Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘مقالات سیاسی’ Category

دوستان بنظرم  مدیریت بالاتربن هدفش ایجاد جبهه ای برای اصلاح طلبان دولتی است. در عین حال میخواد ژست دمکراتیک بگیره. هدف  کنترل سایت از طرف این جریان  بوده و هست. یک عده ای هم البته میتوانند لینک بگذارند  ولی اگر زباد پاشون رو از گلیم خودشن فراتر بگذارند یا حذف میشوند یا محدود. بنابراین به نظر من تحریم با هدف عقب نشوندن مدیریت سایت جواب نمیده. برا حتی 1000 تا ای دی تقلبی میتونه سایت رو خیلی پر طرفدار تر از اونچه که هست نشون بده. راه حل بنظر من:

1.  ادامه فعالیت در بالاترین و روشتگری  با تمام توان در رابطه با اهمیت آزادی بیان و غیر جناحی  و دمکراتیک کردن مدیریت سایت است. توجه کنید که اینکار باعث روش شدن هدف مدیریت سایت میشود و با پیگیری ما عده بیشتری خواستار احترام به آزادی بیان میشوند. لازم است اینحا نکته ای رو به آندسته از  طرفداران اصلاح طلبان و موسوی که واقعا خواستار تحول دمکراتیک هستند یاد آوری کنم. دوستان تک صدا شدن این سایت بمرور زمان باعث مردن و کم اهمیت شدن سایت میشه و بالاترین رو تبدیل به یک سایت حزبی دیگه مثل کلمه یا سایت های مجاهدین یا مشروطه خواهان  … میکند. اونوقت یک عده دائما بیانه های موسوی  رو لینک میکنند و زیرش به به چه چه میکنند. دلشون هم خوش خواهد بود که مبارزه اینترنتی میکنند. بیایم بالاترین رو جدا از گرایش های فکری خودمون تیدیل به یک سایت برای ارایه و بحث نقظه نظرات متنوع کنیم. این تجربه رو تبدیل به یک تمرین دمکراسی کنبم  و نه یک تلاش دیگر برای انحصار طلبی و تمامیت خواهی. از تجارب 57 درس یاد بگیریم.

2. این تلاش ممکنه جواب نده برای  همین  باید دنبال تقویت سایت های  رقیب  از جمله سایت دنباله  و باشیم. برای اینکار میتوانیم لینک ها رو به هر دو سایت فرستاده  و در مواقع تحریم موقت یا طولانی بالاترین تلاش هایمان رو اونجا متمرکز کنیم.  این یک پروسه است. بسیاری از ما به بالاترین عادت کردیم. میتوانیم  با توجه به وقتی که داریم در راه فعال شدن در فضای دیگر قدم برداریم.

3. همچنین میتونیم دنبال  بوجود آوردن یک سایت با مدیریت دمکراتیک باشیم. این کار زمان میبره. ایده ای که اینجا مطرح شده با ارزش هست.

http://weblognewis.blogspot.com/

در رابطه با  خواسته ها هم نظرم رو اینجا مطرح کردم

پیشنهاداتی در رابطه با حل مشکلات در بالاترین

 

 

Read Full Post »

نگاهی بیاندازیم به پیام میر حسین موسوی بمناسبت  16 آذر   تا   فقر  اندیشه را در تفکر طرفداران  حکومت مذهبی دریابیم. میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، ۱۶ آذرماه را یاد آور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی (تاکید از من است) و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند

در بخشی  دیگر از اعلامیه میگوید:

مگر امام رحمت الله علیه در سال ۵۹ نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»

آیا  موسوی فراموش کرده که «امام  راحل»  در چند نوبت گفت که:

اگر 35 میلیون بگن آره من میگم نه!(1)

سپس در ادامه بیانیه میگوید:

ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:

«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»

حتما ایشان این سحنان «امام راحل» را بیاد ندارند که گفت:

“در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام می‌خواهیم. این مردم قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد.” (2)

“به آنها که از دموکراسی حرف میزنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. میخواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم.”(3)

“آن‌هایی که به اسم دموکراسی، با اسم دمکرات می‌خواهند مملکت را به فساد و تباهی بکشند، این‌ها باید سرکوب شوند. ملت آن‌ها را سرکوب خواهد کرد. کاری نکنید که باب غضب باز شود.(4)

سپس ایشان  به توضیح  واضح هات  در رابطه   با ندانم کاری  و فساد   غالب  و نابود کردن اقتصاد  در دولت کنونی میپردازد. تو گویی  بحران اقتصادی  و ندانم کاری و فساد اقتصادی پدیده ای جدید  در نظام ولایت فقیه هست.  شاید ایشان جمله معروف «امام راحل» را که گفته بود اقتصاد مال خر است را نیز فراموش کرده.

ایشان برای مبارزه با دولت فعلی خواهان  معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی در جهت بسط آگاهی  میگردند.

اما معلوم نیست آیا این اسلام رحمانی چیزی بغیر از همان اندیشه های «امام راحل» است.

