نظام و استفاده از جنبش آزادی خواهی برای معامله با جناح غالب است.

ضرورت تشکیل هسته های مقاومت مدنی در جهت  آماده شدن  برای این نبرد اساسی است. دانشجویان آگاه و مبارز و فعالین سیاسی میباید در صدد تشکیل این هسته ها در دانشگاهها و محلات ومدارس و کارخانجات و ادارات بر آیند. هدف کمک به رشد آگاهی و اطلاع رسانی و سازماندهی  اقشار وسیع مردم برای کسب و حفظ آزادی و نهادینه شدن فرهنگ دمکراتیک است.

هدف گسترش مبازه مدنیست. بجای 10 نفر 100 نفر را همراه نماییم. رژیم  را نباید دست کم گرفت. تمام امکانات اقتصادی و نظامی در اختیارنظام طالبان ایران است. اگرچه ضربه خورده ولی قادر یه سازماندهی صد ها هزار مزدور میباشد.  تشدید تضادهای درونی رژیم و ریزش نیروهایش و ترس یا عدم تمایل بخشی از نیروهای انتظامی به سرکوب مردم محتمل است. اما فعالان جنبش آزادی خواهی باید خود را برای سرکوب های شدیدتر و بازی های پیچیده تر سران نظام آماده نمایند.

این  تشکلات در هر مرحله با توجه به نیازهای جنبش فعالیت های خود را در حد توان سازمان میدهند.  عملکرد شان به مبارزه با دیکتاتوری در این مرحله محدود نمیشود.در مرحله سرنگونی وظیفه شان شامل حفظ امنیت و آرامش است. در دوران گذار و باز شدن فضای سیاسی میتوانند تبدیل به عناصر  تشکیل دهنده سازمانهای سیاسی نوین گردند و  یا یه احزاب و سازمانهای دمکراتیک بپیوندند . در واقع حفظ دست آورد های جنبش  و تعمیق مبارزه برای نهادینه شدن فرهنگ دمکراتیک در فردای سرنگوتی نظام ولایت فقیه رابطه مستقیم با قدرت احزاب و سازمان های دمکراتیک  خواهد داشت.  در دوران استقرار آزادی و نظام جمهوری، وظایف ارگان های پایه ای مدنی  در کنار تلاش برای سازندگی، جلوگیری از تمرکز قدرت بیش از حد و سو استفاده رهبران احزاب سیاسی در قدرت از قدرت است.

یک جامعه پیشرفته مدنی  حول سه محور  اصلی آگاهی، مسئولیت پذیری و  داشتن حقوق شهروندی بنا میگردد.  اصل آگاهی مهمترین و پایه ترین  اصل است. بدون آگاهی صحبت از شهروندی بی معنی است. یک بعد این آگاهی ما  را به اصل دوم میرساند و آن آگاه بودن به حقوق انسانی ماست. این حقوق شامل داشتن آزادی های فردی، اجتماعی و سیاسی  است و در اعلامیه جهانی حقوق بشر بر روشنی طرح گردیده اند.

بخش سوم و تکمیل کننده مفهوم شهروندی اصل مسئولیت پذیری است. بدست آوردن

آگاهی و کسب و حفظ حقوق انسانی مستلزم تلاشی پایدار و همیشگی است. کسب و حفظ آزادی  و ساختن جامعه ای آباد جز با تلاش  جمعی  حاصل نمیگردد. مسئولیت پذیری از ابتدایی ترین مفاهیم مانند نریختن آشغال در خیابان شروع شده و به بنیادی ترین مفاهیم مانند تلاش برای حق تعیین سرنوشت و شرکت خلاقانه ما در ساختن محله، شهر و کشورمان ختم میگردد.

در اینجا مفهوم عبارت آزادی بهایی دارد و ما حاضریم آن بها را پرداحت نماییم، آشکار میگردد.

کسب و حفظ آزادی در هر مرحله، چه در زمان حکومت استبدادی، چه در مرحله گذار و چه در مرحله استقرار نظام دمکراتیک مستلزم  تلاش ماست. بدون این تلاش آزادی بدست نمیآید و یا آنکه ماندگاریش را  پشتوانه ای نخواهد بود. چرا که گرایش طبیعی قدرت مداران همیشه در جهت تمرکز قدرت و در نتیجه بوجود آوردن زمینه استبداد و نقض عدالت اجتماعی است.

با این تعبیر از شهروندی و مسئولیت پذیری نیازی به قهرمان پروری نیست. هر شهروند آگاه یک قهرمان، یک رهبر سیاسی و یک کوشش گر اجتماعی است. در واقع صدها هزار بلکه ملیونها قهرمان خواهیم داشت. در این صورت هیچ نظام استبدادی یارای مقابله با چنین نیرویی را نخواهد داشت.  بیایید با قدرت خلاق خود » ما بیشماران»  را تبدیل به نیرویی قدرتمند برای بزیر کشیدن نظام جهل و جنایت نماییم. باشد که هر در بهار پیش رو  و در فضایی دمکراتیک برای ساختن ایرانی آزاد و آباد  تلاش نماییم.

