Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘در مخالفت با مجازات اعدام’ Category

چگونه  رژیم  را مجبور به آزادی زندانیان سیاسی  کنیم:

بازداشت ها و دستگیری گسترده فعالین سیاسی در نقاط مخالف کشورمان ادامه دارد. سرکوب وحشیانه مبارزین در مناطقی مانند کردستان بسیار شدید تر است. هدف رژیم شناسایی  فعالین حقوق بشری، دانشجویان مبارز ، هموطنان متشکل در تشکلات  زنان، فعالین سندیکایی، روزنامه نگاران  و دیگر فعالین مدنی است هدف از پا انداختن  جنبش آزادی خواهی با استفاده از تهدید؛ شکنجه  از یک طرف و از طرف دیگر استفاده  ازجنگ نرم و انواع ابزار های تبلیغاتی است. با اتحاد و حمایت از زندانیان سیاسی  رژیم  را مجبور به عقب نشینی کرده و جنبش آزادی خواهی را  حمایت نماییم.

با سازماندهی در محلات،  ادارات کارخانه ها، مدارس و بازار… در اعتراض به جنایات رژیم اسلامی در زندانها و خواست آزادی تمامی زندانیان سیاسی با یک تیر چند نشان بزنیم:

1.  با اطلاع رسانی گسترده راجع به جنایت نظام اسلامی در زندانها  ، موجبات  پیوستن اقشار گسترده را  به  خانواده های زندانیان سیاسی در اعتراض به سیاست های رژیم فراهم نماییم.  تجربه انقلاب 57 نشان میدهد که تنها با گسترش قدرت جنبش آزادی خواهی میتوان رژیم های استبدادی را مجبور به آزادی زندانیان سیاسی نمود.

2. با  تشویق حضور گسترده مردم در جنبش آزادی خواهی، فشار بیش از حد از دوش فعالین سیاسی کم گشته  و توانایشان در رویا رویی با سرکوبگران افزایش می یابد.  بجای شرکت فردی در تظاهرات فکر سازماندهی و تشویق 20 نفر برای این کار باشیم.  بقولی بجای روشن کردن آتش با روزنامه بفکر روشن کردن کنده درخت باشیم.

3. جو خفقان و سرکوب را  با وسیع کردن صداهای اعتراضی تضعیف نماییم تا موجبات فضای نسبتا باز فراهم گردد.  یک  شرط لازم برای رشد جنبش از نظر کمی و کیفی  باز شدن فضای سیاسی و شکستن جو اختناق و سرکوب است.  برای اینکار احتیاج به سازماندهی و همراه نمودن اقشار گسترده مردم داریم.
4.  جنبش آزادی خواهی را ریشه دار کنیم  تا بتوانیم خواسته های دمکراتیک و آزادی  خواهانه خود را بدست آوریم. این رژیم فقط زبان قدرت را می فهمد. برای مبارزه با رژیم قدرتمند شویم.
***

نظام قرون وسطایی ولایت فقیه بطور دائم حکم قتل صادر میکند و ایرانیان را به قتل میرساند. گاه  اعدام  برای بزه کاری، گاه اعدام  آزادی خواهان و معترضین به سیاست های سرکوب، گاه  اعدام معترضین گمنام  تحت عنوان قاچاقچی یا “ارازل و اوباشَ”، گاه  نویسندگان و فعالین سیاسی را بدون قبول مسئولیت و بوسیله تیم های ترور به قتل میرساند. گاه زندانیان سیاسی را بدون داشتن حکم اعدام تحت عنوان “خودکشی” یه قتل میرساند. ذهنیت تمامیت خواه و ضد دمکراتیک و حذفی طرفداران نظام ولایت فقیه  باعث شده که رژیم  در مقاطعی دست به قتل مهمترین عناصر و سران خود بزند.  این سیاست تازه ای در این نظام نیست. در واقع آمار قتل ها و اعدام های سیاسی در دهه اول قدرت گیری اسلام سیاسی در ایران  بسیار بیشتر از آمار اعدام ها ی نظام اسلامی در دو دهه بعد آن است.   اساسا توسل یه خشونت یکی از خصوصیات بارز نظام ولایت فقیه است. این رژیم بیشتر از هر نیروی دیگر در 150 سال گذشته به قتل و اعدام آزادیخواهان در کشورمان پرداخته.

اما آخرین اعدام ها با هدف مشخص ایجاد جو ارعاب و تلاش رژیم برای محدود کردن اعتراضات  جنبش  آزادی خواهی است.  بنظر میرسد که علیرغم جنایات متعدد در دوره اخیر و اعدام زندانیان سیاسی در کردستان و تهران برای ایجاد وحشت،  توانایی رژیم برای قتل عام و یا کشتار گسترده به سبب تضادهای درونی نظام و عدم اطمینان سران سپاه به بدنه نیروی های انتظامی با محدودیت روبرو باشد. سران نظام  «جمهوری» اسلامی همیشه از روش های متعدد برای سرکوب و  حفظ  نظام خود استفاده نموده اند.  این بار نیز بطور حساب شده ای سعی در  کنترل و به شکست کشاندن جنبش آزادی خواهی دارند. برخی روش های مورد استفاده عبارتند از:

1.  جنگ روانی؛ تهدید های مستقیم  و تلاش در جهت ایجاد فضای ارعاب و وحشت. مثالهای این تاکتیک خود را در بلوف های  احمدی مقدم در باره کنترل اینترنت، دعوت از قاتلان دیوانه ای چون کجویی در مصاحبه های تلویزیونی، احکام اعدام و گسترش جو خفقان در دانشگاهها و برخی  فضاهای عمومی نشان میدهد.

2. دستگیری گسترده فعالین سیاسی، سعی در خنثی کردن آنان از طریق انواع شکنجه های روانی و جسمی. اخراج دانشجویان مبارز از دانشگاهها؛  سعی در منهدم کردن شبکه های نوپای اجتماعی و از بین بردن امکان شکل گیری سازماندهی مدنی، سعی در کنترل شدید برنیروهای خودی انتظامی و…   ترور شخصیت های سیاسی .

3. سعی در کنترل و کند کردن جنبش با استفاده از ابزارهای پیچیده،  از جمله بازی های سیاسی سران نظام، از جمله:

4. ایجاد سایت های اینترنتی در قالب  نیرو های مخالف ( اصلاح طلب و مخالف نظام). پخش اطلاعات نادرست در مورد وقایع، کارشکنی  و ایجاد موانع مخالف در برابر سازماندهی موثر اعتراضات به شیوه های مختلف.

5. ایجاد چند دستگی بین نیروهای مخالف نظام با تقسیم بندی های ساختار شکن؛ اصلاح طلب. مومن و غیر مومن، خارج نشین و داخل نشین.  تبلیغ شعارهای عقب مانده و دفاع از مسایلی که مورد تایید بخش قابل توجهی از ایرانیان نیست.  سعی در محدود کردن خواسته های جنبش و تاکید بر شعارهای مذهبی به بهانه های مختلف. عدم تاکید بر اشکال متنوع اعتراضی ( از جمله گسترش اعتصابات)،  تلاش در جهت تحمیل تک صدایی و برای دلسرد کردن و ایجاد تشتت،  بوسیله  کسانی که خود را همراه با جنبش اعتراضی قلمداد میکنند. اما علاقه ای به  قدرت گیری و سازماندهی جنبش آزادی خواهی ندارند.