بنا به گفته «امام»  در «دوران  طلایی:

“یکی از این‌ها آمده بود گریه می‌کرد که چرا بعضی از این‌ها را می‌کشند! این‌ها باز توجه ندارند که اسلام در عین حال که تربیت است، یک مکتب تربیت است… اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوت ، تا آخر گرفتار هستیم. ما با هیچ‌کس قوم و خویشی نداریم . ما مطیع اسلام هستیم و احکام اسلام را می‌خواهیم جاری کنیم.”(8)

“ما دیگر نمي‌توانيم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.”(9)

“این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. اگر ما اينها را نكشيم، هر يكی شان كه بيايد بيرون ميرود آدم مي‌كشد. با چند سال زندان كار درست نمي‌شود.اين عواطف بچه گانه را كنار بگذاريد.(10).

آقای موسوی در  انتهای بیانیه میفرماید:

یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع«

این اعلامیه  مانند بسیاری دیگر از اعلامیه های شان  نه تنها ناتوانی او را در نقد صادقانه گذشته نشان میدهد. بلکه  نشان دهنده توجیهات او   برای منزه کردن چهره  بزرگ ترین جنایتکار  و  سرکوب گر  ایرانیان آزادی خواه در یک صد سال گذشته میباشد.   براستی تاکید موسوی بر دفاع بی قید وشرط  از خمینی برای چیست؟  آیا او مجبور است  اینچنین در هر مناسبتی از خمینی دفاع کند؟  آیا او نمیداند که  ایرانی  آزادی خواه  و دمکرات منشی  نیست که تضادی بنیادین با تفکرات ارتجاعی  سنتی و ضد حقوق بشری خمینی نداشته باشد؟  آیا  دفاع بی قید شرط  از خمینی میتواند  در جهت تحکیم و همبستگی آزادی خواهان باشد؟

آیا او با تطهیر خمینی میخواهد  با دفاع از  این  اسطوره نکبت، گذشته خود را توجیه کند؟  و یا میخواهد  با عوام فریبی و بزک کردن تفکر ورشکسته حکومت مذهبی  و مذهب حکومتی، آینده سیاسی خود را تضمین نماید؟

آیا این  دروغ گویی و توجیح  برای رسیدن به هدف که همان حفظ  حکومت مذهبی باشد نیست؟

اگر خامنه ای دستور کشتن صدها نفر معترض بی گناه را داد. خمینی دستور کشتن هزاران هزار زندانی سیاسی را داد.

آیا تکرار حرفهای« امام»  این بزرگترین دیکتاتور قرن گذشته در ایران در پیام به مناسیت روز دانشچو و 16 آذر توهین به شعور هر ایرانی و دانشجوی آزادی خواه نیست؟ ایا 16 آذر مظهر مبارزه دانشجویان  با استبداد ( از هر نوعی ) نیست؟

آیا میتوان بدون نقد گذشته  و با سلاح دروغ   و ریا به جنگ نظام دروغ  و ریا رفت؟  آیا میتوان با دفاع بی قید و شرط از  پایه گذار نظام استبداد  مذهبی به جنگ استبداد مذهبی رفت؟

واقعیت این است که طرفداران حکومت دینی به بن بست رسیده اند .  آنان  با تحمیل و تبلیغ فرهنگ دروغگویی تظاهر و ریا کاری  باعث  رواج چنین فرهنگی شده اند.  طرفدار ن حکومت دینی و «اندیشه های امام راحل»  از هر فرقه ای از نظر فکری اخلاقی و سیاسی ورشکسته هستند.

جنبش آزادی خواهی و دانشجویان آگاه مبارزه خود را برای احقاق حقوق انسانی و دمکراتیک خود ادامه خواهند داد. نظام ولایت فقیه مرده ای پیش نیست که با  ضرب سرکوب  و  استفاده از  سلاح ترس  و  سو استفاده از ثروت های ملی ایستاده است.  وقتی سلاح ترس بی اثر شد که خواهد شد. وقتی اندیشه آزادی و فلسفه زنده بودن  بر فلسفه مرگ  و ایدتولوژی اسلام دولتی غلبه پیدا کند. آنروز استبداد شکسته خواهد شد.

 

جناب موسوی میگوید:

یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع

در این رابطه باید گفت:

یادمان باشد به شعور جمعی دانشجویان در سالگرد 16 آذر با دفاع از خمینی قاتل توهین نکنیم!

 


————————–

منابع:

[1]- سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز،کیهان 3/3/58

[2]- سخنرانی مورخه ۱۹ آذر ۱۳۵۸، قم

[3]- سخنرانی مورخه ۲۲ اسفند ۱۳۵۷، قم

[4]- صحیفه نور،ج9،ص372

[5]- سخنرانی در مسجد فیضیه قم، جمعه 2 شهریور58، سروش،شماره 18، 10 شهریور 58،ص6-7
[6]-كيهان، 27مرداد 1358
[7]- سخنرانی 19 تیر 58 امام و …، گردآورنده: منصور دوستکام و هایده جلالی،انتشارات پیام آزادی، چاپ سوم،1358ص96
[8]- صحیفه‌نور ، ج13، ص50

 

[9]- مجلس معارفه با نمایندگان مجلس خبرگان در فیضیه قم، 27 مرداد 1358
[10]- سخنرانی به مناسبت سالروز تولد رسول اسلام، ۹ تیر ۱۳۵۹
—————————–

بیژن  پوینده

 

 

Read Full Post »