ضرورت تشکیل جبهه متحد آزادی خواهی  و ایجاد بدیل دمکراتیک قدرتمند:

Read Full Post »

ضرورت تشکیل  آلترناتیو دمکراتیک با  هدف و برنامه شفاف و راهکار های پیشنهادی برای دستیابی به آن:

ضرورت تشکیل جبهه متحد آزادی خواهی  و ایجاد بدیل دمکراتیک قدرتمند:

اگر به تجربه های مهم  تاریخی کشورمان در یک صد سال اخیر (انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب 57) توجه نماییم، علل شکست ها یا  محدود بودن دستاوردهای این مبارزات در عوامل زیر مییابیم:

1. عقب ماندگی فرهنگی و سلطه فرهنگ استبدادی در اقشار وسیع جامعه  که خود را در عدم آگاهی راجع به تاریخ کشورمان و درک ریشه ای مشکلات نشان میدهد.

2. عدم وجود سازماندهی قدرتمند آزادی خواهان.

3. منافع گروهی و ملاحضات ایدئولوژیک، مذهبی  رهبران و سیاست بازانی که با تفکرات عقب مانده و یا تحلیل های نادرست خود، موانعی جدی در برابر پیروزی یا تعمیق جنبش های اعتراضی داشته اند.

4.  دخالت کشورهای دیگر در امور داخلی کشور ما بطور مستقیم و غیر مستقیم که همیشه بوسیله گروهی از ایرانیان بخاطر همسو بودن منافعشان با بیگانگان انجام گرفته ست.

از میان  4 عامل بیان شده عامل اول نقش تعیین کننده داشته و کاملا بر عوامل دیگر تاثیر گذار بوده است. سلطه فرهنگ استبدادی و استبداد سیاسی موجب عدم رشد آگاهی گسترده در جامعه و تشکیل نهاد های گسترده  مدنی گردیده.

همچنین استبداد سیاسی مانع شکل گیری مطبوعات آزاد و سازمانهای سیاسی مستقل از قدرت( بجز درمقاطع محدود) گردیده. به علت عدم آگاهی وسیع،  اهداف جنبش های اعتراضی  ناروشن می مانند و سیاست های مداخله جویانه دیگر کشورها به موفقیت میرسد. وسرانجام به علت عدم آگاهی است که شیادی مانند خمینی دیکتاتور، رهبر انقلابی میشود که هدف مهمش سرنگونی یک دیکتاتور دیگر بوده است.

فرهنگ استبدادی تبلور خود را در استبداد سیاسی نمایان میسازد و استبداد سیاسی به نوبه خود با  قربانی نمودن آزادی بیان و اندیشه  و ممانعت از بوحود آمدن نهادهای مستقل و گسترده مدنی  موجب  باز تولید فرهنگ استبدادی میگردد.

از این رو،  علیرغم  تلاش ها  و فدا کاریهای مکرر  بخشی از مردم وآزادی خواهان  در طول قرن گذشته، می توان ادعا کرد که به نتایجی در خور این تلاش ها دست نیافته ایم. گواه این ادعا بر سر کار آمدن  حاکمیت استبداد مذهبی پس از انقلاب 57 علیه نظام دیکتاتوری پادشاهی است. سرنگونی استبداد سلطنتی نه تنها به نفی استبداد سیاسی منجر نشد بلکه باعث  ادامه آن  وشکل گیری بدترین نوع استبداد اجتماعی و نقض مکرر ابتدایی ترین حقوق مدنی و فردی شهروندان  در سی سال اخیر گردید.

تجربه تلخ 30 سال گذشته این نکته اساسی را برای بخش آگاه و آزادی خواه جامعه ما روشن ساخت که:

هدف ما نه صرف مبارزه با  دیکتاتور بلکه مبارزه با فرهنگ  دیکتاتوری است.

امروز شاهد شکل گیری جنبشی گسترده در برابر نظام «جمهوری» اسلامی هستیم. ایران کشوری پهناور با اقوام وگرایشات فکری متفاوت و ادیان مختلف است. دلایل شرکت بخش های مختلف جامعه در جنبش اعتراضی اخیر نیز متفاوتند. در پشت این حرکت فراگیر دستیابی به آزادی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی نهفته است. از جمله: آزادی های فردی، برابری طلبی زنان وآزادی پوشش، آزادی خواهی جوانان و دانشجویان ، احقاق حقوق  قومهای ایرانی (کرد وآذری و بلوچ و…) و اقلیت های دینی، رعایت حقوق زندانیان و منع شکنجه و مجازات اعدام، دفاع از کودکان، حفظ محیط زیست (کنترل آلودگی آب وهوا،  نابودی جنگلها و تالاب ها و گونه های گیاهی جانوری…)، تغییرات اساسی در سیستم آموزشی، خواسته های صنفی و اقتصادی کارگران و کارمندان  و معلمان و خیل عظیم جوانان بیکار. عقاید  فکری که در این چنبش نقش دارند نیز متنوعند. از اصلاح طلبان دینی گرفته تا سوسیالیست های انقلابی. از  سوسیال دمکرات ها گرفته تا مشروطه خواهان،. از دمکرات های لیبرال گرفته تا   افرادی که ضرورتا گرایش به عقیده سیاسی خاصی ندارند.

از نظر عقاید دینی و فکری نیز دیندار و بی دین، شیعه و سنی، مسیحی و بهایی و زرتشتی و یهودی و دراویش شکل دهنده تنوع افکار و عقاید در کشورمان هستند.