هموطنان عزیز باید با توجه به ماهیت این رژیم، خود را برای سرکوب های گسترده تر آماده کنند.  فعالین  سیاسی میباید بخشی از نیروهای خود را در هسته های مقاومت بطور مخفی سازماندهی نمایند.

بهترین ابزار ما برای موفقیت جنبش آزادی خواهی و رسیدن به خواسته های عمومی داشتن برنامه شفاف  و سازماندهی موثر بر اساس این برنامه با توجه به معیارها ی انسانی و رعایت  اصول حقوق بشری در مبارزه مان در برابر این نظام  ریا کار و بی رحم است.

بخاطر داشته باشيم  با نيرويی سروکار داريم  که فقط قدرت رادرک می کند. با قدرت جنبش آزاديخواهی می توان باعث تحول دمکراتيک با حداقل هزينه  شد

جنبش آزادی خواهی روز به روز قدرتمندتر میشود.  50 هزار یا صد هزار نیروی انتظامی قادر به  سرکوب میلیونها نفر ایرانی آزادی خواه نخواهند بود. کافی بود روز عاشورا مردم میتوانستند  مسالمت آمیز راهپیمایی کنند.  آنوقت 5 میلیون در تهران و میلیونها نفر در شهرستانها را مقابل خود میدیدند.  کافی بود مردم در 22 بهمن با سازماندهی مستقل از طرفداران  نظام «جمهوری» اسلامی  قدرت واقعی خود را به نمایش میگذاردند.

مقاومت مشتی بسیجی جاهل در برابر میلیونها جوان فرهیخته دانشگاهی که روز به روز با سازماندهی متشکل تر میشوند بجایی نخواهد رسید. گسترش خشونت در بدترین حالت واکنشی را به همراه خواهد داشت که نتیجه اش غرق شدن هر سرکوب گر  در میان صدها ایرانی مبارز و جان به لب رسیده است.

یکایک روزهای عمومی بوسیله جنبش بالنده مردم فتح  شده و فتح خواهد شد.  روز قدس، روز 13 آبان؛ روز 16 آذر و عاشورا، هر کدام نمایشگر عزم و گسترش همبستگی ایرانیان آزادی خواهی بودند که دیگر نمیترسند.

چرا که به خوبی دریافته اند که بهایی که بابت زندگی زیر یوغ استبداد میدهند، بمراتب سنگین تر از بهایی است که برای آزادی پرداخت میکنند. فردا روز جهانی زن و سپس چهار شنبه سوری در راه است. این رژیم رفتنی است. هر چقدر قدرت سازماندهی ما بیشتر باشد. هر چقدر با توجه به خرد جمعی، پرنسیب های انسانی، روش های دمکراتیک و خواسته های شفاف، تلاش هایمان را سازمان دهیم،  مبارزه مان   با انواع دغل  کاری ها و سیاست بازی های کسانی که خواهان حفظ این نظام هستند موثر تر بوده و زودتر به نتیجه خواهد رسید. زودتر نظام جهل و جنایت بزیر کشیده خواهد شد و  به هدف مرحله ای مهمی در راه  ریشه کنی فرهنگ  استبدادی خواهیم رسید.  اما باید از نظر فکری و سازماندهی آماده باشیم تا بتوانیم  با صرف حداقل هزینه  و مشکلات  از دوران گذار عبور نموده و به نظامی دمکراتیک  دست بیابیم.  نظامی در خور تمام تلاش ها و مبارزات  هزاران هزار ایرانی آزادی خواه.  نظامی در خور مردمی آزاده ، با خاطره های غمگین اما   پر افتخار هزاران هزار  ندا و سهراب.

رژیم ولایت فقیه  با جنبشی روبرو خواهد بود که منسجم تر و قدرت مند ترخواهد شد. روز جهانی زن،  چهارشنبه سوری  سیزده بدر،  روز جهانی کارگر ؛ 25 خرداد و 18 تیر سال دیگر در راهند. این روزهای تاریخی که بخشی از هویت فرهنگی ما را تشکیل میدهند، در عین حال روزهایی مهم برای آزادی ما از یوغ هر گونه استبداد خواهند بود.

فضاهای عمومی: دانشگاهها، دبیرستانها،  بازار ادارات و کارخانجات  با گسترش اعتراضات به اشکال متنوع و اعتصابات در کنترل جنبش قرار خواهند گرفت. هسته های مقاومت مدنی محله ها را در اختیار خواهند گرفت و تمامی مراکز سرکوب را شناسایی خواهند نمود. مردم هر بار منسجم تر و با قدرت تر در اعتراضات شرکت خواهند کرد. سندهای جنایات هر روز بیشتر  بطور وسیع در تمامی نقاط ایران بخش خواهد شد. روز به روز صفوف ملت قدرتمندتر خواهد شد. روز بروز از شمار کسانی که خواهان ادامه جنایت در برابر جنبش بر حق آزادی خواهی هستند کاسته خواهد شد.

هر روز ادامه حیات این نظام جنایتکار بمعنی تداوم اعدام و شکنجه فرزندان این سرزمین و نفی ابتدایی ترین حقوق انسانی ماست.با شفاف شدن خواسته ها و سازماندهی موثر، نظام جهل و جنایت بزیر کشیده خواهد شد.

به امید هر چه زودتر رسیدن بهار آزادی و استقرار جمهوری ایران بر اساس موازین مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر.

نوشته های مرتبط:

هسته های مقاومت مدنی

بیژن پوینده

Read Full Post »

خشونت و ایجاد ترس؛ آخرین تیر رژیم. حربه ای که بی اثر میشود.

نظام قرون وسطایی ولایت فقیه بطور دائم حکم قتل صادر میکند و ایرانیان را به قتل میرساند. گاه  اعدام  برای بزه کاری، گاه اعدام  آزادی خواهان و معترضین به سیاست های سرکوب، گاه  اعدام معترضین گمنام  تحت عنوان قاچاقچی یا «ارازل و اوباشَ»، گاه  نویسندگان و فعالین سیاسی را بدون قبول مسئولیت و بوسیله تیم های ترور به قتل میرساند. گاه زندانیان سیاسی را بدون داشتن حکم اعدام تحت عنوان “خودکشی” یه قتل میرساند. ذهنیت تمامیت خواه و ضد دمکراتیک و حذفی طرفداران نظام ولایت فقیه  باعث شده که رژیم  در مقاطعی دست به قتل مهمترین عناصر و سران خود بزند.  این سیاست تازه ای در این نظام نیست. در واقع آمار قتل ها و اعدام های سیاسی در دهه اول قدرت گیری اسلام سیاسی در ایران  بسیار بیشتر از آمار اعدام ها ی نظام اسلامی در دو دهه بعد آن است.   اساسا توسل یه خشونت یکی از خصوصیات بارز نظام ولایت فقیه است. این رژیم بیشتر از هر نیروی دیگر در 150 سال گذشته به قتل و اعدام آزادیخواهان در کشورمان پرداخته.

اما آخرین اعدام ها با هدف مشخص ایجاد جو ارعاب و تلاش رژیم برای محدود کردن اعتراضات در 22 بهمن است. وحشت نظام ولایت فقیه از اوج گیری اعتراضات مردمی  در هفته آینده خود را در اشکال مختلف سیاست های سرکوب، سعی در ایجاد ترس و دلسردی در میان مردم و گاه افسارگسیختگی کامل در واکنش های سیاسی نشان میدهد.

از بلوف های  احمدی مقدم در باره کنترل اینترنت گرفته تا ترساندن مردم از پیامدهای سرنگونی رژیم ولایت فقیه و «خطر جنگ داخلی»،  از دستگیری گسترده فعالین سیاسی گرفته تا بازی های سیاسی سران نظام. از شوهای مسخره تلویزیونی گرفته تا انواع تهدید های مستقیم و غیر مستقیم به مبارزانی که برای آزادی خود و کشورشان در تدارک هر چه گسترده تر کردن شیوه های اعتراضی برای از پا در آوردن رژیم جهل و جنایت ولایت فقیه هستند.

بزرگترین ابزار رژیم در این مرحله همان ایجاد ترس و  تهدید به سرکوب است. اگرچه خامنه ای از هفته بعد از انتخابات بطور مکرر در رابطه با سرکوب جنبش آزادی خواهی اتمام حجت نموده! اما بنظر میرسد که با تهدید و سرکوب هایی که به گزارشی بیشتر از 750 کشته در ششماه اخیر داشته نه تنها قادر به عقب راندن ایرانیان آزادی خواه نبوده. بلکه در هر مرحله شاهد عمق گرفتن جنبش بوده است.

بنظر میرسد مردم توجهی به تهدیدات و ارعاب و فریب های منتشره از سوی صدا و سیما و مطبوعات وابسته ندارند. جنبش آزادی خواهی روز به روز قدرتمندتر میشود.  50 هزار یا صد هزار نیروی انتظامی قادر به  سرکوب میلیونها نفر ایرانی آزادی خواه نخواهند بود. کافی بود روز عاشورا مردم میتوانستند  مسالمت آمیز راهپیمایی کنند.  آنوقت 5 میلیون در تهران و میلیونها نفر در شهرستانها را مقابل خود میدیدند. آنوقت؛  آنروز کار رژیم تمام شده بود.

مقاومت مشتی بسیجی جاهل در برابر میلیونها جوان فرهیخته دانشگاهی که روز به روز با سازماندهی متشکل تر میشوند بجایی نخواهد رسید. گسترش خشونت در بدترین حالت واکنشی را به همراه خواهد داشت که نتیجه اش غرق شدن هر سرکوب گر  در میان صدها ایرانی مبارز و جان به لب رسیده است.

از طرفی بنظر میرسد که علیرغم جنایات متعدد در دوره اخیر و اعدام زندانیان سیاسی در کردستان و دیروز در تهران برای ایجاد وحشت،  توانایی رژیم برای قتل عام و یا کشتار گسترده به سبب تضادهای درونی نظام و عدم اطمینان سران سپاه به بدنه نیروی های انتظامی با محدودیت روبرو باشد. اگرچه این بدان معنی نیست که ظرفیت این رژیم را برای درنده خویی فراموش کنیم.

در هرحال هموطنان عزیز باید با توجه به ماهیت این رژیم خود را برای سرکوب های گسترده تر آماده نموده.  فعالین  سیاسی میباید بخشی از نیروهای خود را در هسته های مقاومت بطور مخفی سازماندهی نمایند.

بیاد داشته باشیم هدف ما:

سازماندهی  مقاومت  با اشکال متنوع. هر کس  و هر تشکلی به تناسب توان و امکاناتش در دفاع از حقوق انسانی‌ و در برابر اعمال و  سياست های سرکوبگرانه رژيم است. بطوری که هزينه سرکوب وعدم پاسخگويی به خواست های مردم هر روز سخت تر گردد.    بخاطر داشته باشيم  با نيرويی سروکار داريم  که فقط قدرت رادرک می کند. با قدرت جنبش آزاديخواهی می توان باعث تحول دمکراتيک باحداقل هزينه  شد.

یکایک روزهای عمومی بوسیله جنبش بالنده مردم فتح  شده و فتح خواهد شد.  روز قدس، روز 13 آبان؛ روز 16 آذر و عاشورا، هر کدام نمایشگر عزم و گسترش همبستگی ایرانیان آزادی خواهی بودند که دیگر نمیترسند.

چرا که به خوبی دریافته اند که بهایی که بابت زندگی زیر یوغ استبداد میدهند، بمراتب سنگین تر از بهایی است که برای آزادی پرداخت میکنند. فردا 22 بهمن و سپس چهار شنبه سوری در راه است. این رژیم رفتنی است. هر چقدر قدرت سازماندهی ما بیشتر باشد. هر چقدر با توجه به خرد جمعی، پرنسیب های انسانی، روش های دمکراتیک و خواسته های شفاف، تلاش هایمان را سازمان دهیم،  مبارزه مان   با انواع دغل  کاری ها و سیاست بازی های کسانی که خواهان حفظ این نظام هستند موثر تر بوده و زودتر به نتیجه خواهد رسید. زودتر نظام جهل و جنایت بزیر کشیده خواهد شد و  به هدف مرحله ای مهمی در راه  ریشه کنی فرهنگ  استبدادی خواهیم رسید.  اما باید از نظر فکری و سازماندهی آماده باشیم  تا بتوانیم  با صرف حداقل هزینه  و مشکلات  از دوران گذار عبور نموده و به نظامی دمکراتیک  دست بیابیم.  نظامی در خور تمام تلاش ها و مبارزات  هزاران هزار ایرانی آزادی خواه . نظامی در خور مردمی آزاده ، با خاطره های غمگین اما   پر افتخار هزاران هزار  ندا و سهراب . رژیم ولایت فقیه  با جنبشی روبرو خواهد بود که منسجم تر و قدرت مند تر پیش میرود. چهارشنبه سوری  سیزده بدر،10 اردیبهشت؛ 25 خرداد یا 18 تیر سال دیگردر راهند. این روزهای تاریخی که بخشی از هویت فرهنگی ما را تشکیل میدهند، در عین حال روزهایی مهم برای آزادی ما از یوغ هر گونه استبداد و فرصت هایی تاریخی برای ایرانی دیگر خواهند بود.

فضاهای عمومی: دانشگاهها، دبیرستانها،  بازار ادارات و کارخانجات  با گسترش اعتراضات به اشکال متنوع و اعتصابات در کنترل جنبش قرار خواهند گرفت. هسته های مقاومت مدنی محله ها را در اختیار خواهند گرفت و تمامی مراکز سرکوب را شناسایی خواهند نمود. مردم هر بار منسجم تر و با قدرت تر در اعتراضات شرکت خواهند کرد. سندهای جنایات هر روز بیشتر  بطور وسیع در تمامی نقاط ایران بخش خواهد شد. روز به روز صفوف ملت قدرتمندتر خواهد شد. روز بروز از شمار کسانی که خواهان ادامه جنایت در برابر جنبش بر حق آزادی خواهی هستند کاسته خواهد شد.