بنا بر این خصوصیت، یک حزب یا جریان سیاسی نمی تواند رهبری چنین حرکتی را عهده دار باشد. رهبران واقعی این جنبش هزاران هزار ایرانی آزادی خواهی هستند که در خیابان ها به مصاف سرکوبگران میروند. رهبران این جنبش فعالین حقوق بشری هستند که در ایران و دیگر نقاط دنیا در راه احقاق حقوق زندانیان، دانشجویان و مردم ایران تلاش میکنند. رهبران این جنبش زنان شجاع و آزاده ای هستند که  با آگاهی برای حقوق برابر و رفع انواع تبعیض های شرعی و فرهنگی مبارزه می نمایند. پیشگامان  اصلی این جنبش دانشجویان آزاده ای هستند که علیرغم جو سرکوب و اختناق پلیسی در دانشگاههای ایران مبارزه را خود  علیه این نظام قرون وسطایی ادامه ادامه میدهند. رهبران واقعی این جنبش کارگران و معلمان  آگاهی هستند که برای آزادی تشکل  و احقاق حقوق خود دستگیر و زندانی می شوند و مدت ها در زندانهای انفرادی شکنجه می شوند.   رهبران این جنبش هموطنان کرد و آدزی و بهایی و زرتشتی هستند که در برابر نقض حقوق انسانی خود  ساکت ننشسته و مظلومانه و بر احقاق حقوق خود پافشاری میکنند. رهبران این جنبش روزنامه نگاران، نویسندگان، هنرمندان متفکران  و وبلاگ نویسان شجاعی هستند که برای رشد آزادی خواهی با دیکتاتوری و فرهنگ استبدادی مبارزه میکنند و تاوان این تلاش را در بسیاری از موارد با گذاشتن جان خود در چنگ دژخیمان پرداخت میکنند. رهبران این جنبش مادران داغدیده ای هستند که با کشته شدن فرزندان خود بدست مزدوران رژیم  برای آزادی و آینده جوانان این مرز و بوم  در خاوران، جلو اوین در و  پارک لاله  خواسته های ما را فریاد می کنند.

اگر چه این جنبش یک رهبر ندارد. اما برای پیروزی و سرنگونی نظام استبدادی می باید و میتواند هدف مند و متشکل باشد.

1. اهداف جبهه ملی ازادی خواهی:

با توجه به نکاتی که ذکر شد هدف اساسی  ما  ریشه کن کردن فرهنگ دیکتاتوری و نهادینه کردن فرهنگ دمکراتیک است.  رسیدن به این هدف مستلزم وجود آزادی های سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی عقیده و توسعه اقتصادی است. دستیابی به این هدف بطور بلاواسطه در شرایط وجود یک نظام استبدادی و توتالیتر ممکن نیست و احتیاج به دوران گذار دارد.  هدف های کلی ما برای این دوران گذار میباید حول برچیدن بساط دیکتاتوری با تاکید بر پرنسیب های دمکراتیک  و توجه به محدودیت های موجود باشند. این هدف ها عبارتند از:

1.  کمک به رشد آگاهی با تلاش های گسترده برای اطلاع رسانی. خوشبختانه زندگی در عصر اطلاعات و پیشرفت های روزمره تکنولوژی این امر را هر روز ساده تر می سازد.

2. کمک به تعمیق مفاهیم آزادی خواهی، مفاهیم شهروندی که شامل  سه پایه: شهروندآگاه، حقوق شهروندی و مسئولیت پذیری شهروندان در رابطه با زندگی اجتماعی است.

3. سازماندهی مدنی متناسب با شرایط استبداد سیاسی برای نیل به هدفها در مرحله گذار به جامعه باز و دمکراتیک.

سئوال اساسی اینجاست که چگونه می توان این حرکت پر عظمت مردمی رابطور خاص  سازماندهی نمود.

انجام این امر دو شرط  اساسی دارد:

1. شفاف بودن خواسته های این مرحله از جنبش آزادی خواهی.

2. روش های عملی سازماندهی متناسب با شرایط فعلی.

*   خواسته های این مرحله از جنبش آزادی خواهی

ازآنجایی که ریشه اصلی مشکلات و مهمترین دلایل اعتراضات  مردمی علیه جمهوری اسلامی  نفی  ابتدایی ترین آزادی های سیاسی، اجتماعی و فردی و  نقض مکرر اصول متعدد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر است. مطالبات جنبش ازادی خواهی میتواند حول این اصول و پیگیری این خواسته ها سازماندهی شود.

خواسته های عمومی جنبش آزادی خواهی:

آزادی همه زندانیان سیاسی.

منع شکنجه و مجازات اعدام.

رفع هر گونه تبغیض بر مبنای جنسیت، عقیده، مذهب و قومیت.

احترام به حقوق فردی آزادی بیان، آزادی اندیشه و منع حجاب اجباری.

آزادی مطبوعات، آزادی تجمع، آزادی احزاب.

عدم دخالت دین در امر دولت.

استقرار نظام جمهوری و انتخابی بودن تمام سران دولت.

احترام به حقوق اقوام مختلف ايرانی و حمایت از تنوع فرهنگی، قومی و زبانی. واگذاری تصميم گيری های محلی و استانی به نهادهای انتخابی همان محل و تلاش برای رشد موزون مناطق مختلف کشور و تمرکز زدایی.