در این میان زمزمه های سازش سران اصلاح طلب حکومتی نباید موجب نگرانی جنبش باشد.  چرا که این جنبش آزادی خواهی نیست که به این افراد احتیاج دارد. در واقع قدرت جنبش آزادی خواهی محافظ این افراد در برابر وحشیگری های احتمالی بخش طالبانی نظام است.  سران این نظام در عرض سی سال گذشته بوضوح نشان داده اند که برای منافع خود از سر فرزندان خود نیز نمیگذرند. اما لازم است سران اصلاح طلب این اعدام ها را با تمام قوا محکوم کنند. این قدم کوچک اما مهمی در نشان دادن همراهی آنان با جنبش در این مرحله از مبارزات  بر علیه طالبان ایران است.

اما در مورد اعدام ها و ضد حمله  به برنامه های رژیم برای محدود کردن اعتراضات در 22 بهمن:

راه حل مهم  گسترش وسیع و غیر متمرکز اعتراضات از امروز است. اگر بتوان قوای سرکوب را با اعتراضات پراکنده  ولی گسترده  از این هفته مشغول نگاه داشت، توانایی رژیم برای متمرکز کردن نیرو و برنامه ریزی برای 22 بهمن کاهش پیدا میکند. از طرف دیگر رژیم متوجه خواهد شد که قتل قطره چکانی مبارزین در زندانها برایش نه تنها بدون هزینه نخواهد بود، بلکه هزینه ای  بمراتب سنگین تر و مستقیم تر از آنچه که تخمین زده بود خواهد داشت.

هر روز ادامه حیات این نظام جنایتکار بمعنی تداوم اعدام و شکنجه فرزندان این سرزمین و نفی ابتدایی ترین حقوق انسانی ماست.

با شفاف شدن خواسته ها و سازماندهی موثر، نظام جهل و جنایت بزیر کشیده خواهد شد.

به امید هر چه زودتر رسیدن بهار آزادی و استقرار جمهوری ایران بر اساس موازین مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر .

یاد تمامی جانباختگان آزادی خواهی زنده و راهشان استوار باد.

Read Full Post »

خطراعدام فرزاد کمانگر و حبیب لطیفی بسیار زیاد است.  به یاری آنها بشتابیم.

نظام قرون وسطایی ولایت فقیه بطور دائم حکم قتل صادر میکند و ایرانیان را به قتل میرساند. گاه  بخاطر بزه کاری؛ گاه اعدام  آزادی خواهان و معترضین به سیاست های سرکوب.  گاه  معترضین گمنام به سرکوب حقوق  اجتماعی را تحت عنوان قاچاقچی و «ارازل و اوباشَ» به قتل میرساند.  گاه  نویسندگان و فعالین سیاسی را بدون قبول مسئولیت و بوسیله تیم های ترور به قتل میرساند. گاه زندانیان سیاسی را بدون داشتن حکم اعدام تحت عنوان “خودکشی” یه قتل میرساند.  این سیاست تازه ای در این نظام نیست. در واقع آمار قتل ها و اعدام های سیاسی در دهه اول قدرت گیری اسلام سیاسی در ایران  بسیار بیشتر از آمار اعدام ها ی نظام اسلامی در دو دهه بعد آن است.  فریب بازی های سران نظام را  نخوریم, در حالی که مرتضوی ظاهرا  بجرم جنایات در مجلس نظام محکوم میشود و خاتمی نگران حفظ نظام است، رژیم جهل  و جنایت  هر روز دست به جنایات تازه ای میزند. فعالین سیاسی را دستگیر و شکنجه میکند، دانشجویان را بوسیله چاقو کشان اوباش به قتل میرساند. مادران عزادار را در مرکز پایتخت مورد ضزب و شتم قرار میدهد…  جالب اینجاست که عده ای از سران این نظام که سالها در برابر انواع جنایات سکوت کرده و یا خود در آن  جنایات شریک بوده اند؛ اخیرا و با اوج گیری جنبش آزادی خواهی ادعای مخالفت با خشونت طلبی دارند.

طبق گزازشات رسیده از كميته بين المللى عليه اعدام :

خطر اجراى فورى احكام اعدام عليه فرازد كمانگر و حبيب لطيفى بسيار زياد است. جمهورى اسلامى ايران بعد از اعدام جنايتكارانه فصيح ياسمني٬ احسان فتاحيان و اعدام شش نفر در اصفهان در هفته گذشته٬ بعد از اعدام دو محكوم به اعدام سيرجانى و همچنين بعد از قتل مرموز يك فعال سياسى در زندان اروميه به اسم زهرا جعفري٬  اين بار قصد اجراى حكم اعدام دو زندانى سياسى معروف در ايران را دارد. فرازد كمانگر معلم محبوبى است كه چند سال است اسير حكومت اسلامى است و حكم اعدام او مدتهاست كه اعلام شده است. فرزاد كمانگر از زندان چندين نامه ارسال كرده وشجاعت او تحسين بسيارى در ايران و در دنيا بر انگيخته است. او يك فعال سياسى سرشناس است كه عليه حكم اعدام وى در دنيا و در ايران اعتراضات گسترده اى انجام گرفته است. حبيب لطيفى دانشجوى فعالى است كه به دليل فعاليتهاى سياسى دستگير و به اعدام محكوم شده است. و بر عليه حكم اعدام وى ٬ اعتراضات بسيارى تا كنون انجام گرفته است. طبق اخبار رسیده رئيس اجراى احكام زندان سنندج به حبيب لطيفى گفته است٬ هيچ ضمانتى براى جلوگيرى از اجراى حكم اعدام وى وجود ندارد و در حقيقت از اين طريق به او ابلاغ كرده اند كه بزودى حكم وى اجرا ميشود. طبق خبر٬ فرازد كمانگر نيز در خطر اجراى حكم اعدام است و نگرانى در مورد اجراى فورى اين احكام جدى است. مردم آزاده٬ معترضين به اعدام! براى اعتراض به اين موج جديد جنايات » جمهورى» اسلامي٬ در اعتراض به اعدام فعالين سياسى و در اعتراض به قتل عمد دولتى در زندانهاى حكومت اسلامي٬ بايد متحدانه به پا خيزيم. كميته بين المللى عليه اعدام از همه سازمانها٬ احزاب و نهادهاى مدافع حقوق انسانى دعوت ميكند كه منتظر هيچ چيز نباشند.

در خارج از ایران در هرجايى كه امكانش را دارید٬ ميتينگ٬ تظاهرات و تحصن سازمان دهید. براى دولتهاى اروپايى و نهادهاى بين المللى فورا نامه اعتراضى ارسال كنيد و با صداى بلند اعلام كنيد كه نخواهيم گذاشت فرزاد كمانگر و حبيب لطيفى را اعدام كنند.

در ایران نیز تشکلات دانشجویی در دانشگاهها و هسته های مقاومت محلات میتوانند  با تمام قوا در مورد این خواسته های جنایت کارانه رژیم  آطلاع رسانی کنند.

آقایان موسوی،  کروبی و خاتمی که  خواستار  «مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت» و  « پرهيز از خشونت» بوده  و از اکنون خواستار » بخشش ظالمان بوسیله مردم» هستند، بی مناسبت نیست که این اعدام ها را  محکوم نمایند.  حداقل، خواست توقف همه اعدام های سیاسی  میتواند و باید  بخشی از خواسته های امروزی این آقایان برای مذاکرات ایشان با جناح دیگر نظام باشد!

برای احترام به اصل برابر بودن ارزش جان  تمام ایرانیان مستقل ازهر عقیده سیاسی، برای نشان دادن حساسیت به  ستم  مضاعفی که به هموطنان کرد روا  داشته شده، برای  دفاع از حقوق انسانی هموطنان  کرد، به آقایان پیشنهاد میشود که در این موارد همانقدر پیگیری و حساسیت نشان دهند که در باره دستگیری و تعرض به دیگر هموطنانمان ابراز میدارند.

بیاد داشته  باشیم که یک هدف طالبان ایران از این اعدام ها محک زدن واکنش جنبش مردم به این اعدام ها و برنامه ریزی برای سرکوب های گسترده تر است. با محکوم نمودن  این اعدام ها و واکنش قدرتمند جنبش به این رفتار وحشیانه نظام ولایت فقیه نشان دهیم که هر حکم اعدام و هر جنایت آنان علیه مردم  ما هر روز هزینه سنگین تری برایشان خواهد داشت.

«جمهورى» اسلامى ايران در حال سقوط و فرو پاشى است و اين تقلاها ٬ آخرين دست و پا زدنهاى اين رژيم ضد انسانى است. حكومت جنايتكاران در ضعيف ترين موقعيت خود است. بايد به او امان ندهيم كه جان عزيزان ما را بگيرد. همه جا اعلام تظاهرات و تحصن و اعتراض ميكنيم و اعلام ميكنيم كه نميگذاريم فرزاد و حبيب را از ما بگيرند. متحدانه و در همه جا عليه اعدامها به ميدان بيائيد!

Read Full Post »

باز هم  اعدام باز هم قتل ! .

نظام قرون وسطایی ولایت فقیه بطور دائم حکم قتل صادر میکند و ایرانیان را به قتل میرساند. گاه  بخاطر جرم بزه کاری؛ گاه اعدام  آزادی خواهان و معترضین به سیاست های سرکوب .  گاه  معترضین گمنام به سرکوب حقوق  اجتماعی را تحت عنوان قاچاقچی یا “ارازل و اوباشَ” به قتل میرساند.  گاه  نویسندگان و فعاین سیاسی را بدون قبول مسئولیت و بوسیله تیم های ترور به قتل میرساند. گاه زندانیان سیاسی را بدون داشتن حکم اعدام تحت عنوان “خودکشی” یه قتل میرساند.  این سیاست تازه ای در این نظام نیست. در واقع آمار قتل ها و اعدام های سیاسی در دهه اول قدرت گیری اسلام سیاسی در ایران  بسیار بیشتر از آمار اعدام ها ی نظام اسلامی در دو دهه بعد آن است.   جالب اینجاست که عده ای از سران این نظام که سالها در برابر انواع جنایات سکوت کرده و یا خود در آن  جنایات شریک بوده اند؛ اخیرا و با اوج گیری جنبش آزادی خواهی ادعای مخالفت با خشونت طلبی دارند

. ولع سیری ناپذیر “جمهوری” اسلامی برای اعدام که کشورمان را از نظر تعداد انسانهای اعدام شده در صدر جهان قرار داده دلایل خاص خود را دارد. از جمله:

*   ایجادجو وحشت در جامعه  و توجیه  خشونت که از ضروریات تداوم این نظام طالبانی است.

*    ناتوانی نظام جمهوری اسلامی در  بحث استدلالی با مخالفان و توسل به حذف فیزیکی آنها و سرکوب آنان. نظام جمهوری اسلامی از جبهه ملی تا مخالفان رادیکال خود را در عرض سی سال گذشته به جوخه های اعدام سپرده.  برای شکنجه و سرکوب هر نوع مخالفی دلیلی پیدا می شود.

*  تلاش بنیاد گرایان دینی در تحمیل قوانین شرعی متعلق به 1400 سال پیش و تحمیل دیدگاه فکری واپس گرایانه ای که  می خواهد که با  قتل انسانها “عدالت” بر قرار کند . آن  دیدگاه فکری  که تصور می کند می توان  با قتل انسانها و ایجاد ترس مانع از ارتکاب جرم بوسیله افراد دیگر شود از پایه متناقض و به جای مانده از”منطق” دوران قرون وسطی و جاهلیت است.

*   ناتوانی نظام  از حل مشکلات جدی اجتماعی نظیر اعتیاد، گسترش بیکاری.  مغزمعیوب رهبران نظام راه حل اینگونه مشکلات را  بعضا در سرکوب و اعدام می بیند.

اعدام و شکنجه در یک جامعه آزاد و متمدن جایی ندارد.

بیاد بیاوریم که چه انسان هایی به ناحق  اعدام شده ند از کسانی مانند دل آرا دارابی و بهنود شجاعی که حتی جرمشان اثبات نشده بود. تا  کسانی که بخاطر فقر اقتصادی و فرهنگی (که مقصر اصلی آن همین طالبان ایران هستند) به بزه کاری و اعمال خلاف روی میآورند. از مبارزان قدیمی راه آزادی مانند  زنده یاد سعید سلطان پور تا دختران 16 ساله ای که بجرم پخش اعلامیه یا روزنامه ای به جوخه های مرگ سپرده شدند.  از زنی که به جرم زنا در گودالی تا گردن در خاک شده و به فجیع ترین وجهی با سنگ هایی نه چندان بزرگ زجر کش میشود.

فرزاد کمانگر را از خاطر دور نکنیم. معلمی آزادی و فعال حقوق بشر در کردستان که دفاع ازحرمت انسانها را  تقوی خود نمود و بالاخص وضعيت زنان را سند مسجل نقض حقوق بشر خواند، معتادان را بيماراني نيازمند دانست و به همت خود صدها بيمار را درمان نمود ، روزنامه نگاري بود که از واژه عشق قلم فرسائي مينمود ، او روحيه لطيف خود را در حمايت از محيط زيست و طبيعت پيرامونش متبلور نمود ، خشونت را محکوم مينمود.
اما اکنون سرکوبگران بيش از 2 سال است که او را به جرم دگرانديشي و حق طلبي به مسلخ برده اند، شکنجه هايي قرون وسطايي نموده اند که انسانيت را توان بازگو نمودنش نيست .
در 2 دقيقه و 20 ثانيه او را بدون هيچ مدرکي ، پس از ماهها شکنجه ، تنها در تداوم پشت پرده هاي سياسي به مرگ محکوم نمودند ، فرزاد قهرمانانه و سرافراز در بيدادگاهش سرود خواند(1)

در نواحی دور افتاده از تهران مانند کردستان و خوزستان و بلوچستان صدها نفر به جرمهای مختلف پس از شکنجه ( بقول خودشان تعزیر) به جرم هایی که درستی شان در “دادگاهایی” بدون هییت منصفه و وکیل  “ثابت” با سرعت و به دلایل سیاسی، اختلافات قومی و قبیله ای و… اعدام میشوند.