رشد اقتصاد مولد با توجه به توسعه پايدار و حفظ محيط زيست .

روشنگری در رابطه با جنایات رژیم «جمهوری» اسلامی در طی 30 سال گذشته. محاکمه و مجازات افرادی که دررهبری این جنایات دست داشته اند یا از عوامل اصلی جنایت و شکنجه بوده ند.

تک تک این خواسته ها  نه بر مبنای سلایق و یا ملاحضات عقیدتی خاص بلکه بر اساس ریشه یابی مشکلات و معظلاتی است که  مردم ما با آنها روبرو بوده اند. تحلیل جامع راجع به اهمیت این خواسته ها در نوشته های متعدد مورد  بررسی قرار گرفته است.

2. شیوه های سازمان دهی:

شیوه های سازماندهی میباید با توجه به شرایط خاص مورد بررسی قرار گیرد.

در غیاب احزاب قدرتمند دمکراتیک و مردمی به سبب اختناق کنونی، بخش عمده سازماندهی در این مرحله میباید بصورت غیر متمرکز صورت گیرد. راه حل پيشنهادی شامل بوجود آوردن  تشکلات کوچک (١ الی ۷ نفر) است که بطور مستقل ولی گسترده در محلات، ادارات، دانشگاهها، آموزشگاهها و کارخانجات … بصورت خود سازمانده و غیر هرمی شکل می گیرند. اعضای گروه با يکديگر از طريق محيط  کار، مکان تحصيل ، محيط زندگی (محله) و يا محيط خانوادگی آشنايی کامل داشته و به هم اعتماد دارند.  (تاکيد بر محدود بودن اعضا  بخاطر راحتر بودن تماس و کاهش ريسک امنيتی است). اين مجموعه وسيع وغير متمرکز ازطريق ارتباطات راديو وتلويزيونی ماهواره ای وکانالهای اينترنتی و روشهای خلاق ارتباط گيری و اطلاع رسانی تبديل به يک شبکه گسترده نهادهای مردمی ميشوند.

این سازماندهی در بسیاری نقاط بصورت پراکنده  وجود دارد. تشکلات مدنی مانند گروههای زنان ، انجمن های دفاع از حقوق بشر، و حفظ محیط  زیست ، هسته های دانشجویی و کارگری  و معلمان وجود داشته و فعال هستند.

هدف مهم اما،  بهم پیوستن این حلقه ها و جهت دار کردن فعالیت ها در چهارچوب یک برنامه مشخص و موثر می باشد.

روش ها:

محور اصلی تلاش های ما اتکا به قدرت خلاق احاد مردم ایران برای تشکیل نهاد های متنوع مدنی و گذار از رژیم استبدادی به  نظا م جمهوری خواهد بود.

مبارزات  جبهه ملی ازادی خواهی در سه بخش  کلی سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک  تعریف میگردد:

هدف ما گسترش اعتراضات  با اتکا به شیوههای متنوع سازماندهی و اعتراضات  مدنی در  محله ها، ادارات، کارخانه ها، دانشگاهها،مدارس و … برای فلج کردن کامل حکومت کودتا با حداقل هزینه از نظر جانی ومالی است.

مزدوران رژیم خواهان اعمال خشونت برای بوجود اوردن جو ارعاب و سرکوب مبارزات حق طلبانه ما هستند. می خواهیم  بطور اگاهانه در حد امکان از بخشونت کشاندن اعتراضات جلو گیری کنیم. به چند دلیل:

تشدید  خشونت در هر حال باعث ترس عده ای از هموطنان و امکان عدم شرکت انان در اعتراضات میگردد.

تشدید  خشونت باعث صدمه بیشتر به هموطنان می شود. ما نمی خواهیم حتی یکنفر اسیب ببیند. ما برای آزادی و تحولی تلاش میکنیم که هدفش زندگی و آینده بهتر براساس رعایت حقوق انسانی تک تک افراد جامعه باشد.

ما شهادت طلب نیستیم. می خواهیم  غبار سی ساله «مرگ بر این» و » مرگ برآن» را بزداییم. بنابراین ادبیات و رفتار ما نیز باید باسرکوبگران فرق اساسی داشته باشد. ما از خود دفاع میکنیم و سعی در خنثی کردن مزدوران داریم. اما هدف خشونت نیست. هدف شهروند بودن، تلاش برای کسب و حفظ حقوق انسانی مان و تبدیل این تلاش بصورت بخشی از فعالیت های روزمره است.

از طرفی ماموران هم انسان هستند. بعضی از روی نا اگاهی وجبر زمانه در گیر این کارند. اگر بتوان با نشان دادن روش های انسانی آنها را بفکر انداخت چه بسا درکار خود تجدید نظر کنند و یاحتی به جنبش بپیوندند.

پیشنهاهای خاص برای سازماندهی جنبش ازادی خواهی:

هدف:   سازماندهی  مقاومت  با اشکال متنوع. هر کس  و هر تشکلی به تناسب توان و امکاناتش در دفاع از حقوق انسانی‌ و در برابر اعمال و  سياست های سرکوبگرانه رژيم بطوری که هزينه سرکوب وعدم پاسخگويی به خواست های مردم هر روز سخت ترگردد.    بخاطر داشته باشيم که با نيرويی سروکار داريم  که فقط قدرت رادرک می کند. با قدرت جنبش آزاديخواهی می توان باعث تحول دمکراتيک باحداقل هزينه  شد.