در سالهای اخیر دهها و شاید صد ها جوان معترض، برخی با جرم سیاسی  به غنوان ارازل و اوباش اعدام شده اند.

هنوز نگاه  جوانی که مهربانی و شجاعت درنگاهش آشکار و طناب دار  بر گردنش آویزان بود پس از سالها از خاطرم محو نگردیده.

در واقع جمهوری اسلامی دست بزنی در برابر کسانی که در موقعیت ضعف هستند، کسانی که در بند و گروگان این نظام ضد بشری هستند، دارد. به نمونه جوان 17 ساله افغانی فقیری نگاه کنیم که برای دفاع از خود در برابر تجاوز به اجبار مرتکب قتل شد(2). سازمان عفو بین الملل تصمیم حکومت ایران را که مجددا قصد اعدام بزهکار کودک را دارد و نمونه بارز نقض تعهدات بین المللی ایران است  را محکوم کرده.  اما  طالبان  ایران اصرار عجیبی بر اجرای این حکم دارند. انساتهای فقیری که دسترسی به امکانات دفاع از خود ندارند بیشترین قربانییان این نظامند.  وگرنه فرزند حجت السلام فلاحیان که در ملاعام مرتکب قتل عمد میگردد به سادگی آزاد میشود. نمونه هایی از این نوع “عدالت” در این حکومت  “ارزشی” فراوانند.

به نام هر چه که شرف انسانی اش مینامیم جلو این شقاوت و وحشی گری باستیم و به آن اعتراض نماییم.

مجازات اعدام نوعی شکنجه است و در بیشتر کشور های دنیا ممنوع و غیر قانونی است.
بطور کلی منع مجازات اعدام در کشور های مختلف رابطه مستقیمی با درجه شعور اجتماعی و رشد دمکراسی دارد.
بیشترین اعدام ها توسط دولت های ایران، چین،عربستان،  پاکستان که گل های سر سبد دمکراسی و ازادی ! هستند انجام شده.(3)

اعدام یعنی قتل، مجازات اعدام یعنی جنایت در داخل زندان با مجوز “قانونی“.

آیا قتل پوینده،  مختاری، پروانه وداریوش فروهر بوسیله گروه های ترور با مرگ “تصادقی”  زهرا کاظمی و سعیدی سیرجانی در زندان فرقی دارد. اعدام  دکتر فاطمی و سعید سلطان پور چطور؟ نه، قتل آنها تصادفی نبود و با مجوز قانونی انجام گرقت!!!

ما در شرف یک تحول بزرگ سیاسی هستیم. جوانان ما هر روز در خیابانها  کشته و در زندان‌های رژیم جمهوری اسلامی شکنجه میشوند. برای چه؟

برای تحول دمکراتیک، برای تغیر معیار‌های قرون وسطأئی  و پذیرش  اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر به عنوان پرنسیپ‌هایی‌ که باید در پندار و روابط اجتمأعی ما نهادینه شوند. ما میخواهیم با فرهنگ استبدادی در جامعه خود مبارزه کنیم. یک پیش شرط اساسی‌ برای این کار دفاع بدون قید و شرط از نقض حقوق انسانی‌ تک نک هموطنانمان است.

با اعتراض جدی به احکام وحشیانه و ضد انسانی،   نشان دهیم که یک هدف مهم جنبش آزادی خواهی منع شکنجه و اعدام  و  احترام به حقوق انسانی هر فرد مستقل از عقیده و مرام اوست.

تلاش های خود را با توجه به امکاناتمان  گسترش دهیم. از جمله:  نوشتن نامه به سازمانهای حقوق بشر،  اطلاع رسانی گسترده در رابطه با اعدام ها،  حمایت از مبارزات مدنی سازمانهای مدافع  حقوق بشر در ایران،… و  شاید از همه مهمتر. تلاش برای سرنگونی این نظام طالبانی که بزرگترین مبلغ خشونت، جهل و  عامل جنایت های سازمانیافته در کشورمان می باشد.

1. از وبلاگ   کمپین رسمی دفاع از فرزاد کمانگر     http://www.f-kamangar.hra-iran.org

2. در آستانه روز جهاني عليه اعدام٬ خطر اعدام هشت نوجوان محكوم به مرگ جمهوری اسلامی هشت نوجوان را زیر تیغ اعدام نهاده است.

http://www.equal-rights-now.com/ny_side_429.htm

3. مجازات اعدام در 137 کشور  جهان بطور کامل غیر قانونی است. از 58 کشور باقی مانده.  88 در صد از اعدام های در جهان در 5 کشور  عربستان، چین، ایران،  پاکستان و امریکا انجام شده.

http://en.wikipedia.org/wiki/Capital_punishment

ا. پوینده

Read Full Post »

متجاوزان به سرزمین ما،  یک جوان پاک و مبارز ایرانی دیگر را بقتل رساندنند.

علیرغم تمام اعتراضات، هدف چیست؟ این جنون قتل و جنایت از کجا ریشه میگیرد؟

اگر به قصد زهر چشم گرفتن از جنبش آزادی خواهی این جنایت را مرتکب شدید بدانید:

از نظر حقوقی تمامی کسانی به نحوی در اجرای چنین احکامی نقش دارند. در جرم سیاسی شرکت داشته  و مسئول کردارشان  خواهند بود. حالا چه شکنجه باشد ، چه اعدام و چه دفاع از مزدوران شکنجه گر و جنایت کار و چه برنامه ریز و چه تبلیغات چی. همه باید جوابگو باشند. این را بیاد داشته باشند. اعتقاد به عدم خشونت در جنبش مردمی هم به معنی عدم مجازات مجرمین نخواهد بود. همه مجرمین سیاسی در این نظام بدون استثنا محاکمه خواهند شد.  مطمئن باشند بعد از جنایات 30 سال گذشه به بدترین مجازات ها که در قانون برای مزدوران در نظر گرفته خواهد شد محکوم خواهند گشت.
اگر فکر میکنند میتوانند بهترین جوانان این مملکت را شکنجه و اعدام کنند  و یا به آنان تجاوز کنند. یک عده هم کارهای تبلیغی اطلاعاتی شان را  انجام دهند  و مردم ازگناه شان بگذرند هنوز ایرانی عدالت خواه را نشناخته اند. ما نه فراموش میکنیم. نه به این سادگی ها که بعضی ها فکر میکنند میبخشیم.
امروز نسل جوان  مثال بسیار کوچکی را که این نظام جنایت و جهل بر پدران و مادران و برادران و خواهران بزرگترشان اعمال کرد، بوضوح میبینند. در آن سالها  خمینی حکم اعدام 100 ها نفر را در یک روز صادر میکرد و روزنامه کیهان با بیشرمی تمام اسامی کشته شدگان را در ستون اصلی مینگاشت. تثبیت نظام ضد بشری با وحشیاته ترین جنایت ها بر علیه پاک ترین فرزندان این مرز و بوم این گونه امکان پذیر شد. جوانهایی پاک، که با هر ذهنیتی، هدفی جز ساختن  آینده بهتر و ایرانی آباد نداشتند و مسلما  سزاوار مرگ و تجاوزات وحشیانه و اعدام های بدون محاکمه نبودند.

نسل جوان و کلا مردم کشورمان برای ساختن آینده ای بهتر،  برای ساختن ایرانی آزاد و دمکراتیک و قدرتمند میباید به تاریخ خود آشنایی کامل داشته باشند. این تجربه تاریخی مفت بدست نیامده و برای شناخت عمیق از فرهنگ استبدادی در کشورمان ضروری است.

چرا که هنوز بعد از 28 سال از این جنایات گسترده که منجر به سلطه کامل ارتجاع دینی به اسم «جمهوری» اسلامی شد. بعد از شکست کامل انقلاب ضد استبدادی و محدود شدن تلاش های مردم به جابجایی یک نظام استبدادی با نظامی بمراتب وحشی تر عقب مانده تر شد. بجای اینکه در جهت رشد آزادی و رفاه و آبادانی، رفع ستم از مناطق فقیر و قومیت های تحت ستم و رشد اقتصاد ملی قدم برداریم مساله مان تبدیل به حفظ «حجاب اسلامی» زدن شلاق در ملا عام برای مصرف مشروبات و بسط و ترویج عقب مانده ترین خرافه های امام زمانی و جمکرانی شد. هنوز مسببان اصلی این فاجعه کماکان ادعای رهبری و هدایت اخلاقی جامعه را دارند!
بعد از 28 سال صدها و شاید هزاران قربانی این نظام جهل و جنایت ناشناس و شناحته نشده باقی مانده اند و خانوادهشان در سوگ این جنایت بی جواب غمگین و در انتظار حمایت از مردم برای داد خواهی هستند.
هنوز قاتلان و تجاوز گران به هزاران تن از پاک ترین جوانان این سرزمین راست راست میگردند و از مواهب جنایات خود نیز طور کامل برخوردارند. آیا شما اجازه میدهید که یک متجاوز بدون محاکمه ( حالا مجازات بماند) راست راست در محله تان راه برود. خوب کشور ما محله بزرگ ماست. ایتطور نیست؟

هدف انتقام گیری نیست. هدف آگاهی از جنایات و ابعاد آن و جلوگیری از تکرار آن است. عده ای مجازات حواهند شد و عده ای عفو میگردند. این بستگی به نوع و شدت و درجه مسولیت مجرم دارد. ما نه  فراموش میکنیم. نه می بخشیم.

Read Full Post »

قلبم شکست. از این همه بیشرفی و نامردمی. قلبم شکست.

یک جوان نادم که در 17 سالگی بطور تصادفی مرتکب قتل غیر عمد شده بود.  بعد از 3 بار جلو چوبه دار رفتن.با تمام کوشش های انسان هایی که مخالف کشتن و رواج خشونت هستند. با یک قانون قرون وسطایی ، در زندان یک رژیم قرون وسطایی پرپر شد.

بیاد بیاوریم که چه انسان هایی به نا حق  اعدام می شوند. از کسانی مانند دل آرا دارابی که حتی جرمش اثبات نشده بود. تا  کسانی که بخاطر فقر اقتصادی و فرهنگی (که مقصر اصلی آن همین طالبان ایران هستند) به بزه کاری و اعمال خلاف روی میآورند. از مبارزان قدیمی راه آزادی مانند  زنده یاد سعید سلطان پور تا دختران 16 ساله ای که بجرم پخش اعلامیه یا روزنامه ای به جوخه های مرگ سپرده شدند.  از زنی که به جرم زنا در گودالی تا نیمه بدن خاک شده و به فجیع ترین وجهی با سنگ هایی نه چندان بزرگ زجر کش میشود.

چقدر باید بکشید. از دانشجو تا معلم. از کارگر تا نویسنده. از جوان کرد تا هموطن بهایی.  چقدر از بهترین جوانانمان را باید بکشید؟  چقدر از امید های آینده مان  (نداها، کیانوش هاو سهراب ها) را باید برای نظام «مقدستان» پرپر کنید؟

اگر این جوان خطا کار سزاوار مرگ بود. حق این رژیم جنایت پیشه چیست؟

این نعش مرده نظام مقدستان که با سی سال نفی ابتدایی ترین آزادی های فردی، سیاسی و اجتماعی بقیمت هزاران هزار کشته و اعدامی و شکنجه شده و به قیمت 8 سال جنگ خانمان سوز و یک اقتصاد ورشکسته به اینجا رسیده، نظامی که فقط با دروغ و ترور و وحشت سر پاست باید برای همیشه به گور سپرده بشه. این نظام «مقدس » شما امتحانشو پس داد و بد جور در دفاع از آزادی، شرف و بوجود آوردن یک زندگی بهتر برای اکثریت قاطع هموطنان ما رفوزه شد. حکومت اسلامی تمام شد. مرد. این نعش گندیده رو بگذارید هر چه زودتر به خاک بسپاریم و برای زندگی در کشوری آباد؛ آزاد بدور از اعدام و شکنجه و شلاق و سنگسار. بدور از تبعیض جنسیتی و قومی. بدور از خرافه هایی که بوسیله نظام مقدستان ساخته میشود تلاش نماییم.

به یاد  هزاران هزار قربانیان رژیم جهل و سرکوب: نعش گندیده  این رژیم رو بگذارید هر چه زودتر به خاک بسپاریم.

Read Full Post »

دو نو جوان دیگر در آستانه اعدام:  به این وحشیگری مکرر قرون وسطایی اعتراض کنیم:

به نقل از خبرگزاری هرانا:

بنا به گزارش‌های رسیده از تهران، اکرم مهدوی، بهنود شجاعی و صفر انگوتی، سه متهم به قتل در معرض اعدام قرار دارند.

اکرم مهدوی  از سال ۱۳۸۵ به جرم قتل شوهرش در زندان است. این زن ۳۴ ساله در سن ۲۰ سالگی طی یک ازدواج اجباری به عقد مردی ۷۰ ساله که دو همسر دیگر هم داشته، درآمد.
وی پس از دوبار تقاضای طلاق و رد این تقاضا از سوی دادگاه، در سال ۸۲ همسرش را به قتل رساند. این زن محکوم به اعدام در سن ۱۳ سالگی نیز به اجبار با پسردایی‌اش ازدواج کرده بود.
خانواده مقتول پیشتر اعلام کرده بودند در صورت دریافت ۶۰ میلیون تومان از قصاص صرف نظر خواهند کرد. جمعی از فعالان حقوق زنان طی یک فراخوان برای جمع‌آوری دیه، توانستند ۱۸ میلیون تومان جمع آوری کنند. خانواده مقتول اعلام کرده‌است که این مبلغ را برای گذشتن از حق قصاص کافی نمی‌داند.
آیا این به این معنی نیست که طبق قانون حکومت اسلامی بخاطر  40 مایون تومان  میتوان زن جوانی را کشت؟  قتل زن جوانی که از 13 سالگی بخاطر قوانین عقب مانده و قرون وسطی همین نظام  دو بار مجبور به ازدواج های اجباری گردیده.