* تشکیل گروه‌های مقاومت در محله ها، ادارات، کارخانه ها، دانشگاهها و…  با هدف های زیر:

* سعی‌ در اطلاع رسانی گسترده از طریق پخش علامیه، شبنامه، و CD‌های حاوی اعتراضات مردمی و روش‌های مختلف مقاومت و سازماندهی. لزوم اینگونه اطلاع رسانی در شهرستان ها که سیستم اینترنت کند و محدود است، روشن تر است.  اطلاع رسانی پاشنه اشیل این رژیم است.

* با تشویق حضور گسترده مردم در جنبش آزادی خواهی، فشار بیش از حد از دوش فعالین سیاسی کم گشته  و تواناییشان در رویا رویی با سرکوبگران افزایش می دهد. بجای شرکت فردی در تظاهرات فکر سازماندهی و تشویق 20 نفر برای این کار باشیم. بقولی بجای روشن کردن آتش با روزنامه بفکر  روشن کردن کنده درخت باشیم.

* کمک و همیاری به خانوادهای جان باختگان وآسیب دیدگان مبارزات. خصوصا توجه به آسیب دیدگان شکنجه های روانی که ممکن است دچار افسردگی روحی و علایم نامشخص باشند. کمک و همیاری به افراد محله در صورت بروز مشکلات. شناسایی عوامل سرکوب و دادن اخطار به  آنان. شناسایی خانه های امن و شکنجه گاههای رژیم شناسایی پایگاه ها و انبار تسلیحات رژیم و خنثی یا خلع سلاح نمودن آنها در موقع لازم.

* راه اندازی کمیته های  اداری و کارگری برای سازمان دهی اعتصابات، تشکیل صندوق کمک به خانواده های آسیب دیدگان مبارزات و زندانیان در محیط های کاری، شناسایی عوامل سرکوب  در محیط های کاری، جمع آوری اطلاعات مستدل در رابطه با فساد مالی، جاسوسی  این افراد. توجه داشته باشیم که روش عادلانه برای این مجرمان داشتن مدارک هر چه بیشتر و ارایه آن به دادگاهها پس از سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.

* تشکیل کمیته های حقیقت یاب که از افراد در  تشکلات  مختلف مدنی محله ای ،تشکل های دانشجویی، سندیکایی، سازمانهای سیاسی تشکیل شده و در تماس با سازمان های فعال در دفاع از حقوق بشر و زندانیان سیاسی قرار می گیرند.  این کمیته ها   درجمع اوری اطلاعات در باره موارد سرکوب و گزارش به سازمان های دفاع از حقوق بشرهمکاری می کنند.  در صورت موفقیت رژیم در سرکوب سازمان های علنی فعال در دفاع از حقوق بشر این کمیته ها میتوانند اطلاعات جمع اوری شده را بطور مستقیم در اختیار سازمانهای خارج از کشور قرار دهند.

*  تامل و دقت در تکنیک‌های راهپیمأیی ها و مبارزات خیابانی. روش‌های کمک رسانی به همدیگر. توجه به روش‌های سرکوب از طرف مزدوران سازماندهی حرکات اعتراضی با بررسی جوانب امنیتی.  جان تک، تک هموطنان عزیز است. ما میخواهیم با کمترین هزینه برای خود وجنبش آزادی خواهی‌ به نتیجه برسیم. فراگیری کمک‌های اولیه، روش‌های دفاع از خود.

* مبارزه با جنگ روانی و ارعاب کودتاگران و شجاعت دادن به کسانی که هنوز در تردید به سر می برند.

* برگذاری مراسم یادبود جان باختگان راه آزادی و بزرگداشت خاطره ی آن ها در مناسبت های مختلف.
کمک به هموطنان در بند با اطلاع رسانی بطور بی‌ وقفه در مورد آنان. هر چه که نام عزیزان در بند ما بیشتر بر سر زبانها بیفتد کار سرکوبگران شکنجه گر سختر میگردد. با پخش اعلامیه و شبنامه و فریاد‌های زندانی سیاسی آزاد باید گردد برای آزادی این عزیزان در بند تلاش کنیم.

مبارزه اقتصادی:

* وضع تحریم های سازمان داده شده علیه حامیان کودتا ( صدا و سیما و شرکت‌هایی‌ که با رژیم همکاری میکنند یا وابسته به سران رژیم هستند. شناسایی شرکت ها و کارخانه های که در دست عوامل رژیم  کودتا ست. تحریم گسترده محصولات این شرکت ها. رژیم کودتا در چند سال اخیر اقدام به بخشیدن بسیاری از شرکت ها و اموال ملی به ایادی خود کرده، شناسایی این موسسات و برگرداندن آنها به مردم و صاحبان اصلی آنان.

* تعیین روز های اعتصاب در بازار شهر ها و هماهنگی با کسبه آزادی خواه. رفتن  به بازار در روز اعتصاب و مشاهده اعتصاب شکنان و تحریم مغازه های آنان.

* اتکای اصلی رژیم  در این مرحله بر سرکوب خشن از طریق نیرو های انتظامی و مسلح است.  تلاش برای  خنثی نمودن بزرگترین سلاح رژیم. این شامل آگاهی رسانی به نیروهای نا آگاه، شناسایی و خنثی کردن طرح های سرکوب و تشویق نیروهای مخالف در نیروهای انتظامی برای پیوستن به مردم ویا سازماندهی مقاومت  از درون قرار گاهها می شود. بیاد داشته باشیم  بهترین روش برای جلو گیری از گسترش خشونت تلاش در به حداقل رسانیدن خشونت از طرف رژیم است.

فعالیت های بین المللی:

هدف از این فعالیت ها ایزوله نمودن رژیم،  روشنگری در مورد جنایات، پیگیری دزدی های کلان و انتقال سرمایه های ملی توسط عوامل و ایادی رژیم بطور مستقیم و غیر مستقیم است. همچنین وارد نمودن  فشار اقتصادی با تاکید بر سیاست هایی که باعث حداقل فشار به مردم عادی می گردند. مثلا تحریم دارویی یا قطعات هواپیماهای مسافربری بر خلاف منافع مردم است. ولی مشخصا  فروش هر گونه  تکنولوژی  نرم افزازی و سخت افزاری که مورد استفاده برای سرکوب دارند باید شدیدا ممنوع گردد.  اینجا تاکید ما می باید تاکید بر منافع جنبش آزادی خواهی و نه حساب گری های کشور های دیگر باشد.

* تشکیل کمیته های حقوقی برای پی گیری شرکت ها و کشور هایی که با رژیم قرار داد های اقتصادی می بندند و اخطار به انها که این قرار داد ها با رژیم کودتا از نظر حقوقی  مورد قبول مردم ایران نخواهد بود. همچنین هر گونه ضرر و زیان جانی و مالی بواسطه عقد این قرارداد ها پیگرد قانونی خواهد داشت.

* پیگیری دزدی های سران نظام که بوسیله انتقال ثروت ملی مردم ایران به بانک ها و شرکت هایی در خارج از ایران انجام شده . اخطار به این موسسات و بانک ها که مخفی نگاه داشتن  این گونه منابع به مثابه همکاری با کودتا گران بوده و با تمام توان مورد پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.

* پیگیری و تهیه لیست مستند از جنایات  رژیم جمهوری اسلامی درطی30 سال اخیر و بانیان آن و تشکیل پرونده در دادگاههای جهانی.

* ارسال مقالات به روزنامه های متعدد در باره مسائل ايران. اين فعاليت هم  نشانگر آگاهی و حساسيت ايرانيان در رابطه با حقوق هموطنان خويش است و هم باعث فشار بر سياست مدارانی است که وسوسه منافع و انعقاد قرار دادههای پرسود، موضوع سرکوب گری نظام ولايت فقيه را از خا طراشان دور می کند.

* کمک به سازماندهی نهادهای مستقل مدنی ازطريق ايجاد ارتباطات با فعالين در ايران و بررسی راههای همياری.

در اينجا: نکته اساسی  سازماندهی مبارزه برمبنای قرار دادن نيروی عظيم ولی پراکنده مردمی در يک چهارچوب منطقی و«خود سازما نده» و تبديل آن به يک نيروی موثر و کار آمد است.  با رشد حرکت، هر فردی نقش خود را در اين چرخه گسترده مبارزه مدنی برای  احقاق خود خويش و تاثير گذاری برای ساختن جامعه ای بهتر پيدا می کند.  کسانی  ممکن است دو ساعت در هفته و عده ای چهل  ساعت در هفته در اين راه تلاش نمايند. از مبارزه منفی،  تا پخش اعلاميه در محل کارو محله. از ارائه مقالات کارشناسانه تا تلاش برای سازماندهی اعتصاب، همه وهمه حلقه هايی کوچک اما مهم هستند.  با پيشرفت مبارزه قدرت استبداد ضعيف شده و دايره آزادی گسترش می يابد. در آن شرايط نهاد های کوچک در ارتباط مستقيم تری با هم قرار گرفته ونهاد های وسيع تری برای هماهنگی شکل خواهند گرفت.

بیاد داشته باشیم که تلاش برای کسب و حقظ آزادی نه یک فعالیت مقطعی بلکه مستلزم تلاشی همیشگی است. سیر حوادث،  منافع گروههای با تفکر استبدادی و تمامیت خواه،  منافع دولت های خارجی و غیر قابل پیش بینی بودن بعضی ترفند های  سران جمهوری اسلامی، همه و همه چالش هایی جدی در برابر حرکت آزادی خواهی قرار خواهند داد. همچنین بخاطر داشته باشیم که گذار از فرهنگ استبدادی  و نهادینه شدن فرهنگ آزادی خواهی و دمکراتیک مستلزم وجود فضای باز سیاسی، آزادی بیان و مطبوعات و آزادی احزاب  است. به این ترتیب حتی با گذار از نظام ولایت سفیه  و اسقرار جمهوری، چالش های جدیدتر مطرح خواهند گشت. با توجه به این نکات:

مهمترین ضامن پیروزی جنبش آزادی خواهی در مرحله اول درجه آگاهی و در مرحله  دوم قدرت سازمان یافته آن است. هر جه سازماندهی ما قدرتمند تر باشد، سختی ها و هزینه ها برای این دوران گذاز کمترخواهد بود

قدم های بعدی:

1. با  روشن بودن هدف ها و برنامه، هر تشکل کوچک میتواند متناسب با امکانات  و شرایط بطور خلاق برای پیشبرد  هدف ها تلاش نماید. تشکلات مختلف با گرایشات فکری متنوع و حفظ استقلال فکری میتوانند حول برنامه مشترک به اتحاد عمل برسند. بدون احتیاج به بوجود آوردن بروکراسی تشکیلاتی، تنها شرط عضویت در جبهه متحد و گسترده آزادی خواهی کوشش و همیاری در جهت اهداف مشترک خواهد بود. برای سازماندهی و برنامه ریزی اعتراضات و اعتصابات سراسری  هموطنان میتوانند با استفاده ازروش های متنوع، اطلاع رسانی گسترده  نمایند. با برنامه ریزی درست میتوان  بعضی از روز های تاریخی مانند 13 آبان، 22 بهمن و … را تبدیل به روزهایی برای همبستگی ملی و نمایش  قدرت جنبش آزادی خواهی در برابر رژیم قرار داد.  مردم آزادی خواه ما در هفته  آخر خرداد (حماسه 25 خرداد)، در تیر ماه (یادبود  18 تیر)،  در مرداد ماه (یابود کودتای 28 مرداد) و آخرین بار در شهریور ماه (روز قدس )، همبستگی شجاعانه و قدرتمند  خود را به نمایش گذاشتند. با رشد جنبش  رهبران واقعی و نیروهای دمکراتیک نقش خود را متناسب با  تلاش هایشان پیدا نموده و بنیان های احزاب دمکراتیکی که در سازندگی ایران آزاد فردا نقش خواهد داشت را پایه ریزی می نمایند.

2. هر سازمان، تشکل و یا فردی که خواهان پیوستن به جبهه متحد آزادی خواهی است می تواند  در صورت امکان بخشی از وب سایت خود را  به مسائل مربوط به «جبهه متحد آزادی خواهی» اختصاص دهد.  بدین وسیله میتوان با اتکا به خرد جمعی  و  تبادل نظر راجع به موضوعات، به  سازماندهی اعتراضات  و تلاش برای پیروزی جنبش آزادی خواهی پرداخت.

لینک و لوگوی مشخص می تواند  دارای تیتر » جبهه متحد آزادی خواهی» باشد.

3. امیدوارم با ارایه این مقاله قدمی هر چند ناچیز در راه تشکیل  جبهه متحد آزادی خواهی برداشته باشم. امید است  با  ارسال پیشنهادهای خود  و تبادل  نظرات در رابطه با موضوعات طرح شده  همدیگر را برای رسیدن به ایرانی آزاد و دمکراتیک یاری رسانیم.

باشد تا راه هزاران جان باخته برای آزادی خود و کشورمان را روشن نگاه داریم.

ا.پوینده.

https://poyandeh.wordpress.com/

کلمات کلیدی:

جنبش آزادی خواهی/جبهه متحد آزادی خواهان/بدیل قدرتمند دمکراتیک/جمهوری/سازمان دهی/ارگان های مدنی/جدایی دین از دولت/آزادی خواهی/نهادینه شدن آزادی/ فرهنگ استبدادی/خرد جمعی/توسعه پایدار/تمرکز زدایی/اعتصاب/اعتراضات/شبنامه/دمکراتیک

Read Full Post »

یک شرط لازم برای پویایی جامعه و بوجود آوردن زمینه رشد انسانها داشتن آزادی است. در جوامع بسته و استبداد زده بسیاری از مسائل و معضلات  آزادانه و شفاف طرح نمیشوندو دیالوگ های صادقانه بر مبنای خرد جمعی امکان بروز در رسانه های جمعی پیدا نمی کنند. در نتیجه  راه حل هابرای مسائل اجتماعی نه بر مبنای خرد جمعی و منافع  اساسی جامعه بلکه عمدتا بر مبنای منافع قدرتمندان  شکل میگیرد.

هر چه دامنه آزادی های اجتماعی و سیا سی محدود تر باشد  توانایی جامعه در یافتن راه کار های موثر و اجرا ی موفق آن راه کار ها محدود تر می گردد.  از طرف دیگر فقدان وجود آزادی، دست فرصت طلبان و افراد و گروههای قدرتمند را برای  فساد و سو استفاده های کلان باز نگاه میدارد. بی دلیل نیست که  عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی و سو استفاده از قدرت در بدترین شکل خود را در جوامع استبداد زده نشان میدهد.

در اینگونه جوامع مشکلات هیچوقت حل نمی شوند. از اشتباهات و شکست ها درس گرفته نمی شود و جامعه در کلیت خود درجا میزند.  در چنین  جوامعی ارگانهای مستقل و مدنی به بهانه های واهی سرکوب شده و امید برای ساختن فردایی بهتر علیرغم تلاش های صادقانه فردی تبدیل به یاس و سرخوردگی می گردد. منابع و فرصت ها ی ملی یکی پس از دیگری هدر میروند.