بهنود شجاعی در تاریخ 28 مرداد 1384 در یک نزاع جمعی در پارک ونک و در سن کمتر از 17 سالگی و بصورت تصادفی منجر به مرگ یک نوجوان گردید. او دستگیر و در دادگاه 74 کیفری محکوم به مرگ می شود و دردیوان عالی کشور حکم اعدام وی مورد تایید قرار گرفت. بهنود شجاعی تا به حال چندین بار پای چوبۀ دار برده شده ولی در آخرین لحظات بر اثر فشار ها و اعتراضات گسترده  بین المللی حکم اعدام وی به تعویق افتاده است.

محمد مصطفایی، وکیل بهنود شجاعی و صفر انگوتی، نیز در تارنمای شخصی خود، اعلام کرده‌است که حکم اعدام این دو نوجوان در روزهای ۱۹ و ۲۹ مهر ماه اجرا خواهد شد

سال گذشته، ایران به عنوان دومین کشور از نظر شمار اجرای اعدام‌ در جهان شناخته شد. به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، دست‌کم ۳۴۶ نفر در سال ۲۰۰۸ در ایران به دار آویخته شده‌اند.
.بهنود شجاعی و صفر انگوتی در زمان ارتکاب قتل کمتر از ۱۸ سال داشته‌اند. بنا بر پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک افراد زیر ۱۸ سال، کودک به‌شمار می‌آیند و اجرای حکم اعدام برای آن‌ها ممنوع است. ایران در سال ۱۳۷۲ این پیمان‌نامه را امضا کرده‌است.
آقای مصطفایی با ارسال نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار توقف این احکام شده‌است. وی از رئیس قوه قضائیه درخواست کرده تا زمان تصویب نهایی «لایحه تشکیل دادگاه‌های اطفال و نوجوانان» احکام اعدام کودکان زیر ۱۸ سال را متوقف کند.
سال گذشته مجلس شورای اسلامی کلیات «لایحه تشکیل دادگاه‌های اطفال و نوجوانان» را تصویب کرد. بر پایه این لایحه، قاضی می‌تواند با تشخیص خود مبنی بر این‌که کودک مجرم، در هنگام ارتکاب جرم به بلوغ فکری نرسیده بود، حکم اعدام را لغو کند.
بر اساس قوانین ایران کودکانی که در سنین زیر ۱۸ سال محکوم به اعدام می‌شوند تا زمان رسیدن به سن ۱۸ سالگی در کانون اصلاح و تربیت کودکان زندانی می‌شوند و پس از آن به دار آویخته می‌شوند.
این احکام اعدام در حالی برای اجرا در روز ۱۱ اکتبر ابلاغ شده که روز دهم اکتبر روز جهانی مبارزه با اعدام است.
ایران بالاترین آمار اعدام کودکان زیر ۱۸ سال را در جهان دارد. در سه سال گذشته ۲۹ کودک زیر ۱۸ سال در ایران اعدام شده‌اند. مجموع کودکان اعدام شده در جهان در این مدت ۳۵ نفر بوده‌است.

این وحشی گری و شقاوت بی خردانه حکومت اسلامی تا کی باید ادامه پیدا کند. تا کی باید شاهد قتل نوجوانانی باشیم که اعدامشان  بر اساس  پیمان نامه جهانیی که خود رژیم امضا نموده غیر قانونی است.

بیاد بیاوریم که چه انسان هایی به نا حق  اعدام می شوند. از کسانی مانند دل آرا دارابی و بهنود شجاعی که حتی جرمشان اثبات نشده. تا  کسانی که بخاطر فقر اقتصادی و فرهنگی (که مقصر اصلی آن همین طالبان ایران هستند) به بزه کاری و اعمال خلاف روی میآورند. از مبارزان قدیمی راه آزادی مانند  زنده یاد سعید سلطان پور تا دختران 16 ساله ای که بجرم پخش اعلامیه یا روزنامه ای به جوخه های مرگ سپرده شدند.  از زنی که به جرم زنا در گودالی تا نیمه بدن خاک شده و به فجیع ترین وجهی با سنگ هایی نه چندان بزرگ زجر کش میشود.

بقول دوستی:

اعدام یعنی قتل توسط عوامل قانون!
اعدام یعنی شکنجه! شکنجه در نحوه مرگ و شکنجه مداوم و مزمن ناشی از دانستن زمان مرگ، شکنجه شبی تا صبح در فکر مرگ بیدار بودن!
اعدام یعنی گرفتن حق تغییر و تحول افراد!
اعدام یعنی شستن خون با خون!
اعدام یعنی پرورش و حقوق دادن به جلادان برای اجرای احکام اعدام!
اعدام یعنی تفکر حذف و نه تفکر اصلاح!
اعدام یعنی انتقام گرفتن و نه بازداری از جنایت!

هدف نظام از اجرای این اعدامها ایجاد جو  وحشت و اختناق است. با افزایش این اعدامها می خواهند  فرهنگ خشونت را در جامعه ترویج نمایند و توجیحی برای  تحمیل قوانین شرعی متعلق به 1400 سال پیش و تحمیل دیدگاه فکری واپس گرایانه ای خود نمایند. دیدگاهی  که  می خواهد که با  قتل انسانها “عدالت” بر قرار کند . آن  دیدگاه فکری  که تصور می کند می توان  با قتل انسانها و ایجاد ترس مانع از ارتکاب جرم بوسیله افراد دیگر شود از پایه متناقض و به جای مانده از”منطق” دوران قرون وسطی و جاهلیت است.

تا کی میتوان فقط شنونده  این نامردمی بود. تا کی میتوان شاهد پرپر شدن دل آرا ها و بهنود ها بود. آیا وقت آن نرسیده که جنبش آزادی خواهی اعتزاضات خود را به این وحشی گری  بصورت جدی تری ابراز نماید. آیا نمیتوان حرکتی مدنی و اعتراضی را علیه اعدام ها  سازمان داد. بیایید مخالف خود را با مجازات اعدام در اعتراضات خیابانی مطرح نماییم.

بیاییم با سازماندهی  تحصن های گسترده در برابر دادگستری مخالف خود را با این اعدام ها بیان نماییم.  بیاییم به حکومت اسلامی نشان دهیم که قتل  نوجوانان به بهانه اجرای عدالت برایشان هزینه دارد.

حقوق بشر  مجرم و غیر مجرم نمی شناسد. ما باید همانقدر که از شکنجه یک مبارز سیاسی برافروخته و ناراحت می شویم، از شکنجه  یک بزه کار نیز ناراحت شویم. وحشی گری و قساوت در حق هر انسانی حتی خطا کار مردود است.

ما در شرف یک تحول بزرگ سیاسی هستیم. جوانان ما هر روز در خیابانها  کشته و در زندان‌های رژیم جمهوری اسلامی شکنجه میشوند. آیا هدف میباید چیزی بغیر از  تغیر معیار‌های قرون وسطأئی  باشد. آیا نمی باید برای نهادینه شدن  ا صول‌ حقوق بشری در پندار و روابط اجتمأعی مان تلاش نماییم؟.

مخالفت با شکنجه و مجازات اعدام بخشی از این تلاش است.

Read Full Post »

Older Posts »