در شرایط خفقان ایدئولوژیک و حکومت های توتالیتر(خود کامه) نظیر «جمهوری» اسلامی این خفقان اثرات خود را در ابعاد فرهنگی بصورت  رواج فرهنگ دروغ گویی و تظاهر و استفاده ابزاری از مفاهیم و پرنسیب های انسانی نشان میدهد.  تاملی بر هنجارهای غالب بر کشورمان بخوبی نشان دهنده این ادعاست. معیارهای مثبت اخلاقی یکی پس از دیگری فرو میریزند. دزدی و حقه بازی «زرنگی» تعبییر میشود. قانونمندی تبدیل به جوک می شود ومقوله های با ارزشی چون حقوق شهروندی و شرکت در حق تعیین سرنوشت و تلاش برای سازندگی تبدیل به شعارهایی  پوچ از طرف حکومت  می گردند.

به این دلیل نیاز به آزادی نه یک شعار کلی بلکه ضرورتی بنیادین برای رشد و سلامت جامعه  است.

چرا  تلاش برای کسب و حفظ آزادی نه یک فعالیت مقطعی، بلکه مستلزم تلاشی همیشگی است:

تا کنون مدینه فاضله ای وجود نداشته و به احتمال بسیار قوی  وجود نخواهد داشت.هیج جامعه بشری به «تکامل مطلق نمیرسد جرا که تکامل مطلقی وجود ندارد

هر جامعه پیچیده ای دائما با مسائل جدید روبرو میشود. که نیاز به تحلیل، بررسی و ارایه راه حل دارد.

همچنین تاریخ همیشه شاهد گرایشات قدرت طلبانه و تمامیت خواهانه  گروهی از انسانها  برای کنترل ، تحمیق،  اعمال تبعیض و سرکوب حقوق بخشی دیگر از انسانها بوده و هست. از طرف دیگر گروههایی که حقوقشان  تضییع ونفی شده و آزادیشان گرفته شده در صورت داشتن شعور کافی و … برای ازادی و حقوق  از دست رفته شان تلاش می کنند. وقتی جامعه در اثر این تلاش به توازن میرسدآزادی نسبی بدست میآید.  اما هرگز نمیتوان فرض کردکه آزادی کسب شده بطور خودکار حفظ می شود.  در این مرحله تلاش برای حفظ آزادی های بدست امده  اهمیت پیدا میکند. تا درجه ای که اعضا جامعه ای راجع به این موضوع بی تفاوت باشند خود و نسل بعدی را در معرض تعرض نیروهای تمامیت خواه و سلطه طلب قرار میدهند.  بنابراین منطق کلی مبارزه برای آزادی و حفظ آن مانند تلاش برای امرار معاش و زنده بودن مستلزم تلاشی همیشگی و پایان ناپذیر میگردد.

نگاه ما به تحول کنونی در کشورمان از این زاویه است. آزادی بهایی دارد و ما حاضریم ان بها را پرداخت کنیم.   چرا که خواهان  داشتن کشوری آباد و آزاد  و داشتن زندگی بهتر هستیم. نمی حواهیم ابتدایی ترین حقوقمان هر روز بوسیله مشتی جاهل پایمال گردد و به شخصیت مان توهین گردد. میخواهیم آزاد بپوشیم، ازاد فکر کنیم، آزادنه شادی کنیم. میحواهیم آزاد و بدور از قید های تحمیلی انطور که میخواهیم باشیم.  خواهان زورگویی به دیگران نیستیم ولی نمخواهیم به ما زور بگویند.

میدانیم که بهایی که برای زندگی در جامعه استبداد زده می پردازم بمراتب بیشتر از  بهایی است که با مبارزه سنجیده برعلیه آن می دهیم.پس تلاش میکنیم. برای رهایی از استبداد. مسیر ممکن است طولانی باشد.ما به تناسب توان فردی و با همیاری گروهی در هر مرحله با توجه به امکانات به سازماندهی و برنامه ریزی و فعالیت در راه اهدافمان می پردازیم. اگر در عمل به مشکل بر خوردیم دلسرد نشده بلکه چاره اندیشی میکنیم.

آنها به روش های مختلف سعی در سرکوب جنبش و برگرداندن ما به خانه هایمان دارند . اما دلسرد نمیشویم.ما شهادت طلب نیستیم  وبا هشیاری و شجاعت تلاش میکنیم. مسئله مهم اینست که از پا نشینیم جرا که برای دفاع از حقوقمان و حق زندگی خود مبارزه می کنیم.

از انجاییکه از نظر شعور، حقانبت وتعداد  قدرت با ماست پیروز خواهیم یود. با خلاقیت و برنامه ریزی قدم به قدم بر نیروی جهل و سرکوب غلبه خواهیم کرد. البته مسیر سخت است. تعدادی از ما در این راه قربانی خواهند شد. این احتمال برای تک تک ما وجود دارد. درست مثل خطری که هنگام رانندگی وحود دارد. اما با هشیاری و همیاری و سنجیده عمل کردن این خطر را به حداقل میرسانیم. جان تک تک عزیزانمان بسیار با ارزش است و نمی خواهیم حتی یک نفر از یاران خود را از دست بدهیم. اما

آزادی بهایی دارد و ما حاضریم ان بها را پرداخت کنیم.

Read Full Post »

Older Posts »